امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

مشورت با مؤمنان

سوره شوری، آیه 38: «وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ»
و آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند و نماز را برپا داشتند و کارشان در میان خودشان بر پایه مشورت است و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم، انفاق می‌کنند.
نکته‌ها و پیام‌ها:
- «امرهم شوری بینهم» به معنای آن است که تصمیم‌گیری در امور جمعی، باید مبتنی بر مشورت باشد؛ اصلی که امروز به عنوان مشارکت مردمی و مردم‌سالاری دینی شناخته می‌شود.
- طلحه و زبیر به حضرت علی (علیه‌السلام) گفتند: ما به شرطی با تو هستیم که در هر کار با ما مشورت کنی، زیرا حساب ما از دیگران جداست، حضرت فرمودند: «من در کتاب خدا و سنّت رسول او نگاه می‌کنم هر چه بود پیروی می‌کنم و نیازی به رأی و مشورت شما و دیگران ندارم؛ ولی هرگاه امری بود که در کتاب و سنّت برهانی بر آن نداشتم و نیاز به مشورت بود با شما مشورت خواهم کرد.» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص 41: «نظرتُ فی کتاب اللّه و سنّة رسوله فامضیت ما دلاّنی علیه و اتبعته و لم احتج الی آرائکما فیه ولا رأی غیرکما ولو وقع حکم لیس فی کتاب اللّه بیانه ولا فی السنّة برهانه و احتیج الی المشاورة فیه لشاورتکما فیه»)
- پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در جنگ‌های بدر، اُحد، خندق، حدیبیه، جنگ با بنی‌قریظه و بنی‌نظیر و فتح مکّه و جنگ تبوک با مسلمانان مشورت فرمود.
- مشورت در مسائلی است که مربوط به مردم یا امور اجتماعی باشد («امرهم شوری بینهم»)، نه در احکام و دستورات دینی. کلمه بینهم هم یعنی از خود آنان مشورت گرفته شود نه از بیگانگان؛ بنابراین در اموری که مربوط به خداوند است نظیر بعثت، امامت و عبادت، جای مشورت نیست. نماز پیمان الهی است، «الصلاة عهد اللّه» عهد خدا را باید انجام داد و نیازی به مشورت ندارد. امامت و رهبری امّت نیز عهد الهی است؛ زیرا همین که حضرت ابراهیم از خداوند درخواست کرد که نسل او رهبر جامعه شود، خداوند فرمود: رهبری و امامت پیمان و عهد من است و سپردن آن مربوط به گزینش من است نه دعای تو و اگر از شخصی ظلمی سر بزند لایق رهبری نیست، «لاینال عهدی الظالمین» پس در رهبری امّت، باید تسلیم او باشیم، چنانکه قرآن می‌فرماید: «انی جاعلک للناس اماماً» امامت به انتخاب من است.