در ادبیات کلاسیک علوم سیاسی، مفهومی وجود دارد که شاید بیش از هر زمان دیگری، امروز برای درک تحولات امنیتی خلیج فارس نیازمند بازخوانی آن هستیم: «تاکتیک سالامی». این اصطلاح که نخستینبار توسط ماتیاش راکوشی، سیاستمدار کمونیست مجارستانی، برای توصیف حذف تدریجی رقبای سیاسی ابداع شد و بعدها توسط توماس شلینگ در چارچوب نظریه بازیها در دوران جنگ سرد بسط یافت، اکنون بار دیگر در قامتی تازه، تهدیدات جدیدی را برای امنیت ملی ما بازتعریف میکند.
از منظر حقوق بینالملل، ترور یک مقام عالیرتبه سیاسی یا دینی، حذف فیزیکی یک فرد عادی نیست؛ بلکه اقدامی است که میتواند ساختار تصمیمگیری، امنیت ملی، افکار عمومی، روابط خارجی و حتی نظم منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
بررسی ناآرامیها و اغتشاشات اخیر در ایران بر اساس آمارها رسمی و میدانی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از کنشگران میدانی را نوجوانان و جوانانی در بازه سنی ۱۳ تا ۲۶ سال تشکیل میدهند. این واقعیت، تحلیل رویدادها را از سطح یک مسئله صرفاً امنیتی فراتر میبرد و آن را به یک موضوع عمیقترِ نسلی، شناختی و آموزشی - تربیتی تبدیل میکند.