امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

گفته‌ها و نکته‌ها 1288

چرا کمک خواستن رئیس جمهور از کارشناسان عملی نمی‌شود؟!
محمدعلی مهری: رئیس‌جمهور محترم برای چندمین بار، بحث «دعوت از دکتر جلیلی برای حضور در دولت» را مطرح کرده‌اند و رسانه‌های وفاقی، اصلاح‌طلب و ضدانقلاب هم پای کار این پروژه آمده‌اند.
اما پاسخ:
وقتی چارچوب دولت با دیدگاه‌های دکتر جلیلی همخوانی ندارد، ایشان عملاً باید مجری سیاست‌هایی باشد که به آن‌ها باور ندارد! همکاری، زمانی مؤثر است که بر سر اصول توافق وجود داشته باشد؛ صرفِ کنار هم قرار گرفتن افراد با دیدگاه‌های متضاد، مشکلی را حل نمی‌کند و اختلافات را تشدید می‌کند.
برای به ثمر نشستن برنامه‌ها، نیاز به هماهنگی میان کلیه اجزای دولت اعم از معاون اول، وزرا، معاونت‌ها و… است. وقتی دولت میان خودش چنین هماهنگی‌ای ندارد، چگونه می‌خواهد با رقیبش هماهنگ باشد؟ دولت با مجموعه‌ای از کج‌کارکردها مواجه است؛ از مدیریت انرژی گرفته تا تورم و…؛ دکتر جلیلی به کدام‌یک برسد؟
خوب است ادعای کمک‌خواهی ایشان را با یک سابقه ارزیابی کنیم: در موضوعات مختلفی مانند مدیریت بازار ارز، بانک، خصوصی‌سازی، بودجه، حاکمیت ریال، مدیریت انرژی، برق، آب و… برنامه‌ها و پیشنهادهای عملیاتی کارشناسی برای دولت ارسال شده است؛ اما مواجهه ایشان چگونه بوده است؟
به‌عنوان نمونه، سال گذشته در موضوع مدیریت آب، طرح مبسوطی از سوی دولت سایه دکتر جلیلی برای دکتر پزشکیان ارسال شد. ایشان پس از تعلل چندین ماهه در رسیدگی به طرح، فرمودند: «طرح اختصاصی برای مدیریت آب تهران ارائه کنید.» نخبگان دولت سایه بلافاصله آن طرح را هم ارائه کردند؛ اما هنوز از سرنوشت آن طرح‌های عملیاتیِ کارشناسی، خبری نیست! متأسفانه در سایر موضوعات هم اتفاقات مشابهی افتاد.
این سوابق نشان می‌دهد ادعای کمک‌خواهی از دکتر جلیلی واقعی است یا فرافکنی برای فرار از مسئولیت!
 
رعایت آداب دیپلماتیک از حقوق مردم است
حمید رسایی: آنچه برخی حامیان رفتارهای آقای پزشکیان، «سادگی» یا «مردمی بودن» می‌نامند، از منظر بسیاری از عقلاً نه صمیمیت دیپلماتیک؛ بلکه نوعی بی‌توجهی به آیین‌های دیپلماتیک است. در علم دیپلماسی، «پروتکل» صرفاً تشریفات نیست؛ بلکه زبان نانوشته‌ی احترام، قدرت و جایگاه است و رعایت نکردن آن، پیام‌های ناخواسته‌ای مخابره می‌کند که گاه به ضرر یک ملت تمام می‌شود.
۱. زبان بدن و جایگاه
در دیپلماسی، نحوه‌ی نشستن، ایستادن، دست دادن و حتی تماس چشمی حامل پیام است. اگر رئیس‌جمهور یک کشور در جایگاهی بنشیند که با جایگاه رسمی‌اش هم‌تراز نیست، این می‌تواند به‌عنوان کاهش شأن مقام یا به‌رسمیت شناختن نابجای طرف مقابل تفسیر شود؛ همان نقدی که به دیدار مسعود پزشکیان با مسعود بارزانی وارد بود.
۲. مرزهای صمیمیت
صمیمیت در دیپلماسی تعریف دقیقی دارد. خم شدن برای برداشتن یک کاغذ، عملی شخصی و غیردیپلماتیک است؛ اما وقتی در قابی خاص ثبت می‌شود، رسانه آن را به‌عنوان «تعظیم» تفسیر می‌کند. اینجاست که آگاهی از تأثیر تصویر، خود بخشی از آداب دیپلماتیک محسوب می‌شود.
۳. تفاوت با «مردمی بودن»
مردمی بودن در داخل کشور یک فضیلت است؛ اما در عرصه بین‌الملل، نماینده‌ی یک ملت بودن اقتضا می‌کند رفتار، بازتاب‌دهنده‌ی شأن و اعتبار آن ملت باشد، نه صرفاً بازتاب شخصیت فردی.
اینکه یک مقام عالی‌رتبه بدون توجه به پروتکل‌های تشریفاتی و زبان بدن دیپلماتیک عمل کند، نه نشانه‌ی صمیمیت؛ بلکه نشانه‌ی بی‌اعتنایی به جایگاه یک ملت است.
 
هزار وعده خوبان، یکی وفا نشود!
وحدت ساحات در محور مقاومت به یک اصل تخطی‌ناپذیر تبدیل شده است. پیروزی‌ها و پیشروی‌های اخیر یمنی‌ها و تسلط آن‌ها بر تنگه راهبُردی باب‌المندب برای محور مقاومت و جغرافیای مقاومت، یک آورده بی‌نظیر داشته است و موازنه قوا را به نفع محور مقاومت تغییر داده است. همین الگو نیز در لبنان قابل تسری است. بدین معنا که باید سیاستی اتخاذ کرد که به واسطه آن، حزب‌الله لبنان نیز بر دشمن صهیونی تغلب پیدا کند و بدین ترتیب، دستاوردهای محور مقاومت مضاعف شود. 
مذاکره‌کنندگان ما در ابتدای روند مذاکرات با آمریکای متجاوز، وعده دادند که به راهبُرد وحدت ساحات پایبند خواهند بود و هرگز جبهه لبنان را فراموش نخواهند کرد. این وعده همچنان باید به قوت خود باقی باشد و هر گشایشی در پرونده جنگ نظامی و دیپلماتیک با آمریکایی‌ها باید با تحول در جبهه لبنان به نفع حزب‌الله قهرمان همراه باشد.  
راهبُرد وحدت ساحات، دیگر یک گزاره نظری و تئوریک نیست؛ بلکه به واقعیتی عینی در میدان نبرد تبدیل شده است که هرگونه تعلل در یک جبهه را با کنش فعال در جبهه‌ای دیگر جبران می‌کند؛ این همان منطق شبکه به‌هم پیوسته مقاومت است که دشمن را در محاصره‌ای نامرئی اما کشنده قرار داده و او را از تمرکز بر یک نقطه واحد ناتوان ساخته است.
مذاکره بدون پشتوانه دستاوردهای میدانی، چیزی جز انفعال نیست. دستاوردهای دیپلماتیک ما زمانی ضریب امنیتی پیدا می‌کنند که در میدان نیز شاهد برتری مطلق مقاومت باشیم. هر گفت‌وگویی با حامیان استکبار، اگر به تثبیت قدرت حزب‌الله و سایر اضلاع مقاومت در میدان منجر نشود، عملاً به معنای معامله بر سر دارایی‌های راهبردی محور مقاومت است؛ دارایی‌هایی که با خون پاک شهدا حفظ شده‌اند. نقش‌آفرینی خیره‌کننده انصارالله یمن در مسدودسازی شریان‌های حیاتی اقتصادی دشمن، الگویی موفق از مقاومت فعال است که باید به‌مثابه یک دکترین نظامی در سایر جبهه‌ها، به‌ویژه در رویارویی با رژیم صهیونیستی بازتولید شود. وقتی یمن، دریا را برای صهیونیست‌ها ناامن می‌کند، انتظار ما از سایر اضلاع مقاومت، تداوم همین خط‌مشی سلب آرامش از دشمن در تمامی جغرافیای مقاومت است. لازمه این امر، آن است که ما در معادلات سیاسی و مذاکراتی و دیپلماتیک، اصل را بر حمایت تمام و کمال از حزب‌الله لبنان بگذاریم. حزب‌اللهی که به عنوان بازو و اهرم اصلی محور مقاومت در رویارویی با صهیونیست‌ها محسوب می‌شود و امنیت و قوام و دوامش رابطه مستقیمی با امنیت کلان ایران اسلامی دارد.
رزمندگان حزب‌الله لبنان در ارتفاعات علی‌الطاهر مردانه و کربلایی جنگیدند؛ با این وجود دشمن صهیونیستی، تحرکاتی را در دامنه این ارتفاعات راهبُردی انجام داد و خساراتی به نیروهای حزب‌الله وارد آورد. با این وجود دشمن صهیونی کماکان در اشغال علی‌الطاهر ناکام مانده است. 
ایران اسلامی باید نهایت حمایت را از رزمندگان حزب‌الله به عمل آورد. اگر صهیونیست‌ها به ارتفاعات علی‌الطاهر مسلط شوند، بر کل جنوب لبنان دیده‌بانی پیدا می‌کنند و کارشان برای اشغال کامل جنوب لبنان سهل می‌شود. جنوب لبنان در معادله امنیتی ما با جبهه خصم ارزش زیادی دارد. فراموش نکنیم که در ابتدای روند مذاکرات موسوم به اسلام‌آباد، عده‌ای از متنفذان در داخل کشور از معادله ضاحیه و تهران سخن می‌گفتند و بر همین اساس، بند اول تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را در حمایت از لبنان و ضرورت عقب‌نشینی صهیونیست‌ها از جنوب لبنان تعریف و تدوین کردند. 
محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکره‌کننده ایرانی نیز در همان مقطع زمانی به درستی اعلام کرد که دشمن نمی‌تواند هرگز یکی از اضلاع مقاومت را تنها گیر بیاورد و مقاومت رزمندگان حزب‌الله و دیپلماسی مقتدرانه ایران، تمامیت ارضی لبنان را تضمین خواهد کرد. اکنون زمان عینیت یافتن آن وعده‌های راستین است. صهیونیست‌های درنده در این توهم هستند که حزب الله تنها و تک است؛ فلذا باید به یاری رزمندگان سلحشور حزب‌الله شتافت. کربلای لبنان، ما را فرامی‌خواند.
 
عکس هفته
مسئولان محترم، لطفا مزاحم بالا رفتن قیمت نفت نشوید...