امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

گفته‌ها و نکته‌ها 1281

فریب آتش‌بس ترامپ را نخورید
روزنامه کیهان: گزارش‌های افشاگرانه رسانه‌های غربی مثل نیویورک‌تایمز نشان می‌دهد عقب‌نشینی تاکتیکی ترامپ، ناشی از ته کشیدن ذخایر جنگی سنتکام است. اعتماد دوباره به فریب مذاکره، خطایی مهلک خواهد بود. ماشین جنگی ایالات متحده در خلیج‌فارس به گل نشسته است؛ عقب‌نشینی ترامپ و مانور بر سر آتش‌بس و دیپلماسی، نه از سر اقتدار؛ بلکه ناشی از ته‌کشیدن ذخایر موشکی و پدافندی سنتکام است. دشمن نیازمند یک «دوره تنفس» برای بازسازی توان تسلیحاتی خویش است؛ هرگونه دل‌خوش‌کردن به لبخند دیپلماتیک واشنگتن، خطای محاسباتی بزرگی است. وقت خاموشی میدان نیست؛ بلکه هنگام تثبیت نظم جدید با حملات کوبنده و شکستن محاصره دریایی است. جنگ زمانی به پایان می‌رسد که نظم جدید منطقه بر پایه حاکمیت مطلق ایران بر تنگه هرمز تثبیت شود. امروز که ارتش آمریکا با بحران کمبود شدید مهمات دست و پنجه نرم می‌کند، راه ایجاد امنیت پایدار، از پاسخ‌های قاطع میدانی می‌گذرد.
 
سخنان عراقچی در خصوص آتش‌بس، بی‌دقتی یا نشان از عاملین تجربه قبلی 
علیرضا خردمند: عراقچی در آخرین مصاحبه خود گفته است: «مشکل امروز میان ایران و آمریکا، نبودِ میانجی نیست. پاکستان و قطر همچنان در انتقال پیام‌ها نقش میانجی را ایفا می‌کنند و در این زمینه مشکلی وجود ندارد؛ مشکل اصلی، رویکرد آمریکا است که باید اصلاح شود. در شرایط فعلی، ایران آتش‌بس موقت را نمی‌پذیرد و تا زمان تحقق خواسته‌های خود در موضوع تنگه هرمز، این مسئله در دستور کار نخواهد بود.»
این سخنان در ظاهر درست، این معنا را در باطن خود دارد که مسیر موردنظر هنوز تغییری نکرده است. استفاده از لفظ «فعلاً» توسط آقای عراقچی این پیام را دارد که هنوز پاشنه در بر روی باقی ماندن وضعیت در حالت نه جنگ و نه صلح است و قرار است همین سیاست بیمار ادامه پیدا کند. معلوم نیست این اعلام موضع آسان در مورد آتش‌بس آن هم در فضای فعلی با چه اختیاری از سوی آقای وزیر بیان می‌شود؛ اما شاید مدرک دیگری از رفتار سرخود بعضی سیاستمداران در این سطوح در خصوص مسائل مربوط به جنگ باشد.
اگر قرار باشد تجربه ماه‌های گذشته درسی برای سیاست‌گذاری کشور داشته باشد، نخستین نتیجه آن باید پرهیز از تکرار همان مسیری باشد که پیش از این نیز آزموده شده و نتیجه‌ای جز افزایش فشار و گستاخ‌تر شدن طرف مقابل نداشته است. آنچه در هفته‌های اخیر رخ داده، برای بسیاری از ناظران مؤید این گزاره است که اتکا به تضمین‌های لفظی و امید بستن به تغییر رفتار آمریکا، بدون وجود ابزارهای بازدارنده و حفظ اهرم‌های فشار، نمی‌تواند منافع ملی را تأمین کند و تنها کشور را بار دیگر در معرض تکرار تجربه‌های پرهزینه گذشته قرار می‌دهد.
 
حفره امنیتی؛ اسم رمز فرار رو به جلو
مسعود براتی: گفتگوی عراقچی، وزیر امور خارجه درباره جنگ تحمیلی سوم، حاوی نکات قابل توجهی است. هرچند انتشار این گفتگو خودش محل نقد است. خصوصاً اینکه حرف‌ها و اطلاعاتی که در این گفتگو منتشر شده است در تکمیل نقشه‌های اطلاعاتی دشمن چه نقشی خواهد داشت. اما یکی از موارد جالب که از زبان عراقچی بیان شد، اذعان او به وجود حفره‌های امنیتی است. عراقچی این تأکید را درباره غافلگیری عملیاتی در شروع جنگ بیان می‌کند. اینکه دشمن از محل برگزاری جلسات و حضور رهبر انقلاب اطلاع داشته است. او تاکید ویژه می‌کند که حفره‌های امنیتی در تصمیم‌سازی وجود دارد و بر تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد که باید برای آن‌ها تدبیر کرد.
عراقچی به نکته مهمی اشاره کرده است. حفره امنیتی آن هم در چنین جنگ وجودی که آمریکا تمام توان خودش را برای شکست دادن ایران به کار گرفته است، حتماً اهمیت دارد و باید مورد بررسی قرار گیرد؛ اما فقط محدود به آن چیزی که عراقچی گفته، نمی‌شود.
برای مثال عراقچی کسی بود که گفت امضای کری تضمین است. اما واقعیت که مردم ایران آن را تجربه کردند و رهبر معظم انقلاب هم در پیام اخیرشان بر آن تصریح کردند این بود که حتی امضای رئیس جمهور آمریکا بی‌اعتبار و فاقد ارزش است. آیا نظر عراقچی متأثر از حفره امنیتی نبوده است.
یا فرض کنید در یک رویارویی مانند رویارویی ایران و آمریکا، رفتارهایی از سوی مسئولان ایرانی سر بزند که تصویر «ایران ضعیف» در ذهن آمریکایی‌ها تصویر و تثبیت شود. آن وقت است که آمریکا که به قول والتز، به یک هژمون غارتگر تبدیل شده است و کسی مانند ترامپ که یزید زمان است، در رأس آن قرار دارد، در ضربه زدن به ایران مصمم‌تر می‌شود و حاضر به عبور از خط قرمزهای بیشتری می‌شود و جنایت‌های بیشتری انجام می‌دهد. آن وقت نه تنها رفتار مسئولان اصلاح نمی‌شود؛ بلکه بر آن رفتار غلط اصرار کنند و آن را حتی کار خوب و مفید بدانند.
اصرار مکرر عراقچی بر مذاکره با آمریکا حتی بعد از جنگ ۱۲ روزه که باطل بودن مسیر مذاکره با آمریکا را اثبات کرد، نقش مهمی در ایجاد تصویر ایران ضعیف داشت. آمریکایی‌ها اصرار ایران بر مذاکره را، ترس ایران از جنگ فهم می‌کردند و در محاسبات خودشان تصور کردند ایران دچار مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است و این اصرار بر مذاکره و امید به رفع سایه جنگ از طریق مذاکره به همین دلیل است؛ لذا جمع‌بندی آن‌ها این شد که با یک ضربه محکم می‌توانند تکلیف ایران را یکسره کنند و در همان قدم اول «سر زدن» را اجرا کردند.
یا مثلاً فرض کنید تحولات پیرامون یک کشور به صورتی در حال رقم خوردن است که ساعت به ساعت احتمال وقوع جنگ را افزایش می‌دهد. بعد در همین شرایط فرض کنید وزیر خارجه همان کشور که مسئول پیگیری همین موضوع بوده و با همتایان خارجی خود در تعامل است و حتی متوجه شده که شرایط به سمت وقوع جنگ پیش می‌رود، بیاید در رسانه‌های عمومی ۱۸۰ درجه مخالف چنین وضعیتی بگوید که مذاکرات خیلی پیشرفت داشته است و حساسیت‌زدایی نسبت به احتمال بالای وقوع جنگ انجام دهد. آیا در این مورد نباید شک و ظن به وجود حفره امنیتی در لایه تصمیم‌سازی او داشت؟
دقیقاً این مثال، حکایت آقای عراقچی است. او ساعت ۲۳ پنجشنبه ۷ اسفند در مصاحبه با رسانه‌ها از «پیشرفت خوب» در مذاکرات با آمریکا خبر داد. چند ساعت بعد عراقچی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «پیشرفت بیشتری در تعامل دیپلماتیک ما با ایالات متحده حاصل شده است.» در حالی که عراقچی در گفتگوی اخیر خود اذعان کرده است که روز جمعه در تماس‌هایی که با وزیر خارجه عمان داشته است، متوجه شده که در آمریکا مسئله جنگ قطعی است. اما او حتی به اصلاح حرف‌هایی که زده است، نمی‌پردازد.
حتماً منظور این نیست که عراقچی باید درباره جنگ هشدار می‌داد و یا صحبتی در این رابطه می‌کرد. اما حتماً او نباید امیدواری کاذب به جامعه با خبر دروغین «پیشرفت خوب» می‌داد و از جامعه حساسیت‌زدایی می‌کرد. این اشتباه کمی نیست و سؤال مهم این است که آیا حفره‌های امنیتی در چنین خطای مهمی مؤثر نبودند؟
جنگی که صبح روز شنبه ۹ اسفند رخ داد، سبب شهادت رهبر معظم انقلاب، شهادت جمعی از فرمانده‌های ارشد نظامی، کودکان مظلوم میناب و… شد و شاید اگر حساسیت‌زدایی عراقچی نبود، چنین هزینه سنگینی در روز اول جنگ بر ملت رشید و سرافراز ایران تحمیل نمی‌شد.
تجربه نشان داده است که حفره‌های امنیتی به مسئولانی که خطای محاسباتی دارند، بیشتر نزدیک می‌شوند تا بتوانند با فعالیت‌های مستمر تصمیم آن‌ها را تحت تأثیر قرار بدهند.
 
عکس هفته
خیلی ظریفانه هواتو دارم...