یک تفکر رایج در جامعهی مذهبی این است که در برنامهسازیها، خصوصاً در مقام فرهنگسازی، همواره حداقلها را در نظر بگیریم، و اگر حدود را بالاتر بگیریم، باعث زده شدن مردم از دین و برنامههای مذهبی میشویم. این مسئله اگر تبدیل به روال عمومی شود (اتفاقی که امروز افتاده)، چند آسیب جدی در پی خواهد داشت.
1. وقتی سقف را پایین آوردیم، کف هم خودبهخود پایین میرود.
برخی از امواج اجتماعی زندهاند. امواج زنده همانهاست که از جوهر حیات سرچشمه میگیرد، مسیرشان مسیر حیات و جهتشان رقاء و تکامل است. پارهای از نهضتهای فکری، علمی، اخلاقی و هنری از آن جهت جاوید میمانند که خود زندهاند و از نیروی مرموز حیات بهرهمندند.
چه حالی خواهید داشت اگر متوجه شوید شخصی ناشناس و بیگانه همواره از پنجره وارد اتاق فرزندتان میشود و از پشت پرده هر چه میخواهد را برای او بیان میکند. هیچ پدر و مادر فهمیده و با مسئولیتی چنین حالتی را نمیپسندد، این در حالی است که با کمی اندیشه و مقایسه، پی میبریم این مثال تا حد زیادی بر شبکههای اجتماعی منطبق است.
هنگامی که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعی است روزبهروز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزونتر از او دارد و هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسیاش وسیله تبلیغ کالاها و عاملی برای جلب جهانگردان و مانند اینها قرار دهد، در چنین جامعهای، شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالای بیارزش، سقوط میکند