به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت حضرت امام سجاد (علیهالسلام)
امام خوبیها
حضرت علی بن حسین بن علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، امام چهارم از امامان دوازدهگانه شیعه و یکی از چهارده معصوم هستند. بنا بر برخی نقلها، مادرشان شهربانو دختر یزدگرد بود. در باب زادگاه امام سجاد، شرححالنگاران اختلاف نظر دارند. بیشتر منابع محل ولادت ایشان را مدینه دانستهاند؛ اما بعضی زادگاه ایشان را کوفه ذکر کردهاند. بر اساس منابع، حضرت امام سجاد (علیه السلام) در سال 38، یعنی دو سال پیش از شهادت جدّشان امیرالمومنین علی (علیهالسلام) زاده شدند.
حضرت همچنین با پنج خلیفه اموی؛ یعنی یزید بن معاویه، معاویه بن یزید، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان و ولید بن عبدالملک معاصر بودند و بیشتر دوران امامت آن حضرت در زمان خلافت عبدالملک بن مروان گذشت. امام سجاد پس از در امان ماندن از واقعه عاشورا به تقدیر الهی و پس از گذراندن دوران دشوار اسارت در مسیر کربلا تا دمشق، به مدینه بازگشتند و به جز سفرهایی که برای ادای حج به مکه داشتند، باقی عمر را در مدینه گذراندند. مطابق روایات شیعی، امام سجاد بنابر وصیت پدرشان امام حسین (علیهالسلام) پس از ایشان به مقام امامت نایل شدند.
ویژگیها
امام سجاد به عبادت بسیار، خشیت در برابر خداوند و گزاردن حجهای متعدد مشهور هستند. در وصف عبادت و مقام خوف و خشیت ایشان گفتهاند که در هنگام وضو گرفتن، رنگ چهرهشان زرد میشد و چون از ایشان سبب این حال را میپرسیدند، میفرمودند: «میدانید برای ایستادن در برابر چه کسی آماده میشوم؟». بنابر روایتی از امام صادق (علیهالسلام)، امام سجاد شبیهترین فرد از اهلبیت (علیهمالسلام) به امیرالمومنین علی (علیهالسلام) از نظر بینش و رفتار بودند. از دیگر ویژگیهای امام سجاد به حلم و صبر، جرأت و شجاعت، عبادت و تواضع ایشان اشاره کردهاند.
درباره رعایت حقوق حیوانات توسط امام سجاد (علیهالسلام) گفته شده که ایشان بیست بار به مکّه رفتند؛ امّا یک مرتبه به شتر خودشان تازیانه نزدند.
امام سجاد (علیهالسلام) را از بردبارترین مردم دانستهاند که بسیار خشم خود را فرومیخوردند. از نمونههای بارز بردباری امام سجاد (علیهالسلام) این است که مردی به ایشان تهمت زده و بسیار دشنامشان داد. امام (علیهالسلام) فرمودند: «اگر ما آن چنانیم که گفتی، خدا ما را بیامرزد و اگر ما چنانکه گفتی نبودیم، خداوند تو را بیامرزد» درباره شجاعت امام سجاد گفتهاند در مجلس شام، یزید به امام سجاد جسارت کرد و گفت: دیدی خدا با شما چهکار کرد؟ فرمودند: خدا هرچه کرد لطف بود؛ امّا تو به جهنم میروی.
انفاق امام سجاد
از مهمترین ویژگی امام سجاد، انفاق ایشان به فقرا بود. گفته شده هر روز ظهر در خانهشان نهار عمومی میدادند.
امام سجاد (علیهالسلام) بسیار با فقرا و مستمندان مهربان و دلسوز بودند و از اینکه یتیمان، بیچارگان، مستمندان، زمینگیر شدگان و همه بختبرگشتگان جامعه بر سفرهشان بنشینند، بسیار خشنود میگردیدند. ایشان با دست خویش لقمه در دهان آنان مینهادند؛ همچنان که شبها غذا و هیزم را بر دوش خود به درب خانه ایشان حمل مینمودند. مهربانی امام سجاد (علیهالسلام) با مستمندان به اندازهای بود که هیچگاه از چیدن محصول نخلستان در شب خوششان نمیآمد؛ چون فقرا فقط روزها به نخلستانهای در حال چیدن میرفتند و چیدن محصول در شب باعث محروم شدن آنان میگردید. گفته شده امام سجاد (علیهالسلام) به صورت پنهانی متکفل مخارج یکصد خانه بودند که در هرکدام از آن، عدهای از مردم زندگی میکردند.
امام سجاد (علیهالسلام) با فقیران همنشینی نموده و مواظب بودند تا احساسات و عواطف آنان به هیچ نحو جریحهدار نشود. هنگامی که به سائلی چیزی میدادند او را میبوسیدند تا اینکه سائل احساس ذلت نکند و چون گدایی به سراغشان میآمد، او را چنین خطاب میکردند: خوش آمدی ای کسی که توشه سفر آخرت مرا بر دوش میکشی. امام سجاد (علیهالسلام) به دلیل تبعات سوئی که راندن سائل داشت از قبیل از بین رفتن نعمتها، یا نزول ناگهانی عذاب، از این کار به شدت نهی میکردند.
از کارهایی که امام (علیهالسلام) در زندگی خود به آن اشتیاق بسیار داشتند، تصدق بر فقیران برای رفع ناراحتی و نشاط بخشیدن به زندگی آنان بوده و دیگران را نیز به این کار تشویق مینمودند. به این جهت که این عمل نزد خداوند دارای اجری بزرگ است، میفرمودند: هیچکسی بر مستمند مستضعفی صدقه نمیدهد مگر اینکه دعای مسکین در همان ساعت در حق وی به اجابت میرسد. امام (علیهالسلام) دو مرتبه اموال خود را دو قسمت کرده؛ یک قسمت را برای خود نگاه داشته و قسمت دیگر را بر فقرا و مستمندان تصدق کردند.
محبوبترین چیز نزد امام سجاد (علیهالسلام) صدقه دادن پنهانی بود تا کسی ایشان را نشناسد. امام (علیهالسلام) در راه ترغیب به این عمل میفرمودند: «صدقه پنهان، آتش غضب خداوند را فرومینشاند». امام (علیهالسلام) در تمام نیکوکاریها و کمکهایی که به فقرا میکردند، جز خدا و آخرت، چیز دیگری را نمیجستند و صدقات و بخششهای ایشان، آلوده به هیچ غرض دنیوی نبود.
جمهوري اسلامي خميني و خامنهاي؛ يک استثناي تاريخي
پس از شهادت رهبر انقلاب و به تعبير درست آيت الله سيد مجتبي خامنهاي، اين مردم ايران بودند که يک هفته حکومت و نظام اسلامي را رهبري ميکردند.
حکومتهاي گذشته امنيت و مشروعيت ايران را به ضمانت و رضايت بيگانگان گره ميزدند و همانها نيز کشور را در بزنگاهها رها ميکردند؛ جمهوري اسلامي اما با اتکا به نيروهاي مردمي، معادلهاي خلق کرد که در آن اجماع ابرقدرتهاي هستهاي نيز به شکست انجاميد.
به نوشته رجانیوز، جنگ و تخاصم، بخشی جداییناپذیر از تاریخ اکثر کشورها، تمدنها و حکومتها بوده است. تمدن چندهزار ساله ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده. در طول این سالها، علیرغم اینکه ملت ایران همواره ملتی استقلالطلب و ضد استعمار بوده است، دچار شکستهای متعددی نیز شده است. اما ایران در عصر جمهوری اسلامی، شرایط متفاوتی برایش حاصل شد. لازم به ذکر است که آنچه بر جمهوری اسلامی ایران گذشته، از نظر پیچیدگی و سطح بالای مخاصمات، در تاریخ این مرز و بوم و در تاریخ معاصر جهان بیسابقه است.
برای درک این استثنا، کافی است کارنامه حکومتهای 200 ساله معاصر ایران را مرور کنیم. در عهد قاجار، شکست از روسیه تزاری به عهدنامههای گلستان و ترکمانچای انجامید و قریب به نیم میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران در قفقاز برای همیشه جدا شد؛ آن هم در شرایطی که هیچ اجماع جهانی علیه ایران شکل نگرفته بود و قدرتهای اروپایی اساساً منافع متضادی داشتند. در دوران پهلوی نیز ابتدا شاهد جدا شدن قسمتی از آذربایجان در زمان رضا قزاق و سپس جدا شدن بحرین با خواست دربار محمدرضا شاه هستیم.
اما جمهوری اسلامی از همان ابتدا با سناریویی کاملاً متفاوت روبرو شد؛ سناریویی که مشخصه اصلی آن، اجماع کمسابقه قدرتهای بزرگ جهانی برای فروپاشی یک نظام سیاسی بود. در دفاع مقدس هشت ساله، رژیم بعث عراق به عنوان نماینده میدانی ائتلافی عمل میکرد که در آن آمریکا اطلاعات ماهوارهای، شوروی تسلیحات سنگین، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تأمین مالی و نظامی (مانند جنگ نفتکشها)، و اروپا نیز پوشش سیاسی را بر عهده داشتند. این هماهنگی میان دو بلوک متخاصم شرق و غرب برای سرنگونی یک نظام، در تاریخ تحولات روابط بینالملل غرب آسیا بیسابقه بود. نتیجه اما، حتی یک وجب واگذاری خاک نبود.
این الگو در دو جنگ بعدی نیز تکرار شد. در نبرد 12 روزه و جنگ رمضان، ایران با دو قدرت مجهز به سلاح هستهای روبرو شد؛ آمریکا به عنوان قدرتمندترین ارتش کلاسیک جهان و رژیم صهیونیستی با آوازهی پیشرفتهترین سامانههای پدافندی. این بار ترکیبی از حملات سایبری، عملیات رسانهای، ترور فرماندهان و عملیات مستقیم نظامی به کار گرفته شد؛ اما باز هم نتیجهای جز شکست برای مهاجمان در بر نداشت. فراتر از حفظ خاک، جمهوری اسلامی با دکترین ساخت نظم جدید در منطقه، دامنه نفوذ ژئوپلیتیک خود را تا کرانههای خلیجفارس گسترش داد و با مدیریت جدید بر تنگه هرمز، عملاً بر گستره حاکمیتی خود افزود.
علت این استثنای تاریخی را باید در تغییر پارادایم تاریخی ایران از اتکا به قدرتهای خارجی به بازدارندگی درونزا جستجو کرد. امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب در 47 سال گذشته تلاش کردند که قدرت و مشروعیت این حکومت را از راهرو و دالانهای کاخها و دربارها، به خانههای تکتک مردم این سرزمین ببرند.
پس از شهادت رهبر انقلاب و به تعبیر درست آیت الله سید مجتبی خامنهای، این مردم ایران بودند که یک هفته حکومت و نظام اسلامی را رهبری میکردند. حکومتهای گذشته، امنیت و مشروعیت ایران را به ضمانت و رضایت بیگانگان گره میزدند و همانها نیز کشور را در بزنگاهها رها میکردند؛ جمهوری اسلامی اما، با اتکا به نیروهای مردمی، معادلهای خلق کرد که در آن اجماع ابرقدرتهای هستهای نیز به شکست انجامید.
