شعار «ناموسی نکنید»؛ اسم رمز جدید تسلیمطلبان!
صورتمسئله روشنتر از آن است که نیاز به پیچیدهسازی داشته باشد؛ اما وقتی ادبیات رسمی پاستور از زبان مشاوران و نزدیکان رئیسجمهور به سمت «تقلیل اقتدار ملی» میرود، دیگر نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت.
پیام اخیر یوسف پزشکیان در حمایت از سخنان تأملبرانگیز محمدجعفر قائمپناه، نهتنها یک نظر شخصی؛ بلکه رونمایی از یک خط محاسباتی خطرساز در بدنه اجرائی کشور است؛ خطی که مدعی شده «مخالف غنیسازی نیستم»؛ اما در عین حال مرحله انفعال به خود گرفته و مینویسد: «حیات ما به غنیسازی وابسته نیست. غنیسازی نکنیم، نمیمیریم» و حتی تا جایی پیش میرود که بگوید: «اگر منافع ما در غنیسازی یا موشک است، نگه داریم و اگر نیست، دست برداریم.»
این نگاه تاجرانه به امنیت ملی و این توصیه که «مسائل را ناموسی نکنید که هیچکس نتواند دربارهاش حرف بزند»، درست در فردا روزی مطرح میشود که ملت ایران سختترین آزمونهای تاریخی، فشار حداکثری، جنگ، تحریم و شهادت عالیترین فرماندهان و داغ قائد امت را با ایستادگی پشت سر گذاشته است، چطور ممکن است پس از گذر از این همه طوفان سهمگین، هنوز برخی در پاستور متوجه نشده باشند که مسئله واشنگتن، غنیسازی یا برد موشکها نیست؛ بلکه اصل «موجودیت» ایران است؟ اگر منطق «هزینه ندادن» و عقبنشینی محاسباتی امروز ملاک عمل قرار گیرد، فردا دقیقاً همین استدلال را برای صنعت پهپادی، توان دفاعی و حتی عمق راهبُردی کشور ردیف خواهند کرد. این همان دالان بیانتهایی است که نقطهپایانی ندارد؛ زیرا زیادهخواه وقتی ببیند تهدیدش معیار عقبنشینی ماست، خط پایان حقوق ملت را او تعیین خواهد کرد، نه منافع ملی ما. عجیب است کسانی که روزی از «تفاهم» حرف میزدند، فراموش کردهاند طرف مقابل حتی به امضای خود هم رحم نکرد و یکطرفه فاتحه سند تفاهم را خواند.
بهتر است مشاور جوان پاستور به جای توصیههای انتزاعی، نگاهی به تقویم تاریخ بیندازد و ماجرای ونزوئلا را مرور کند؛ کشوری که در سرابِ رفع تحریم، گامبهگام عقب نشست و کارش به خلع سلاح اقتصادی و واگذاری امتیاز ۱۰۰ساله ۱۷ میدان نفتی با سهم ۵۵ درصدی به طرف آمریکایی رسید. آقازاده! مسئله، «ناموسی کردن» یک مسئله نیست؛ مسئله، حفظ سپردفاعی یک ملت است. شما که ادعا میکنید «آدم عاقل سود و زیان چیزی را میسنجند، بعد تصمیم میگیرد»، دقیقاً کدام چشمانداز روشن را در پشت این عقبنشینیها دیدهاید که دیگران از دیدنش عاجزند؟ به مردم هم بگویید تا بدانیم چوب حراج زدن به قدرت ملی، قرار است چه دستاوردی برای این مرز و بوم داشته باشد!
تلاش دولت علیه صدای ملت
یاسر سالکنیا
«صدا و سیما را بر اساس میل ما اداره کنید»؛ این واقعیترین تصویر از حملات پزشکیان و رسانهها اصلاحطلب به صداوسیماست؛ حملاتی که یک محور بیشتر ندارد، صداوسیما یا باید مواضع دولت را نصب العین خود قرار داده و از آنها تبعیت کند، و الا به هیچ عنوان از هجمه رسانهای ما در امان نخواهد بود.
اخیراً رسانهای با نام بامدادنو، فیلمی را اولین بار از جلسه هیئت دولت منتشر کرد که در آن آقای پزشکیان با خطاب به پیمان جبلی، صداوسیما را مخاطب انتقادات خود قرار میدهد. تیتر این انتقادات نیز اینگونه تنظیم شده است: صداوسیما عامل وحدت و انسجام نیست. یک سؤال از دولت؛ پیدا شدن سر و کله فیلم جلسات هیئت دولت که تنها در آرشیو خود دولت موجود است، در کف رسانههای مجازی برای تسویه حساب سیاسی، مصداق وحدت و انسجام است؟
بخواهیم در خصوص وحدت صحبت کنیم، چه محوری والاتر از پایبندی به سفارشات رهبر معظم انقلاب؟ یک ساعت بعد از انتشار پیام رهبری به مناسبت هفته دولت، مصاحبه تصویری رئیس جمهور از قاب تلویزیون منتشر شد. در همان مصاحبه چندین بند از تذکرات پیام رهبری توسط رئیس جمهور نقض شد. اگر بنا به متر کردن وحدتشکنی است، آقای رئیس جمهور رکورددار این زمینه هستند.
اما بررسی این وحدتی که آقای پزشکیان از آن دم میزنند، خیلی ماجرا جالبتر میکند. میگویند کلام صریح رهبر شهید را پخش نکنید. باورنکردنی است رئیس جمهور مملکت بخواهد برای صداوسیما بهخاطر انجام وظیفه در باب تبیین مواضع رهبر انقلاب، هزینه بتراشد. استدلال میکنند که رهبری در جلسات خصوصی راضی میشدند و مجوز میدادند. برای اینکه کسی خط سازش را مورد انتقاد قرار ندهد، حاضرند هر خط قرمزی را رد کنند؛ حتی تهمت به رهبر شهید انقلاب!
پسر رئیس جمهور در اینستاگرامش مینویسد: هستهای را ناموسی نکنید. مسئول تشریفات ایشان در برنامه به وقت ایران میگوید: امضای آمریکا زیر آن برگه، حس خوبی به شما نمیدهد؟ آقای پزشکیان اگر منظور از وحدت این است که ما نیز مثل اطرافیان شما، در یک دنیای توهمی زندگی کنیم، ما هزار سال هم بگذرد حاضر به استعمال این چیزی که به نام وحدت میخواهید به ما بفروشید، نیستیم.
ممکن است هر نقد فنی به صداوسیما وارد باشد؛ اما به خاطر ایستادن در کنار مردم مبعوثی که بارها مورد تمجید رهبران انقلاب قرار گرفتهاند، به خاطر انعکاس صدایی که آزادانه پای حقوق کشور هر شب در خیابان فریاد برمیآورد، به خاطر سانسور نکردن کلام رهبر شهید، باید ستود.
این سبک حملات به صداوسیما برای اولین بار نیست که رخ میدهد. اگر بخواهیم اتفاق کاملاً مشابهی را روایت کنیم، باید به بیش از دو دهه قبل برگردیم. فروردین 1379 کنفرانسی با عنوان ایران پس از انتخابات که به کنفرانس برلین معروف است، بسیار حاشیهساز شد. نتایج انتخابات مجلس ششم و همزمانی آن با دولت اصلاحات، این گمان را در برخی تقویت کرد که فرصت مناسبی به وجود آمده تا استحاله انقلاب اسلامی کلید زده شود.
سخنرانان این مراسم که نزدیک به دولت اصلاحات بودند، رسماً با زیر سؤال بردن بسیاری از مبانی دینی جمهوری اسلامی و همچنین حمله به قانون اساسی و چارچوبهای پذیرفته شده نظام، عملاً ابهامی جهت علت برگزاری و شرکت خویش در این کنفرانس باقی نگذاشتند و بعدها با گذشت زمان به روشنی نشان داد کنفرانس برلین تنها یکی از قطعات مجموعهای بود که در راستای آن باید نظام اسلامی مورد هجمه قرار میگرفت تا در نهایت با مطرح شدن مبانی ترجمهای و سکولار در پوشش دموکراسی و آزادیخواهی، پروسه استحاله جمهوری اسلامی با سرعت بیشتری رقم بخورد.
اما یک اتفاق مهم در داخل کشور، فضا را برگرداند. رسیدن فیلم این کنفرانس به تهران و پخش آن توسط صداوسیمای شهید لاریجانی، موجی از خشم را در میان مردم انقلابی برانگیخت که باعث تارومار شدن تمام آن تفکرات توهمی و تشکیل پرونده قضائی برای شرکتکنندگان این کنفرانس شد.
اما وجه تشابه داستان، در یک رفتار تکراری است. همه هجمههای امروز دولت به صداوسیمای جبلی، آن روز توسط دولت خاتمی به صداوسیمای لاریجانی وارد شد. اشتباه را کس دیگری میکند؛ اما انگشت اتهام به سوی صداوسیمایی است که آن اشتباه را روایت میکند. آن روز شعار سر میدادند صداوسیما اصلاح باید گردد؛ صداوسیما بحرانسازی میکند. امروز هم همین حرفها را میزنند. اصلاحطلبها همواره رقبای خود را به خالصسازی متهم میکنند؛ اما وقتی نوبت خودشان میشود، ثابت میکنند پدرجد خالصسازی هستند. در میان این همه رسانه متملق، روایت صداوسیما از واقعیت، همچنان برایشان سنگینی میکند. گویا باید به ریاست جمهور محترم متذکر شویم نام این سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی است، نه پایگاه اطلاعرسانی دولت.
عکس هفته
اینستاگرام برای تروریستها امنتر میشود... کاریکاتوریست: مهدی آزاد