وقتی بوق استعمار به ته خط میرسد!
اعتراف رسمی مدیران ارشد بنگاه خبرپراکنی انگلیس (BBC) به بحران عمیق مالی و عدم امکان ادامه روند فعلی، از آغاز موج تازهای از تعطیلیها و تعدیل نیرو در این مجموعه حکایت دارد.
مت بریتین، مدیرکل بیبیسی، در مصاحبهای با بیبیسی با اذعان به بحران شدید اقتصادی این سازمان صراحتاً اعلام کرد که برای کاهش هزینهها، تعطیلی برخی از شبکهها و برنامههای تلویزیونی و رادیویی این شبکه غیرقابلاجتناب است. وی در پاسخ به این پرسش که آیا تداوم وضعیت موجود با بیش از ۲۰ شبکه تلویزیونی و ۵۰ شبکه رادیویی امکانپذیر است یا خیر، اذعان داشت: «وضعیت بد اقتصادی باعث شتاب گرفتن این تصمیمات شده و ما نمیتوانیم همیشگی بودن هیچ شبکه یا برنامهای را تضمین کنیم.» این اعتراف صریح مدیرکل بیبیسی به ناتوانی مالی، تنها یک مسئله ساده بودجهای نیست؛ بلکه نشانه بروز بحرانی ساختاری و هویتمحور در این بنگاه رسانهای است. در سالهای اخیر، اتخاذ سیاستهای یکطرفه، پنهانکاری در پوشش اخبار و تحریف واقعیتها موجب ریزش مخاطب و افت شدید اعتبار رسانه سلطنتی انگلیس در سطح بینالمللی و داخلی شده است.از سوی دیگر، با توجه به بحران مالی پیشرو و اولویتبندی بودجهها، بخشهای برونمرزی مانند «بیبیسی فارسی» که پیش از این نیز با تعطیلی رادیو و کاهش شدید برنامهها مواجه شده بودند، در معرض موج تازهای از تعدیل نیرو، کاهش بودجه و تعطیلی تدریجی قرار گرفتهاند. این رویداد نشان میدهد پروژه رسانههای وابسته به بودجههای دولتی غرب برای اثرگذاری سیاسی بر سایر کشورها، به دلیل هزینههای گزاف و بازدهی بسیار پایین مخاطب، با چالشهای جدی مواجه شده و فروپاشی درونسازمانی آنها کلید خورده است.
تئاتر احیای «تفاهمنامه مرده»؛ وقتی برای بزک کردنِ شکستِ دیپلماسی، چنگ به هر ریسمانی میزنید!
دلباختگان مذاکرات در نشستی که با رئیسجمهور داشتند، گویا باز هم توهمهای فانتزی را به بحث رسمی با رئیسجمهور کشیدهاند؛ اینان که پیش از این با وقاحت تمام، جمهوری اسلامی ایران را مسئول خروج آمریکا از توافق برجام قلمداد میکردند، دست از مهملگویی آشکار برنداشته و مجدداً گویا ایران را مسئول فروپاشی تفاهمنامه اسلام آباد میدانند.
اخیراً «احمد.ز» فعال سیاسی و روزنامهنگار مدعی اصلاحطلبی که در نشستی با حضور رئیسجمهور حضور داشته است، گفته است: «برخلاف دو دفعه قبل، این بار کسانی که به ساختمان کوثر دعوت شده بودند، عموماً از نیروهای طرفدار اصلاحات یا منتقدان وضعیت موجود بودند و از نیروهای اصولگرا، چه معتدل و چه تندرو، خبری نبود.»
گویا مدعیان دموکراسی و شنیده شدن همه صداها علاقه زیادی به یک شکل بودن عقاید حضار در جلسه با رئیسجمهور دارند و از اینکه مخالفان سیاسی خود در جلسه حضور نداشته و صدایی ناسازگار با عقاید خود در جلسه با رئیس نشنیدهاند خیلی خوشحال و مسرور هستند! ابعاد و چارچوب دموکراسیخواهی این جریان روزافزون آشکار میشود.
این فعال مدعی اصلاحطلبی در ادامه میافزاید که «به نظر میرسد دولت یا شخص رئیسجمهور درصدد است صدای موافقان تفاهمنامه اسلامآباد نیز در جامعه بلند شود، چراکه به اعتقاد من اکثریت ایرانیها نگاه مثبتی به این تفاهمنامه دارند، اما صدای مخالفان که اقلیت هستند، بسیار بلندتر شنیده میشود.»
تفاهمنامهای که رئیسجمهور تروریست آمریکا خروج از آن را با قاطعیت اعلام میکند و در مراحل اجرای آن نیز، تمام مفاد را نقض کرده است، گویا گوهر نایابی برای جریان مدعی اصلاحات در ایران است. اما چنین لحن و بیقراری از سوی مدعیان اصلاحات به نظر از دو حیث قابل تأمل و بررسی است: اول؛ بیقراری و علاقه زایدالوصف اصلاحطلبان نسبت به تفاهمنامهای که دشمن آمریکایی آن را نقض کرده است و امید داشتن به آن، این برداشت را به ذهن متبادر میکند که گویی این ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بودند که از تفاهمنامه اسلام آباد خارج شدند. پرواضح است مفهوم مخالف اظهارات این فعال مدعی اصلاحات حکایت از آن ندارد که عمو سام همچون آهویی بیخطر و مظلوم در چارچوب کنشگری با ایران است و این نیروهای مسلح ایران بودند که از تفاهمنامه مورد علاقه اصلاحطلبان خارج شدند.
دوم؛ چرا با وجود اینکه رئیسجمهور تروریست آمریکا بارها و کراراً اعلام کرده است با ایران توافق نمیکند و مذاکرهای نخواهد داشت و از سوی دیگر رئیسجمهور ایران و تیم وزارت امور خارجه تلاشهای حداکثری برای مذاکره و حل و فصل مسالمتآمیز مشکلات با آمریکا را داشتند، باز هم ایران را تشنه مذاکره و توافق میخواهند؟ آیا ایران مقصر است که مدینه فاضله و قبله آمالشان یعنی عمو سام تمایلی به مذاکره ندارد و تسلیم کامل ایران را میخواهد؟ یا شاید این جماعت شهامت بیان صریح خواسته واقعی خود یعنی تسلیم شدن در برابر همه خواستههای ترامپ را ندارند؟
سندروم مذاکره بیقرار دست از پیکر دیپلماسی برنمیدارد
عراقچی در نیویورک میماند و رسانههای جریان اصلاحات از فرط خوشحالی اقدام به پمپاژ توهم در خصوص مذاکرات و برقراری کانال مستقیم دیپلماسی بین تهران - واشنگتن میکنند، این گزاره در خصوص اخبار و تحولات چند روز پیش و درست بعد از بازگشت مسعود پزشکیان از نیویورک صادق است؛ اما اکنون با بازگشت عراقچی بهروزرسانی شده است و مجدد خوشحالی روزنامههای زنجیرهای اصلاحات را شاهد هستیم.
درست زمانی که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران معتبر غربی وضعیت کنونی بین ایران و آمریکا را شبیه روزهای منتهی به جنگ 12 و 40 روزه میدانند و هر لحظه احتمال تهاجم همهجانبه دشمن بر اساس این تحلیلها وجود دارد، حیرتآور است که این رسانهها از برقراری کانال دیپلماتیک مستقیم و غیرمستقیم تا این حد ابراز خوشحالی و رضایت دارند! و توهم میکنند که برقراری ارتباط دیپلماتیک ایران را از جنگ و فشار اقتصادی دور میکند.
اخیراً روزنامه شرق عنوان کرده است: «رفع محاصره دریایی، رفع برخی محدودیتهای اقتصادی و نفتی، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و توقف جنگ در جبهههای مرتبط، از جمله شروطی بوده که در روایتهای منتشرشده از پیشنهاد ایران مطرح شده است. در مقابل، تهران آمادگی خود را برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات درباره پرونده هستهای اعلام کرده است. این پیشنهاد از یک جهت مهم است؛ تهران تلاش کرده مسئله هرمز را از یک ابزار صرفاً نظامی به یک متغیر دیپلماتیک تبدیل کند. یعنی به جای آنکه بازگشایی تنگه را نتیجه یک توافق نهائی بداند، آن را به بخشی از یک فرمول مرحلهای برای پایان جنگ تبدیل کرده؛ اما همین نقطه، محل اصلی اختلاف واشینگتن و تهران است.»
اگر در کودکستانها و مدارس ابتدائی بروید و از هر دانشآموز سؤال بپرسید که آمریکا به کمتر از تسلط محض بر تنگه هرمز و پایان غنیسازی راضی میشود؟ پاسخ دریافت میکنید که قطعاً آمریکا نه تنها هر دوی این مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی ایران را میخواهد، بلکه موجودیتی مستقل و قدرتمند به نام جمهوری اسلامی ایران را در منطقه غرب آسیا برنمیتابد. یعنی دانشآموزان نونهال 7، 8 ساله به درک سخنان امام شهید مبنی بر اینکه مطالبات آمریکا حدیقف ندارد و یک قدم عقبنشینی منجر به ده قدم پیشروی دشمن خواهد شد، رسیدهاند؛ اما جریان اصلاحات و عُشاق عمو سام کماکان در توهم کوتاه آمدن آمریکا در مقابل کوتاه آمدن ایران به سر میبرند.
در این میان، باید به حکایت معروفِ انسانی که خود را به خوابزده نمیتوان بیدار کرد، رجوع کنیم. وقتی در فاصله کمتر از یکسال به بهانه مذاکره تمرکز را از جنگ و مقابله دور میکنند تا مبتنی بر اصل غافلگیری تهاجم گستردهای به کشور داشته باشند، جای تعجب است که چگونه عدهای با شور شوق اخبار و مطالب مذاکره را ضریب میدهند و توهم میزنند. اگر در الهههای یونان باستان همچون خدای آذرخش، خدای دریا و... الههای با عنوان الهه مذاکره وجود داشت، باید از خداوند متعال میخواستیم این جماعت مبتلا به سندروم مذاکره بیقرار را با الهه مذاکره محشور نماید.
عکس هفته
یادت بخیر ای شهید عزیز #هفتم_اکتبر #طوفان_الاقصی #غزه #فلسطین