سعید لیلاز، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، چندی قبل در برنامه «راهبرد» در شبکهی یک سیما حضور پیدا کرد که عنوان جالبی داشت: «یا دشمن امپریالیسم هستیم یا بردهی آن»
در بخشی از این برنامه، لیلاز به ماجرای حضور افسران آمریکایی در ایران در دهه ۵۰، پس از حضور آنان در جنگ ویتنام، میپردازد و واقعیتهای تلخی را از آن دوره به زبان میآورد که بسیار عبرتآموز است:
جریان بنفش با محوریت اصلاحات، به دنبال کودتای نرم سیاسی بود؛ اما جریان صورتی با محوریت برخی مذهبیها به دنبال تغییرات نرم فرهنگی روی نسلهای جدید انقلابی خصوصاً دختران محجبه است. ترغیب این نسل به "آوازهخوانی و تغییر الگوی زندگی" از جمله اقدامات این جریان است.
در جنگهای قدیم رسم بود که سپاهیان میکوشیدند تا عَلم لشکر مقابل را بیندازند و اینگونه با تضعیف روحیه لشکر دشمن، مقدمات پیروزی نهایی خود را فراهم نمایند. در جنگ امروز حجاب نیز، باید علمدارهای بیحجابی یعنی چهرهها را جوری نقرهداغ کرد و عَلم بیحجابی ِ آنها را انداخت، که دنبالکنندگان این افراد، حساب کار دستشان بیاید و روحیهی آنها تضعیف شود!
نگرانی اصلاحطلبان حامی غرب از روابط راهبردی با شرق
محمد سعید احدیان
اصلاحطلبانی که پس از پیروزی ملت ایران در جنگ ١٢ روزه، با صدور بیانیه به دشمن غربی سیگنال تسلیم دادند، امروز از قطببندی جهانی شرق علیه غرب در حمایت از ایران نگران شدند.
حسن روحانی، رئیسجمهور اسبق که چندی است ویدئوکار شده، گفته است: «مردم در جنگ ۱۲ روزه در کنار ایران ایستادند، نه در کنار ما حاکمان».
پرسش این است: اگر اکنون در مسند ریاستجمهوری یا آرزوهای دیگری که دارد، بود، نیز همینقدر فکرش روشن بود؟ قطعاً نه، چون همهچیز را به حساب دفاع مردم از حاکمان و بلکه شخص خودش مینوشت.
بعد از فعال شدن مکانیسم ماشه و احیای قطعنامههای ضدایرانی سازمان ملل، مجمع تشخیص مصلحت هم پس از سالها مخالفت CFT را تصویب کرد!
بهسلامتی الان هم «تحریم» و هم «خودتحریمی» را یکجا با هم داریم و بدین ترتیب هم چوب را خوردیم، هم پیاز را، هم سنگ را، هم فلفل را، هم سیخ را، هم میخ را و…