مجله آمریکایی Fortune در گزارشی به قلم جردن بلوم، دبیر بخش انرژی این مجله، وضعیت کنونی ایالات متحده در قبال ایران را بهمثابه یک دو راهی بیخروج توصیف کرده است. بر اساس این گزارش، نزدیک به پنج ماه از درگیری میان دو کشور میگذرد و این جنگ اکنون وارد «دور دوم» خود شده؛ دورانی که پس از فروپاشی آتشبس موقت، بمبها بار دیگر در سراسر خاورمیانه فرود آمدهاند و تنگه هرمز، این شریان حیاتی انرژی جهان، به کانون اصلی تقابل تبدیل شده است.
در نهایت، گزارش Fortune به صراحت نتیجه میگیرد که وضعیت بدتر از این خواهد شد و آمریکا گزینههای بسیار محدودی برای پیشرفت در اختیار دارد. دیوید راسل، رئیس جهانی راهبُرد بازار، هشدار میدهد که با وجود آنکه هنوز در منطقه بحران قرار نداریم؛ اما فضای تنفس به شدت کاهش یافته و نفت همچنان ریسکی کلیدی برای تورم و سیاست پولی جهان به شمار میرود.
مجله آمریکایی Fortune در گزارشی به قلم جردن بلوم، دبیر بخش انرژی این مجله، وضعیت کنونی ایالات متحده در قبال ایران را بهمثابه یک دو راهی بیخروج توصیف کرده است. بر اساس این گزارش، نزدیک به پنج ماه از درگیری میان دو کشور میگذرد و این جنگ اکنون وارد «دور دوم» خود شده؛ دورانی که پس از فروپاشی آتشبس موقت، بمبها بار دیگر در سراسر خاورمیانه فرود آمدهاند و تنگه هرمز، این شریان حیاتی انرژی جهان، به کانون اصلی تقابل تبدیل شده است. در این میان، ایران بار دیگر تردد از این آبراه را تهدید میکند و آمریکا نیز محاصره دریایی صادرات نفت ایران را از سر گرفته؛ اما آنچه گزارش Fortune بر آن تأکید دارد، نه جزئیات درگیریهای نظامی؛ بلکه بنبست استراتژیکی است که واشنگتن در آن گرفتار آمده است.
نکته محوری تحلیل این است که دولت ترامپ، فارغ از خلقیات شخصی رئیسجمهور یا فشار لابیهای جنگطلب، در نهایت با گزینههای بسیار محدودی روبهروست: یا تن به یک جنگ فرسایشی طولانیمدت شبیه به اوکراین بدهد که منابع و هزینههای سنگینی را تحمیل میکند، یا عملاً کنترل تنگه هرمز را به ایران واگذار کند و از این طریق جریان انرژی را دوباره برقرار سازد، هرچند به بهای پذیرش عوارض عبوری که ایران برای کشتیها تعیین میکند. گریگوری برو، تحلیلگر ارشد اوراسیا گروپ، در این باره صراحتاً میگوید که گزینه نظامی موفقیتآمیز برای بازگشایی تنگه وجود ندارد و ایران با اهرم فشاری که در اختیار دارد، هرگز از موضع خود عقبنشینی نخواهد کرد؛ به ویژه که زمان نیز به سود ایران در حال حرکت است و این کشور با وجود تحمل ضربات سنگین نظامی و از دست دادن برخی رهبران خود، همچنان بر حفظ کنترل این آبراه باریک که نزدیک به ۲۰ درصد از جریان انرژی جهان را در اختیار دارد، مصمم باقی مانده است.
از سوی دیگر، تحولات میدانی و اقتصادی نیز معادله را پیچیدهتر کرده است. در حالی که توافق صلح موقت ۶۰ روزه در اواسط ژوئن توانسته بود قیمت نفت را از اوج ۱۲۴ دلاری به حدود ۶۸ دلار در هر بشکه برساند؛ اما با شکسته شدن آتشبس در ۷ ژوئیه و حملات متقابل، قیمتها مجدداً به بالای ۸۸ دلار صعود کردند. ذخایر راهبُردی نفت آمریکا نیز به پایینترین سطح خود در ۴۳ سال اخیر رسیده و با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای و افزایش قیمت بنزین به ۴ دلار در هر گالن، فشار سیاسی بر کاخ سفید برای یافتن راهحلی فوری روزافزون شده است. دن پیکرینگ، کارشناس نفتی، هشدار میدهد که نقطه شروع برای دور دوم درگیری بسیار شکنندهتر از قبل است و انعطافپذیری و گزینههای موجود به شدت کاهش یافته است. در این میان، چین با کاهش قابل توجه واردات نفت خود و اتکا به ذخایر سنگین، تا حدی مانع از رشد انفجاری قیمتها شده؛ اما این وضعیت پایدار نخواهد بود و بهمحض بازگشت چین به بازار خرید، فشار بر قیمتها دوچندان خواهد شد.
یکی از پیچیدگیهای اساسی بحران، عزم راسخ ایران برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان ناظر و حتی متولی دائمی مدیریت تنگه هرمز است. به گفته برو، ایرانیها پس از آتشبس موقت ژوئن، با این باور از جنگ خارج شدند که مستحق نقشی دائمیتر در این آبراه هستند و هرگونه تلاش آمریکا برای تغییر این وضعیت، تنها عزم آنها را برای حفظ موضعشان تقویت کرده است. نمونه بارز این مسئله، زمانی رخ داد که آمریکا کشتیها را به استفاده از مسیر جنوبی و کمعمقتر نزدیک به عمان تشویق کرد تا از پرداخت عوارض به ایران اجتناب کنند؛ اما ایران این اقدام را تهدیدی وجودی تلقی کرد و با آتشگشایی به سمت کشتیها، آتشبس را عملاً از هم پاشاند. در واکنش، حملات آمریکا تشدید شد و ایران نیز به تأسیسات همسایگان خلیجفارسی از جمله شبکه برق امارات، پالایشگاههای کویت و حتی یک کارخانه نمکزدایی آب در کویت حمله کرد که تهدیدی جدی برای تأمین آب آشامیدنی منطقه محسوب میشود.
در چنین شرایطی، تحلیلگران معتقدند که مسیر میانه و پایدار چندانی وجود ندارد و دولت ترامپ به ناچار ابتدا راه تشدید را در پیش خواهد گرفت؛ اما پس از مشاهده شکست آن، سرانجام به سمت توافق و واگذاری کنترل تنگه متمایل خواهد شد. با این حال، حتی این سناریو نیز برای آمریکا هزینههای راهبردی بلندمدتی به همراه دارد؛ چرا که همسایگان عرب ایران از جمله امارات، عربستان و عراق، با الهام از این جنگ، با شتاب در حال توسعه خطوط لوله و بنادر جدیدی هستند تا وابستگی خود به تنگه هرمز را در درازمدت کاهش دهند. برای نمونه، امارات ظرفیت خط لوله غرب - شرق خود را دو برابر کرده و برنامه ساخت بندر جدیدی در فجیره را در دستور کار دارد، عراق نیز خط لوله بصره - حدیثه را میسازد و عربستان محمولههای صادراتی خود را از طریق دریای سرخ افزایش داده است. هرچند حملات حوثیهای همپیمای ایران در یمن میتواند این مسیرهای جایگزین را نیز تهدید کند؛ اما به باور پیکرینگ، ایران اگرچه ممکن است نبرد کنونی را ببرد؛ اما در بلندمدت اهرم فشار خود را از دست خواهد داد؛ چرا که در پنج سال آینده، مسیرهای صادراتی متعددی از خاورمیانه به وجود خواهد آمد که هرمز تنها دو مورد از شش راه ممکن خواهد بود.
در نهایت، گزارش Fortune به صراحت نتیجه میگیرد که وضعیت بدتر از این خواهد شد و آمریکا گزینههای بسیار محدودی برای پیشرفت در اختیار دارد. دیوید راسل، رئیس جهانی راهبُرد بازار، هشدار میدهد که با وجود آنکه هنوز در منطقه بحران قرار نداریم؛ اما فضای تنفس به شدت کاهش یافته و نفت همچنان ریسکی کلیدی برای تورم و سیاست پولی جهان به شمار میرود. از این رو، به نظر میرسد سرنوشت تنگه هرمز، دستکم در کوتاهمدت، به نفع ایران رقم خواهد خورد و ایالات متحده ناچار خواهد شد برای جلوگیری از فاجعهای بزرگتر، کنترل این شریان حیاتی را عملاً به تهران واگذار کند؛ هرچند این واگذاری با هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی برای واشنگتن همراه خواهد بود و الگویی جدید برای نقش آمریکا در دفاع از مسیرهای کشتیرانی جهانی ترسیم خواهد کرد.