امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

بعثت پیامبر اسلام (ص) به‌مثابه تولد حیات جمعی؛ از نطفه فردیت تا پیکره واحد امت

حجت الاسلام عابدینی  

خانواده به‌مثابه نخستین واحد وحدت‌آفرین است؛ جایی که تعدی به یک عضو، تعدی به همه تلقی می‌شود و خدمت به یکی، خدمت به کل است. امام صادق (علیه‌السلام)، مؤمنان را چون پیکری واحد معرفی می‌فرماید: «اَلْمُؤْمِنُونَ فِی تَبَارِّهِمْ وَ تَرَاحُمِهِمْ وَ تَعَاطُفِهِمْ کَمَثَلِ اَلْجَسَدِ إِذَا اِشْتَكَى تَدَاعَى لَهُ سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ اَلْحُمَّى»؛ چنان‌که اگر عضوی به درد آید، سایر اعضا با تب و بی‌خوابی هم‌دردی می‌کنند

همان‌گونه که موسی و هارون (علیهما السلام) برای غلبه بر فرعونیان دعا کردند که خداوند بر اموال و دل‌هایشان تسلط یابد، امروز نیز جنایات آشکار دشمنان (مانند کودک‌کشی در فلسطین) نشانه «اشتداد قساوت قلب» آنان است. این قساوت، مقدمه نزول عذاب الهی و پیروزی مؤمنان است. از برکات این رویارویی، افشای نقاب‌ها و نمایان شدن چهره حقیقی دشمنان است که خود زمینه‌ساز اقبال جهانی به حقانیت امت مبعوث می‌شود.

تشبیه بعثت به مراحل جنینی؛ از علقه تا نفخ روح
در نظام آفرینش جسمی، خداوند مراحل رشد انسان را از علقه، مضغه، عظام و لحم تا «خلق آخر» بیان می‌فرماید. در برخی روایات، این مرحله نهایی با «نفخت فیه من روحی» همراه است؛ یعنی دمیده شدن روح الهی که مبدأ حیاتِ شعورآمیز و انسانی محسوب می‌شود. تا پیش از آن، حیاتْ نباتی و فاقد درک و حرکت ارادی است. بعثت نیز دقیقاً همین فرایند را در سطح اجتماع طی می‌کند: جامعه‌ای که مراحل رشدِ خام را پشت سر می‌گذارد تا به مرحله «نفخ روح» برسد و از یک توده صرفاً زیستی، به امتی زنده، آگاه و متحرک تبدیل شود.
سه سطح حیات در اجتماع؛ نباتی، حیوانی و انسانی
در جامعه نیز سه نوع حیات قابل تشخیص است:
حیات نباتی: همان روابط ضروری و طبیعی برای بقا که انسان را ناگزیر به تعامل با دیگران می‌کند.
حیات حیوانی: روابطی که با عواطف و محبت‌ها همراه می‌شود و پایه خانواده را با شوق و مهر شکل می‌دهد.
حیات انسانی: مرحله‌ای که انسان خود را نه صرفاً در پیوندهای عاطفی یا اضطرار؛ بلکه در مسئولیت و عشق به دیگران می‌بیند؛ فطرتی که او را به همدلی و انسان‌دوستی فرا می‌خواند.
در این نگاه، خانواده به‌مثابه نخستین واحد وحدت‌آفرین است؛ جایی که تعدی به یک عضو، تعدی به همه تلقی می‌شود و خدمت به یکی، خدمت به کل است. امام صادق (علیه‌السلام)، مؤمنان را چون پیکری واحد معرفی می‌فرماید: «اَلْمُؤْمِنُونَ فِی تَبَارِّهِمْ وَ تَرَاحُمِهِمْ وَ تَعَاطُفِهِمْ کَمَثَلِ اَلْجَسَدِ إِذَا اِشْتَكَى تَدَاعَى لَهُ سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ اَلْحُمَّى»؛ چنان‌که اگر عضوی به درد آید، سایر اعضا با تب و بی‌خوابی هم‌دردی می‌کنند. این وحدت نه از روی تکلیف خشک؛ بلکه از سرِ شوق و عشق پدید می‌آید. در چنین نگاهی، هر مؤمنی خود را در دیگری می‌بیند و خدمت و دفاع از دیگری را همچون خدمت و دفاع از خویش می‌داند. این همان فردیتِ متعالی است که در مقابل جمع نیست؛ بلکه جمع را در برمی‌گیرد.
بعثت؛ شکستن فردیتِ بدنی و تولد هویتی باقی
رسالت انبیا، به‌ویژه بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)، انسان را از هویتِ صرفاً دنیوی و اعتباری (نام، فامیل، ملیت و...) خارج می‌کند و به هویتی متصل به بقا و حقیقت رهنمون می‌سازد. این «خلق آخر» است که با دمیده شدن روح الهی، انسان را به موجودی جاوید و مرتبط با مبدأ تبدیل می‌کند. بنابراین بعثت، نه یک رویداد صرفاً تاریخی؛ بلکه فرایندی همواره جاری برای رهاسازی انسان از قشرهای محدودکننده وجودی خویش است؛ همچون دانه‌ای که برای سربرآوردن از خاک، پوسته خود را می‌شکافد.
رویش جمعی و اقتدار امت در قرآن
قرآن در سوره فتح، اصحاب پیامبر را به کشتزاری تشبیه می‌کند که از یک دانه، جوانه‌هایی می‌رویند و آن جوانه‌ها یکدیگر را قوت می‌بخشند، تا جایی که ساقه‌ها استوار و زراعت شکوفا می‌شود و باعث حیرت کشاورز و خشم کافران می‌گردد. این تصویر، نشان‌دهنده ماهیت جمعیِ بعثت است: امتی که نه به فرد؛ بلکه به خداوند و فرمان الهی قائم است و با هر برش و آسیب، ده‌ها جوانه تازه از دل آن می‌دمد.
ارتباط با ولی الهی؛ ریشه استواری و پایداری
در این نظام جمعی، حضور ولیّ الهی (امام و رهبری) همچون ستون و محور وحدت است. پیوند امت با ولیّ، آن‌چنان است که هر فشار و ضایعه‌ای، نه‌تنها امت را نمی‌شکند؛ بلکه موجب جوشش و رویش دوباره آن می‌شود. تشبیه شهید سیدحسن نصرالله به خورشید و یارانش به ستارگان، گویای همین حقیقت است: وقتی خورشیدی غروب کند، ستارگان بسیاری جای او را روشن می‌کنند. این همان «جوشش درون» است که علامه حسن‌زاده آملی به چاهِ زاینده تعبیر می‌کردند؛ امتی که از درون خود می‌جوشد، هرگز طراوت خود را از دست نمی‌دهد.
حرکت جمعی ممکن است بدون روح جمعی رخ دهد. اما روح جمعی، آن همدلی و هم‌اهنگی عمیقی است که از فطرت الهی و ارتباط ارواح سرچشمه می‌گیرد. انسان در نظام الهی، از ابتدا (داستان آدم و حوا در بهشت) به‌صورت اجتماعی آفریده شده است. فردیتِ حقیقی، آن است که شاملِ جمع باشد، نه در برابر آن. معاد نیز چنین است که انسان‌ها با امامان خود محشور می‌شوند و حرکت، جمعی و هدف، واحد است.
محبت و دشمن‌شناسی؛ دو بال بعثت
در نگاه بعثتی، دو اصل اساسی باید توأمان رعایت شود:
یک: محبتِ شوق‌آمیز به مؤمنان، تا جایی که خدمت به دیگری چون خدمت به خویشتن باشد.
دو: دشمن‌شناسی دقیق و قاطع، تا مرزهای ایمان از نفاق و کفر جدا شود. 
همچنان که قرآن تصریح فرموده است: «فمن یکفر باطاغوت و یومن بالله». در زیارت عاشورا نیز می‌خوانیم: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» امیرالمؤمنان (علیه‌السلام) می‌فرمایند شیعیانی که محبت اهل‌بیت دارند؛ ولی دشمن‌شناسی ندارند، فتنه‌شان از دجال بدتر است؛ زیرا نفاق، به‌آرامی در جامعه سرایت می‌کند. در عین حال، نباید با کوچک‌ترین خطایی، مؤمنی را طرد کرد؛ بلکه رفتار باید مشفقانه و اصلاحی باشد، نه حذفی. روایت می‌فرماید که طرد بی‌رویه، خود عذابی دنیوی به همراه دارد.
بعثت امت، معجزه‌ای الهی
امتِ مبعوث، پدیده‌ای اعجازآمیز است؛ موجودی زنده که با روح الهی تنفس می‌کند. آسیب به این پیکره، مقابله با معجزه خداست. از این رو، هرگونه اقدامی که این وحدت و انسجام ملی را متزلزل کند به گونه‌ای که بخواهد به‌ناحق، کسی را از این پیکره واحد جدا کند، موجب عقوبت الهی است. 
از ابتدای رسالت انبیا، همواره مستکبران و مترفین در مقابل آنان صف‌آرایی کرده‌اند. امروز نیز اتحاد دشمنان علیه انقلاب اسلامی، نشانه تحقق همین سنت الهی است؛ چرا که بعثت، ذاتاً با ظلم و طاغوت در تضاد است. جنگ‌های تحمیلی و ائتلاف جهانی علیه ایران، گواهی است بر این حقیقت که این امت، با رهبری امام خمینی و شهیدان خود، به هویتی دست یافته که دشمنان را ناامید ساخته است.
انقلاب اسلامی؛ مصداق عینی بعثت امت
انقلاب اسلامی ایران، تولدِ همین حیات جمعیِ مبعوث بود. امتی که نه‌فقط مطالبه‌گر؛ بلکه خودِ پدیدآورنده انقلاب و حافظ آن است. همین حضور مردمی بود که نظام را به پشتوانه مردم استوار کرد. این بعثت، توانست دو گفتمان مسلط جهانی (لیبرالیسم و کمونیسم) را به چالش بکشد و امروز اسلام به‌عنوان گفتمانی زنده و پیشرو در برابر مادی‌گری ایستاده است. روند جهانی، نشان از عقب‌نشینیِ جبهه باطل و پیشرویِ جبهه حق دارد.
همان‌گونه که موسی و هارون (علیهما السلام) برای غلبه بر فرعونیان دعا کردند که خداوند بر اموال و دل‌هایشان تسلط یابد، امروز نیز جنایات آشکار دشمنان (مانند کودک‌کشی در فلسطین) نشانه «اشتداد قساوت قلب» آنان است. این قساوت، مقدمه نزول عذاب الهی و پیروزی مؤمنان است. از برکات این رویارویی، افشای نقاب‌ها و نمایان شدن چهره حقیقی دشمنان است که خود زمینه‌ساز اقبال جهانی به حقانیت امت مبعوث می‌شود.
بعثت به‌عنوان سرمایه دوران معاصر
امروز، ما در دورانِ تحققِ همین بعثتِ جمعی زندگی می‌کنیم. این هویتِ نوین، سرمایه‌ای بی‌بدیل برای عبور از چالش‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی است. همان‌گونه که رهبران شهید ما تأکید داشتند، این امت با روح جمعی، شوق به خدمت، و ایمان به وعده‌های الهی، می‌تواند بر هر مشکلی فائق آید. قدر این هویت را بدانیم و با حفظ وحدت و بصیرت، در مسیر تحقق کاملِ بعثت گام برداریم.