حجت الاسلام مرویان حسینی
ابعاد ایجابی و سلبی حجاب
حجاب به معنای پوشش اسلامی، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشاندن بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی برای نامحرم است. این دو جنبه باید در کنار یکدیگر باشند تا حجاب اسلامی محقق شود. گاهی مشاهده میشود زنان محجبه در پوشش خویش از رنگ و جنس تحریک کننده استفاده میکنند که در عین پوشیده بودن بدن، زیبایی آن آشکار است؛ گویی که اصلاً لباس نپوشیده و این دور از روح و هدف حجاب است. پوشش اسلامی از ضروریات دینی است و هیچ مسلمانی نمیتواند در اصل آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیاری بر وجوب آن گواهی میدهد. به همین دلیل، فقیهان شیعه و سنی به آن فتوا دادهاند. همانطور که نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن، بیدلیل و غیرکارشناسانه است. از جمله مباحث بنیادین در ساماندهی به اخلاق عفاف و حجاب، رابطه آدمی با بدن خویش است. در اندیشه دینی، بدن عرصه مهم و خطیری است که میتواند نقطه مقابل روح واقع شده و موجب سقوط و انحطاط اخلاقی فرد شود یا به کمک روح بیاید و زمینه را برای رشد و تعالی معنوی فرد فراهم کند؛ از این روست که نحوه نگرش به بدن و هنجارهای مترتب بر آن در اغلب ادیان و از جمله اسلام مورد توجه قرار گرفته است. مباحثی همچون تعریف حلقه مَحارم، حریم و حدود ازدواج، رابطه جسمی و جنسی زوجین، نحوه رابطه مردان و زنان در عرصه اجتماع و به ویژه مسئله پوشش، مجموعهای از آموزهها و رفتارها را در اندیشه اسلامی گرد هم آورده است. با این همه نباید غفلت کرد که فرهنگ عمومی و نظاموارههای ارزشی در اجتماع، پایهگذار رفتار نسلها هستند و این فرهنگ عمومی به همان اندازه که از دین و اخلاق اثر میپذیرد، از تبلیغات و ادبیات عمومی و الگوها و تربیت و حاکمیت نیز متأثر میشود.
آثار و نتایج گسترش فرهنگ عفاف و حجاب
گسترش فرهنگ حجاب و عفاف آثار و نتایج مهمی دارد. در ساحت فردی، ایجاد سلامت و آرامش روانی در آحاد افراد جامعه با حجاب و عفاف پیوند دارد. در مقابل، فقدان حجاب و آزاد بودن معاشرتهای بیبندوبارانه میان زن و مرد، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد و آن را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در میآورد. غریزه جنسی، غریزهای نیرومند و عمیق است که هرچه بیشتر اطاعت شود، بیشتر سرکش میشود و بهترین گواه آن، وضعیت دنیای غرب است که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه جنسی بیشتر شده است.
کسانی که در قالب تحقیقات علمی یا سخنان عوامانه این شبهه را دامن میزنند که همه گرفتاریهای کشورهای اسلامی و شرقی بر سر مسئله غریزه جنسی، ناشی از محدودیتهاست و راهکار ارائه میکنند که باید موانع برداشته و روابط جنسی آزاد اعلام و حتی به کودک و نوجوان آموزش داده شود تا این حرص و ولع برطرف شود، باید پاسخ دهند که این نسخه در غرب چه دستاوردی داشته است؟! آیا به امنیت و آرامش منجر شده، آیا سلامت اخلاق را به دنبال داشته یا اینکه هر روز جلوه جدیدی از تمتعات جنسی و ناهنجاریهای اخلاقی و روابط ناسالم را در پی آورده است.
پایداری نهاد خانواده
کارکرد دیگر گسترش فرهنگ حجاب و عفاف، پایداری نهاد خانواده است. فاصله گرفتن از بیبند و باریهای اخلاقی، التذاذهای جنسی را به محیط خانه محدود میکند و به اتصال و ارتباط قویتر زوجین و استحکام کانون خانواده و کارکردهای متنوع آن منجر میشود. امروزه یکی از اولویتهای اساسی فرهنگی اجتماعی غرب، جستوجوی راههای جبران در مسیر حفظ و تقویت نهاد خانواده است. با فرهنگِ برهنگی و برهنگی فرهنگی نمیتوان امنیت، صمیمیت، همکاری، پویایی و سلامت ذهن و ضمیر و رشد را در درون خانواده انتظار داشت.
حفظ و استیفای نیروی کار در جامعه
کارکرد دیگر فرهنگ عفاف و حجاب، حفظ و استیفای نیروی کار در جامعه است. جامعه در اضلاع مختلف خویش، رسالتها و وظایفی به عهده دارد. جامعه علمی، جامعه اداری، جامعه کارگری، جامعه ورزشی و… هر کدام دارای اهداف و شرح وظایفی است. بدحجابی و گسترش لذت جنسی در فضاهای شغلی، التهابات عاطفی و جنسی را دامن میزند و تمرکز نیروی کار در فضاهای گوناگون کاهش مییابد. اگر کلاس و اداره و خیابان و فروشگاه و کارخانه، میدان خودنماییهای جنسی و کامجوییهای شهوانی و عرضه جسم و پیکر شود، جامعه تعطیل میشود و رشد و پیشرفت و توسعه و اهداف شغلی و سلامت کاری زیر سؤال میرود. سلامت اقتصادی نیز در پرتو گسترش فرهنگ حجاب و عفاف فراهم میشود.
اگر خودنماییها و جلوهگری باب شود و به مدگرایی و زندگی مصرفی دامن زده شود، فقر و فاصله طبقاتی به وجود میآید، بخش زیادی از سرمایههای اقتصادی به طور نامناسب هزینه و روح و تفکر و شرافتهای اخلاقی و فضایل انسانی به حاشیه رانده میشود. البته بیشتر اظهارنظرها درباره حجاب، بحث را بر پوشش زن معطوف و کمتر به پوشش مرد توجه کردهاند.
این مطلب از جهاتی چند قابل توجه است: اول اینکه، این قاعده تا حدی عادی و طبیعی است؛ چرا که زن مظهر جمال و زیبایی است و مرد مظهر شیفتگی، و اگر زن سالم باشد، مردِ فاسد راه به جایی نمیبرد. دوم اینکه، قرآن کریم به مردان هم توجه کرده و فرموده است: مردان باید چشم خویش را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفت خود را حفظ کنند (سوره نور آیه 30) از سوی دیگر، مردان هم باید از برهنگی و خودنمایی و تشبّه به زن و تلبّس به لباس زنان و آرایشهای نامتعارف و شهوت آفرین پرهیز کنند. دستاندرکاران فرهنگی باید با زمینهسازی، تربیت، مراقبت و هشدارهای بجا، عرصه را بر بیبندوباری ببندند و با تقویت و کارآمد کردن نهاد خانواده – که در آن مردان و زنان نیازهای عاطفی و جنسی خویش را به طور کافی و شایسته و متنوع تأمین میکنند - روابط سالمِ اجتماعی و نشاط و شادابی در فضاهای دوستی را فراهم آورند.
راهکارهای بیست و ششگانه
علاوه بر اینها، شایسته است در قالب کارگروههای تخصصی به سرفصلهای زیر توجه کارشناسانه شود و با حضور متخصصان مختلف از جمله، کارشناسان دینی و روانشناسان و جامعهشناسان و هنرمندان و تولیدکنندگان و مدیران سیاسی – اجتماعی به این مباحث توجه جدی شود:
1- رفع اشکالات قانونی در نحوه تولید، توزیع و عرضه پوشاک داخلی و خارجی؛2- حمایت مادی و معنوی از آثار فرهنگی – هنری همانند تسریع در صدور مجوّز، ارائه یارانه و تشویق تولیدکنندگان آثار فرهنگی و هنرمندانی که راهکارهای تازه و جذاب در راستای توسعه فرهنگ عفاف ارائه میکنند؛3- استفاده از ظرفیت سازمانهای فرهنگی غیر دولتی و خصوصی برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب؛4- نظارت بر تشکلهای هنری – مردمی، نمایشگاهها و محافل هنری عمومی مانند کنسرتها و نمایشگاهها در جهت رعایت فرهنگ عفاف و حجاب؛5- تهیه فیلمهای سینمایی در مورد تاریخچه کشف حجاب در ایران و بررسی تاریخی علل و عوامل آن، به ویژه قیام مردم مشهد در سال 1314 علیه کشف حجاب رضا خانی؛6- کنترل اماکن تجاری عمومی شامل فروشگاهها، مجتمعهای تجاری و آرایشگاهها از نظر پوشش و بد حجابی؛7- به تصویر کشیدن زنان تحصیل کرده، ممتاز و متعهد و با حجاب در فیلمها و مجموعههای هنری و پرهیز از نشان دادن آنها در نقشها و شخصیتهای عامه و کم سواد و نیز به تصویر کشیدن چهره بانوان محجبه کشورهای خارجی در زمینههای مختلف فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی از طریق برنامههای تلویزیون و تهیه فیلم از زندگی آنها؛8- نشان دادن اثرات منفی فرهنگ مبتذل و غیر اخلاقی غرب در زندگی اجتماعی و خانوادگی و احساس نا امنی و بحرانهای روانی و شغلی و اجتماعی و مقایسه آن با وضعیت مثبت زنان در ایران به منظور نشان دادن احساس رضایت خاطر زنان ایرانی از فرهنگ دینی – بومی و ملی خویش؛9- انعکاس آثار منفی استفاده از فیلمها و نوارهای مبتذل، شرکت در پارتیهای مختلط و خلاف اخلاق و حضور در گروههای منحرف بر زندگی فردی و اجتماعی از طریق برنامههای تولیدی صدا و سیما، منابر و خُطبا، معلمان و مربیان؛10- شناسایی و اعلام حدود و ضوابط قانونی عفاف و ملاکهای مشخص شرعی و قانونی بدحجابی در جامعه به منظور تشخیص مصادیق آن؛11- اهتمام بیشتر به برخورد قانونی و در عین حال محترمانه با هنجارشکنان؛12- گسترش فرهنگ عمومی امر به معروف و نهی از منکرِ گفتاری در مورد رعایت پوشش مناسب در اماکن عمومی؛13- برخورد قانونی با مانکنها، زنان بد سابقه، باندهای فساد و فحشا، محافل و پارتیهای ضد اخلاق؛14-آموزش، ساماندهی و به کارگیری نیروهای آگاه از زنان برای نظارت بر رعایت حجاب و پوشش در اجتماع با رعایت حریم و حرمت شخصی افراد؛15- تلاش فرهنگی برای تبدیل فرهنگ عفاف و حجاب به یک مطالبه جدی و گسترده از سوی قشر زنان و دختران و خانوادهها؛16- فراهم کردن عرصههای مناسب برای خودنمایی مشروع و ابراز زیباییها و شایستگیهای ظاهری در زنان و دختران در فضاهای خانوادگی، مهمانیهای دوستانه از طریق فرهنگ سازی و…؛17- مَحرَم سازی محیطهای آموزشی و پرورشی به منظور ایجاد زمینه بروز نیازهای دختران و تبرجهای مجاز به منظور جلوگیری از خودنماییهای آنها در مجامع عمومی؛18- گسترش مراکز اختصاصی ورزش و تفریح بانوان به منظور گذراندن اوقات فراغت و فضاسازی مناسب برای برخورداری زنان از آزادی عمل در رعایت حجاب؛19- آسان کردن ازدواج سالم و موفق؛20- یکسان سازی و استاندارد کردن معیارهای دینی و فرهنگ اجتماعی درباره حجاب؛21- تأکید بر مفهوم پیش نیاز حجاب که "حیاء” باشد و فراهم کردن ساز و کارها و زمینههای علمی و عملی تحقق آن؛22- اجتناب از افراط و تفریط در عرصه نظر یا عمل در مقوله حجاب؛23- کنترل، مراقبت، پیگیری و تذکر به کارمندان اداری در سازمانها و دستگاهها که مقیّد به حجاب و عفاف نیستند؛24- تحلیل سوء استفادههای اقتصادی و سیاسی از زن در غرب و غارت پیکر زن برای فروش کالاهای خویش؛25- تولید چادرهای راحت، جالب و در عین حال اسلامی و ارزان کردن بهای چادر؛26- پرهیز از اصرار بر حجاب برتر به برخی افراد، بلکه تأکید بر حجاب حداقلی به گونهای که نظر شرع و کارکردهای حجاب حتما تأمین شود.