امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

درک فلسفی از جایگاه وجودی سپاه پاسدران

روح اله مدامی

  

به نظر می‌رسد متأسفانه تعداد قابل توجهی از اهالی تحلیل ایران حتی در لباس انقلابی یا حزب‌اللهی یا مدعی ولایی، درک منطقی و وجودی از جایگاه سیاسی و ایدئولوژی سپاه ذیل فلسفه انقلاب ایران  ارائه نمی‌دهند. سپاه صرفاً یک نیروی نظامی و عملیاتی تلقی نمی‌شود. تعریف صحیح از سپاه وقتی ارائه می‌شود که تعریف صحیحی از انقلاب و نظام سیاسی ایران ارائه شود.
انقلاب ایران به اختصار یعنی تجلی آگاهی ملت ایرانی مسلمان و شیعی با هدایت مقام ولی فقیه و رهبری بزرگ معنوی (حضرت امام ره) از درک نظام سلطه و نجات ایران متمدن از تله آمریکایی و انگلیسی که با هدف تسلط بر مؤلفه‌های توسعه ایران سیاست‌های خود را تنظیم‌گری و سیاستگذاری کرده بودند. نظام سیاسی ایران ذیل اهداف انقلاب ایران تعریف شد و با یک رفراندوم تاریخی و حقیقی، به تأیید آحاد ملت ایران رسید.
آنگاه که ایران با حمایت و هدایت بلوک شرق و غرب با تحریک رژیم بعث عراق مواجه شد، تمام‌قد از هویت ملی و دینی و تمامیت ارضی خود دفاع کرد و اکنون ایران یک قدرت نوظهور در منطقه تلقی می‌شود.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، حافظ آن انقلاب تاریخی در مقیاس جهانی و این نظام سیاسی مستقر است؛ نظام سیاسی که اکنون در برابر قدرت‌های اول و برتر جهانی ایستاده است. نظام سیاسی که  از یک ملت تاریخی و بزرگ و بزرگوار حفاظت می‌کند؛ ملتی که هویت آن با مترقی‌ترین ارمغان دینی و تمدنی هم سرنوشت شده است. سپاه پاسداران حافظ این میراث گران قیمتی است که خون  هزاران انسان با غیرت و جوانمرد ایرانی در راه آن ریخته شده است؛ بنابراین سپاه پاسداران به معنای درست و حقیقت کلمه متعلق به همه آحاد ملت ایران است، نه‌فقط قشر و طیف خاص.
هیچگاه منطقی نیست که سپاه پاسداران در انحصار سلایق سیاسی قرار بگیرد. آنچه اکنون قابل تأمل است اینکه نظام سیاسی ایران براساس قانون مترقی اساسی تدبیر می‌کند. تفکیک قوا با حفظ جایگاه و البته ذیل مقام معظم رهبری و فرماندهی محترم کل قوا سیاست‌های ایران بزرگ را پیش می‌برند. مطابق قانون اساسی همه جایگاه‌ها تعریف شده و در یک نظم قانونی مشخص عمل می‌کنند. مسئولان عالی کشور نظر به اتحاد ساختاری و قانونی در نظام سیاسی ایران اکنون درحال تدبیر مهم‌ترین و تاریخی‌ترین مسائل کشور در مواجهه با تجاوز آشکار نظام پر قدرت 
سلطه هستند. قوه عاقله در سپاه پاسداران با نظر به مسئولیت خطیر یعنی حفظ انقلاب و نظام سیاسی مستقر و  حفظ تمامیت ارضی و حیثیتی با کمک سایر قوای مسلح، وقتی حکیمانه فعال خواهد بود که خود را بیرون از شکاف‌های سیاسی و جناحی و سلایق فکری تعریف کند و با درک صحیح از ساختار سیاسی ایران، خود را ذیل همان ساختار تعریف نماید. با این نگاه، سپاه درک صحیح ابعادی از قوا  و شعام و ارتباط ساختاری آن با ولی فقیه و فرماندهی معظم کل قوا به‌ویژه در شرایط جنگی خواهد داشت و انتظار منطقی همین است. قوه عاقله و حاکم بر سپاه همچون سلایق جزئی‌نگر به حقایق نگاه نمی‌کند و به خود اجازه نمی‌دهد قوا و شعام و نیروهای مسلح را تشکیکی و تفکیکی نگاه کند. سپاه نمی‌تواند ولو درکی از اختلاف دیدگاه‌ها داشته باشد؛ اما برای تسلی دل برخی انقلابیون بر طبل شکاف دیدگاهی مسئولان عالی کشور بکوبد. ساحت سپاه چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. سپاه رئیس جمهور و دولت و مجلس و قوه قضائیه را مدافعان کشور درک می‌کند و خود را حامی آن‌ها؛ مگر خلاف ابعادی قضیه در موضوعی احراز شود که تدبیرش مطابق قانون تعریف شده است. موضع  سیاسی؛ امنیتی؛ یا نظامی سردار جوانی معاون محترم سیاسی سپاه را در همین فلسفه وجودی سپاه باید تعریف کرد. امثال سردار جوانی نیز وقتی موفق عمل خواهند کرد که ذیل علت وجودی سپاه خود را تعریف کرده باشند. به نظر می‌رسد سردار جوانی مطابق جایگاه سپاه به وظیفه ذاتی خود عمل کرده و بایستی تمجید و حمایت شود. قدرمسلم جایگاه تحلیلی عضو برجسته سپاه به‌ویژه در مسئولیت خاص، غیر از جایگاه یک تحلیلگر صرف ولو مذهبی و دلسوز خواهد بود. سپاه متعلق به آحاد ملت است و باید با به رسمیت شناختن قوا ذیل قانون اساسی هماهنگ عمل نماید تا از سپاه بهره سلیقه‌ای برده نشود؛ بنابراین تخریب یا داوری غیر منطقی از سپاه و فرماندهان ارشد این بخش از نظامی کشور به دلیل عدم هماهنگی با تفکر و فهم خودشان، غیر حرفه‌ای و غیر منطقی بوده و نشان از عدم شناخت از تعریف ظرفیت و مأموریت سپاه در قانون اساسی خواهد بود.