امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

خاطرات آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی از رهبر شهید انقلاب

روایت‌های کوتاه، اما پرمضمون مرحوم آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی از رهبر شهید انقلاب می‌تواند حائز اهمیت باشد که در ادامه از نظر می‌گذرد.
1-آقای خامنه‌ای نزد حاج آقا مرتضی درس خوانده بود. وی می‌گفت: یک بار شما به من گفتید: اگر آقای حائری شب درس بگذارد، من هم شرکت می‌کنم. من به آقای حائری مطرح کردم. ایشان فرموده بود: من شب وقت ندارم یا شب نمی‌توانم و فلانی هم به درس من احتیاج ندارد. آقای حاج آقا مرتضی درباره اینجانب خیلی اظهار لطف می‌کرد و آقای میرزا هاشم آملی تعبیراتی از وی درباره من نقل می‌کرد که ذکر آن لزومی ندارد، امّا مطلبی که گفتنش اشکال ندارد اینکه: گاهی که مذاکره با ایشان طول می‌کشید (چون فکر جوّالی داشت)، به من می‌فرمود: برای تو درس میرزای شیرازی خوب است. درس میرزا هفت ساعت طول می‌کشید، چون فکر میرزا جوّال بود.
2-آقای خامنه‌ای خیلی اهل صله رحم بود. من احتمال می‌دهم همین اهتمام ایشان به صله رحم عامل نجات وی از ترور شد. چون صله رحم سبب طولانی شدن عمر می‌شود. وی در قم مشغول تحصیل و در درس جدّی بود. پدرش چشمش را عمل کرد و ایشان برای کمک و رسیدگی به پدر، قم را رها کرد و به مشهد رفت. با اینکه طبعاً برای کسی که به قصد تحصیل به قم آمده است، این کار سخت است. وی در مشهد در خدمت پدرش بود و روزی حدود دو ساعت برایش کتاب می‌خواند. بعید نیست همین خدمت به پدر سبب نجات ایشان از ترور باشد.
3- آقای خامنه‌ای گاهی که به منزل ما می‌آید، می‌گوید: وقتی قرار می‌شود که به منزل شما بیایم، از چند روز قبل شعفی در من به وجود می‌آید. البته صحبت‌ها نوعاً علمی است نه سیاسی. ایشان خوش‌فهم و خوش‌حافظه است. زمانی که با آقای خامنه‌ای دیدار دارم، به دستور ایشان دستگاه ضبط می‌گذارند که صحبت‌ها ضبط شود. ایشان شاگرد حاج شیخ مرتضی حائری بود. آقای حاج شیخ مرتضی از استعداد وی تعریف می‌کرد. ایشان با حاج آقا جعفر-اخوی ما- هم‌بحث بود و از نظر سرعت انتقال و ذکاء، بر حاج آقا جعفر ترجیح داشت.
منبع: کتاب جرعه‌ای از دریا، جلد سوم، موسسه کتاب‌شناسی شیعه