امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

اقتصاد 1284

ضرورت بازنگری در سیاست ارزی دولت

مهدی جبرائیلی تبریزی

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور اخیراً در مصاحبه‌ای گفت: اگر این اقدام (افزایش نرخ ارز) انجام نمی‌شد و جنگ آغاز می‌شد، قحطی در بازار قطعی بود؛ چون دیگر ارز ۲۸ تومانی نداشتیم که پرداخت کنیم و با ارز آزاد هم کسی کالا وارد نمی‌کرد تا در بازار بفروشد.
در این زمینه باید گفت چرا اقتصاد داخلی را به ارز گره زدید که در صورت گران نشدن، موجب قحطی شود؟ مگر بارها امام شهید نفرمودند آقایی دلار را بشکنید. اما همواره لیبرال‌های غربگرا نسخه‌های نئولیبرالیسم اقتصادی را برای حکمرانی اقتصادی ما تجویز و عملیاتی کردند و زمانی که آثار تورمی آن محقق شد، همواره نظام اسلامی را متهم کردند که مشکلات اقتصادی به خاطر جنگ با دنیا است.
عربستان با اجرای سیاست تثبیت نرخ ارز، بیش از سه دهه نرخ تورم را در سطح کمتر از پنج درصد ثابت نگه داشته است. در امارات نیز در مدت مشابه با همان الگوی سیاستی؛ از سال ۱۹۸۰ هر دلار برابر با سه و شش دهم دینار ثابت مانده است.
روسیه در بازه زمانی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در مواجهه با جنگ اقتصادی و تحریم‌های بی‌سابقه، به جای رهاسازی قیمت، با اجرای فرمان اجرائی ۷۷۱ (پیمان‌سپاری اجباری) و استقرار یک سامانه نظارت دقیق و لحظه‌ای و بدون حراج کردن ارز (که متأسفانه در ایران در این سال‌ها بارها اتفاق افتاد)، موفق شد بازگشت ارز صادراتی را به ۹۰ درصد برساند و ارزش روبل را حفظ کند.
همین الگو در ایران دهه هفتاد هم جواب داد. با اجرای سیاست تثبیت نرخ ارز در سال ۱۳۷۴ تورم حدوداً ۵۰ درصدی به ۲۳ درصد کاهش یافت و نرخ رشد اقتصادی دو برابر شد و از سه درصد به شش درصد رسید. یعنی تثبیت نرخ ارز، رابطه مستقیم با کاهشی شدن روند تورم دارد.
از طرف دیگر باید پرسید: معنی نداشتن ارز 28 هزار تومانی چیست؟ مگر ارز 28 هزار تومانی را از جایی تهیه می‌کنید که الان تمام شده باشد؟ اگر ارز نداشتید، ارزهای 128 هزار تومانی را از کجا آوردید؟ تعیین نرخ ارز توسط خود دولت انجام می‌گیرد که می‌توانست همان روال ارز 28 هزار تومانی را ادامه دهد و ارز کالاهای اساسی را با همان قیمت تأمین کند.
متأسفانه دولت علی‌رغم هشدار منتقدان، بر حذف ارز ترجیحی اصرار و در نتیجه اتفاقات دی ماه 1404 رقم خورد و به حمله ددمنشانه خوک‌های جزیره اپستین و خسارت‌های جبران‌ناپذیر آن منجر شد.
آقای پزشکیان! شما به کدامین دستاورد و برون‌داد آن تصمیم غیرکارشناسی می‌بالید! شما اگر یک آمایش سرانگشتی درباره کشور ایران از نظر ژئوپلیتیک و نیروی انسانی داشته باشید، دیگر هیچ وقت ادعای قحطی را تکرار نمی‌کنید.
این سخن فارغ از آثار منفی امنیتی و سیاسی، در سطح بین‌الملل آن هم در موقعیت فعلی، بی‌اساس است. کشوری که جزو پنج کشور ثروتمند دنیا است و بیش از ۸۰ درصد مواد غذائی خودش را در داخل تأمین می‌کند، کشوری که ۵۵۰۰ کیلومتر مرز زمینی و ۱۵ کشور همسایه دارد، دارای زیرساخت‌های تولید و توزیع مدرن و کافی و... است، چطور امکان قحطی برایش قابل تصور است.
این سیاست به جای حل مسئله سفته‌بازی، با تکرار تجربه تلخ و منسوخ گذشته، به تعمیق و تشدید بحران دست زدید. کسانی که بر انفال خدادادی این مرز پرگهر چنبره و چنگ زده‌اند و ارز حاصل از صادرات آن‌ها را به جای برگرداندن به بیت‌المال و چرخه تولید و ایجاد فرصت اشتغال، در بازار آزاد تصنعی و برساخت تلگرامی به آلاف و الوف نجومی آن هم به قیمت 
تنگ کردن معیشت مردم می‌رسند، با افزایش نرخ ارز، به سرمایه‌های چند برابری لحظه‌ای رسیدند.
دلیل این ادعا این است که بیش از ۵۷ درصد از کل ارزهای صادراتی و ۴۴ درصد از مبلغ تعهد سررسید شدۀ اشخاص حقیقی/ حقوقی به چرخۀ رسمی کشور عرضه نشد.
حال گران‌سازی در شرایط جنگی به نفع مردم بوده یا مفتخورهای بی‌رحم؟ 
آقای پزشکیان! این اطلاعات نادرست را خودتان راستی‌آزمایی کنید. حتی یک درصد هم احتمال دست داشتن دارندگان و دلالان ارز کافی است که برای تحقق بخشیدن به دغدغه عدالت‌طلبی، به توصیه دلسوزان گوش دهید.
آقای پزشکیان! اگر دغدغه عدالت دارید و در این مصاحبه هم بارها بر آن تأکید کردید، چند روزی درباره بازدهی نهادها و شرکت‌هایی مثل پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها و فولادی‌ها و... که دلاری فروش هستند، مطالعه آماری داشته باشید. افزایش نرخ ارز، راهکار مناسب و کارا برای لاپوشانی ناکارآمدی این ابرشرکت‌ها و نیز بانک‌ها و... است. در این مورد هم تأکید می‌شود بدون دخالت مشاوران و بر اساس آمار و ارقام مطالعه کنید.
آقای پزشکیان! نیازی به آمار و ارقام ادعائی نیست. جبران مابه‌التفاوت حذف ارز ترجیحی با کالابرگ را در واقعیت زندگی مردم ببینید. شما که مدعی حقوق مردم و عمل بر طبق مطالبات آن‌ها در موضوعات فرهنگی مثل حجاب هستید؛ چرا در این مورد هم به مطالبات همان مردم گوش نمی‌کنید؟!
آقای پزشکیان! به اعترافات «همتی»، رئیس کل بانک مرکزی توجه کنید که در سال 98 گفت: «متأسفانه برخی‌ها به بانک مرکزی فشار می‌آورند که اجازه دهید نرخ ارز بالا برود. این در حالی است که بانک مرکزی مسئول ۸۳ میلیون ایرانی است که اقتصاد و زندگی آن‌ها با نرخ ارز مرتبط است. ما معتقدیم اگر چنین اتفاقی بیفتد، طبقات پایین جامعه که روز به روز فشار بیشتری را متحمل می‌شوند، وضعیت وخیم‌تری خواهند داشت و بانک مرکزی در قبال آن‌ها وظیفه دارد».
ریشه مشکل دقیقاً همین است. آذر ۱۴۰۴ به دنبال هیاهوی رسانه‌ای گران‌سازی ارز رسمی، دلالان سرمایه‌دار برای دریافت ارز با ادعای واردات، هجوم بردند. از طرف دیگر برخی صادرکنندگان فرصت‌طلب و سودگرا با هدف کسب سود بیشتر (بخوانید مکیدن خون مردم) ارزهای خود را به بانک مرکزی تحویل ندادند؛ زیرا با گران شدن ارز، به سودهای هنگفت بی‌رنج و زحمت می‌رسیدند.
حال سؤال این است آیا بر اساس دلایل اقتصادی و تجربه حکمرانی اقتصادی، راهکار برون رفت از وضعیت فعلی و حل مشکلات معیشتی مردم مقاوم و مدافع ایران و اسلام، حذف ارز ترجیحی است یا ترجیحاً باید ارز را از چرخه حکمرانی اقتصادی حذف کرد؟
 
از دست دادن ۴۳۰۰ همت در تنگه؛ یک مورد از ضررهای مذاکره با آمریکا
یک منبع تخصصی می‌گوید: ایران عوارض ۷درصد بر کشتی‌های تجاری تنگۀ هرمز وضع کرده که روزانه ۳۸۵ میلیون دلار (۷۲ هزار و ۳۸۰ میلیارد تومان) درآمد خالص دارد.
اما در دو ماه اخیر، این منبع عظیم مطابق خواست و میل آمریکا بخشیده شده؛ بدون هیچ دلیلی!
با دلار ۱۸۸ هزار تومانی:
۷۲,۳۸۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان در روز × ۶۰ روز = ۴,۳۴۲,۸۰۰ میلیارد تومان (بیش از ۴ هزار همت [هزار میلیارد تومان]) فرصت درآمدزایی کشور هدر رفته.
ریشه مشکلات اقتصادی:
اصل مذاکره با آمریکا یعنی کوتاه‌آمدن در برابر فشار دشمن. وقتی پای میز مذاکره می‌نشینیم، اولین برگ برنده ما، تنگه هرمز و درآمدش قربانی می‌شود تا امتیازی برای «توافق» دست‌وپا کنیم! نتیجه؟
علاوه‌بر خسارت‌های راهبردی و امنیتی، تورم افسارگسیخته، کاهش ارزش پول ملی، و فشار بیشتر بر مردم؛ درست همان چیزی که امروز می‌بینیم.
آن‌هایی که برای هر روز قطعی اینترنت و تأخیر برجام، میلیاردها ضرر موهوم می‌شمردند، امروز چرا از این به  تاراج دادن عمومی (بیت‌المال) حرفی نمی‌زنند؟!
چرا یک عوارض ملی که می‌توانست امنیت و جایگاه کشور را تقویت کند و بودجه کشور را نجات دهد، ناگهان «بخشیده» می‌شود؟
پاسخ روشن است: سراب مذاکره. قدرت و منفعت عمومی را می‌بخشیم با این توهم که از شیطان امتیاز بگیریم!
هر بار که مذاکرات به‌ظاهر جدی شده، تحریم‌ها باقی مانده، تنگه شل و عوارضش حذف شده، دلار اوج گرفته و قیمت نفت سقوط کرده. ریشه گرانی و فشار اقتصادی، همین «امید به مذاکره و عقب‌نشینی‌های مذاکراتی» است که هیچ‌کس پاسخگویش نیست.
هشدار:
۱. گرفتن «عوارض» ضروری است. رهبر معظم انقلاب هم از مدت‌ها قبل دستور داده‌اند که باید عوارض گرفته بشود. کنار گذاشتن عوارض و رفتن به سمت چیزهایی مثل حق خدمات و... خسارت است.
۲. مقررات به‌اصطلاح بین‌المللی، ارزانی همان‌ها که خودشان نوشته‌اند و خودشان رعایتش نمی‌کنند و هر جنایت و ترور و تجاوزی را مرتکب می‌شوند؛ البته عوارض گرفتن ما حتی با مقررات به‌اصطلاح بین‌المللی هم تعارضی ندارد.
۳. طبق الزامات راهبردی و دستور رهبر انقلاب، ایران باید حاکمیت انحصاری بر تنگه داشته باشد نه با دخالت و مشارکت هر کشور دیگری ازجمله عمان (درواقع آمریکا).
۴. به‌جز کشتی‌های متعلق به جبهۀ مقاومت، حداقل باید معادل ۱۰درصد ارزش بار کشتی‌ها عوارض بگیریم و نه کمتر. البته این رقم می‌تواند طبق معیارهایی برای برخی کشتی‌ها افزایش بیابد.