امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

جریان شناسی 1290

نقش اسرائیلی‌ها در شکل‌گیری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله

یکی از مهم‌ترین رویدادهای دوران محمدرضا پهلوی، برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ساله بود. این جشن که به مناسبت دوهزاروپانصدمین سال پادشاهی کوروش در تخت جمشید برگزار شد، هزینه هنگفت و پیامدهای ناگواری را دربر داشت و این در حالی بود که بسیاری از مردم در فقر و گرسنگی به‌سر می‌بردند. در این جشن، بیست پادشاه و امیر عرب، پنج ملکه، ۲۱ شاهزاده، شانزده رئیس‌جمهور، سه نخست‌وزیر، چهار معاون رئیس‌جمهور، و دو وزیر خارجه، از ۶۹ کشور شرکت کردند. مراسم جشن در نهایت گشاده‌دستی و اسراف انجام گرفت و هزینه آن بیش از دویست‌میلیون دلار برآورد شد. متأسفانه، زمانی که میلیون‌ها دلار صرف هزینه خرید و ارسال مشروب، گل و غذا از اروپا شد و میهمانان جشن در تخت جمشید، جگر غاز و خاویار مزمزه می‌کردند، هزاران ایرانی در ایلات سیستان و بلوچستان و حتی روستاهای فارس گرسنه بودند. درباره نقش اسرائیلی‌ها در جشن‌های 2500ساله، روزنامه «هاآرتص» چاپ اسرائیل بر این باور است که فکر اولیه برگزاری جشن از سوی کارشناسان اسرائیلی طرح شده بود:
کارشناسان اسرائیلی بودند که برای نخستین بار فکر برگزاری جشن را به مناسبت گذشت ۲۵۰۰ سال از تأسیس شاهنشاهی مطرح کردند. هدف‌های این جشن‌ها به‌ویژه اسلام‌زدایی در ایران بود.
(رضا زارع، ارتباط ناشناخته، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، صص 359-361.)
 
جایگاه بهائیت در معادلات سیاسی عصر پهلوی
بهائیت در تمام دوران سلطنت پهلوی و در مقاطع حساس، به‌رغم ادعاهای غیرسیاسی بودن، هماهنگ با سیاست‌های مورد نظر رژیم و در جهت تثبیت موقعیت آن تلاش کرد. تأیید انقلاب سفید شاه، همکاری با ساواک، جلب حمایت دولت‌های بزرگ از شاه و سلطنت او به وسیله اسرائیل، و عضویت در حزب رستاخیز، قسمتی از مواضع سیاسی فرقه مزبور بود. یکی از مبلغان بهائیت درباره تأثیر متقابل بهائیت بر شاه و خاندان پهلوی گفته بود: 
کارهایی که اکنون به دست اعلیحضرت شاهنشاه صورت می‌گیرد، هیچ کدامشان روی اصول دین اسلام نیست؛ زیرا شاه به تمام دستورهای بهائی آشنایی دارد و حتی ایشان با اشرف پهلوی در دوران کودکی در مدرسه بهائیان ... درس خوانده‌اند.
منبع: رضا زارع، ارتباط ناشناخته (بررسی روابط رژیم پهلوی و اسرائیل 1357-1327)، ص 369.
 
بهائیت را چه کسی رهبری می‌کند؟ شوقی افندی که بود؟
به نوشته خبرگزاری حوزه، رهبری در بهائیت از ابتدا تا امروز، دوره‌های مختلفی را پشت سر گذاشته و چهره‌ها و ساختارهای متفاوتی در هدایت این جریان نقش داشته‌اند. در این میان، شوقی افندی و پس از او ساختار کنونی رهبری بهائیت، بخش مهمی از این روند را تشکیل می‌دهند.
شوقی افندی که بود؟
شوقی افندی، معروف به «شوقی ربانی»، از چهره‌های مهم تاریخ بهائیت و نخستین فردی بود که با عنوان «ولی امرالله» رهبری جامعه بهائی را بر عهده گرفت.
او در اول مارس ۱۸۹۷ میلادی در شهر عکا، در قلمرو دولت عثمانی، متولد شد و مادرش ضیائیه، دختر عبدالبهاء بود. شوقی دوران تحصیل خود را در بیروت و سپس در دانشگاه آمریکایی بیروت گذراند و برای ادامه تحصیل به دانشگاه آکسفورد انگلستان رفت.
پس از درگذشت عبدالبهاء در سال ۱۹۲۱ میلادی، شوقی افندی از آکسفورد به حیفا بازگشت و بر اساس «الواح وصایا» به عنوان «ولی امرالله» در رأس جامعه بهائی قرار گرفت.
بنابراین شوقی افندی، سومین چهره در سلسله رهبری بهائیت بود که پس از بهاءالله و عبدالبهاء (عباس افندی)، هدایت جامعه بهائی را بر عهده گرفت. او نوه بهاءالله و نوه دختری عبدالبهاء بود؛ پدرش میرزا هادی شیرازی بود، اما چون عبدالبهاء در وصیت خود شوقی را به عنوان «ولی امرالله» تعیین کرده بود، رهبری به پدر او نرسید.
این جانشینی با مخالفت و اختلاف میان بخشی از بهائیان همراه شد و برخی از شخصیت‌ها و اعضای خانواده بهاءالله و عبدالبهاء، رهبری شوقی را نپذیرفتند. در ادامه، شماری از مخالفان از جامعه بهائی طرد شدند و برخی نیز از این فرقه جدا شدند و خاطرات و نوشته‌هایی درباره دوران حضور خود در بهائیت منتشر کردند.
شوقی افندی در حدود ۳۶ سال، یعنی از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۵۷ میلادی، رهبری بهائیان را بر عهده داشت. یکی از مهم‌ترین اقدامات او، گسترش و سازمان‌دهی تشکیلات اداری بهائیت در کشورهای مختلف بود؛ ساختاری که بعدها با عنوان «نظم اداری امرالله» شناخته شد.
او همچنین آثار متعددی به زبان فارسی و انگلیسی نوشت یا ترجمه کرد که از جمله آنها می‌توان به «قرن بدیع» و «دور بهائی» اشاره کرد. «توقیعات مبارکه» نیز مجموعه‌ای از نامه‌ها و نوشته‌های شوقی افندی است که در چند جلد منتشر شده است.
شوقی افندی در سال ۱۹۳۷ میلادی با مریم مکسوِل، که بعدها با عنوان «روحیه خانم» شناخته شد، ازدواج کرد. این ازدواج فرزندی به دنبال نداشت و پس از مرگ شوقی، جانشینی در میان نسل او شکل نگرفت.
شوقی افندی در چهارم نوامبر ۱۹۵۷ میلادی در لندن درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد. پس از مرگ او، درباره ادامه رهبری بهائیت اختلاف‌های تازه‌ای شکل گرفت و چند جریان مختلف در میان بهائیان پدید آمد.
در کنار جریان اصلی بهائیت، گروه‌هایی مانند پیروان چارلز میسون ریمی نیز ادعای جانشینی شوقی افندی را مطرح کردند و خود را ادامه‌دهنده مسیر او دانستند.
امروز چه کسی رهبری بهائیت را بر عهده دارد؟
امروزه بهائیت رهبر فردی ندارد و عالی‌ترین نهاد اداری آن «بیت‌العدل اعظم» است؛ شورایی متشکل از ۹ عضو که به‌صورت جمعی درباره امور جامعه بهائی تصمیم‌گیری می‌کند. این نهاد از سال ۱۹۶۳ اداره امور جامعه جهانی بهائی را بر عهده دارد و مقر آن در حیفا قرار گرفته است. اعضای بیت‌العدل اعظم هر پنج سال یک‌بار انتخاب می‌شوند؛ به این صورت که اعضای محافل روحانی ملی بهائیان در سراسر جهان به‌عنوان نماینده در «کنوانسیون بین‌المللی بهائی» گرد هم می‌آیند و با رأی مخفی، ۹ نفر را انتخاب می‌کنند. در این انتخابات نامزد رسمی و تبلیغات انتخاباتی وجود ندارد. بیت‌العدل اعظم در سطح جهانی بر امور اداری، مالی، اماکن مقدس و برنامه‌های جامعه بهائی نظارت دارد و درباره موضوعاتی که در متون بهائی حکم مشخصی برای آنها نیامده است، تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری می‌کند.در آخرین انتخابات بیت‌العدل اعظم در سال ۲۰۲۳، حدود ۱۲۵۰ نماینده از ۱۷۶ کشور در کنوانسیون بین‌المللی بهائی در حیفا گرد هم آمدند و برای انتخاب ۹ عضو بیت‌العدل اعظم، رأی دادند.
اعضای فعلی بیت‌العدل اعظم عبارت‌اند از: چوئنگو مالیتونگا، پل لمپل، خوان فرانسیسکو مورا، ایمن روحانی، پیمان مهاجر، شهریار رضوی، پراوین مالیک، آندری دونوال و آلبرت نشیشو نسونگا.