حسین شریعتمداری
وظیفه ستون پنجم آن است که خواستهها و اهداف دشمن را که سمت و سوی خصمانه دارد، در قالب خیرخواهی برای مردم و نظام بریزد و به آن ظاهری دوستانه و مردمپسندانه بدهد! حالا به چند نمونه از تلاش تبلیغاتی ستون پنجم که بعد از ناکامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ رمضان به صحنه آوردهاند، نگاه کنید.
1- اعتراض میکنند و میگویند که «صلح را خیانت دانستن و صلحجویی را خلاف مرام حسین بن علی (علیهالسلام) معرفی کردن به هیچ وجه با جوهر اسلام محمدی (صلی الله علیه وآله وسلم) نسبتی ندارد»! این اظهارات در حالی است که آمریکا به اعتراف تمامی صاحبنظران و به گواه آنچه به وضوح قابل دیدن است، در رسیدن به اهدافی که اعلام کرده بود ناکام مانده است و اکنون با تأکید ایران بر خونخواهی، دریافت غرامت و خروج آمریکا از منطقه روبهروست و برای فرار از عواقب جنایاتی که مرتکب شده است، به ستون پنجم، مأموریت صلحطلبی میدهد! ستون پنجم در انجام این مأموریت، مرام امام حسین (علیهالسلام) را هم تحریف میکند و اصلاً به روی نامبارک خود هم نمیآورد که چرا امام حسین (علیهالسلام) در اوج سختی و تنهایی، به صلح با یزید تن نداد؟!
2- در حالی که آمریکا با صراحت اعلام کرده و میکند که جنگ را با هدف براندازی جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته است و اگر موفق به براندازی «تغییر نظام-Regime change» نشود، درپی تسلیم ایران است، اعضای ستون پنجم تبلیغ میکنند که: «با همه وجود طرفدار صلح شرافتمندانه هستند»! به بیان دیگر، «تسلیم بیشرفانه» را «صلح شرافتمندانه»! مینامند که ظاهری خیرخواهانه داشته باشد.
3- یکی از اصلیترین و موثرترین اهرمهای قدرت ما در مقابل تجاوز آمریکا و متحدانش، اِعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و بستن این آبراهه راهبُردی است که گلوگاه تجارت جهانی است و آمریکا را به زانو در آورده است. حالا ببینید ستون پنجم دراینباره چه تبلیغات دیکتهشدهای را پیش میکشد؟! میگوید: «ایران نباید وارد مدیریت تنگه شود و این موضوع فقط برای کشور دردسر ایجاد میکند»! یعنی دقیقاً همان خواسته آمریکا را تبلیغ میکند. ستون پنجم در این حالت نیز هدف اصلی دیکتهشده از سوی آمریکا یعنی نجات آمریکا از بسته شدن تنگه هرمز را در پوشش خیرخواهی برای مردم مطرح میکند و مدیریت تنگه هرمز از سوی ایران را که حق قانونی کشورمان است، «دردسرساز»! معرفی میکند! و نام این اقدام
وطنفروشانه را، دلسوزی برای وطن جا میزند!
4- آمریکا به وضوح دریافته است که فریاد خونخواهی آقای شهید و سایر شهدای عزیز که برای آن جایزه نیز تعیین گردیده و از آزادیخواهان همه جهان نیز برای انجام این مأموریت الهی دعوت شده است، جدی و غیر قابل گذشت است، تا آنجا که سازمانهای سیا و موساد برای ترامپ و نتانیاهو و دیگر قاتلان شناسائیشده، تیمهای ویژه حفاظت مادام العمر تشکیل دادهاند و ترامپ در سخنرانی خود به مناسبت سالگرد استقلال آمریکا برای اولین بار در تاریخ آمریکا، پشت حفاظ شیشهای ضد گلوله ایستاد. دشمن به خوبی میداند که خونخواهی شهیدان، ترجمه دیگری از مقابله با ترور است و اینکه قرار است از همه توان و امکانات و اهرمها برای قصاص قاتلان استفاده کنیم. آمریکا در این حالت برای منصرف کردن ایران و آزادگان جهان از خونخواهی، آن را یک مسئله شخصی معرفی میکند و نه یک خواسته عمومی، ملی، دینی و بازدارنده از ترور. و اینگونه است که عوامل ستون پنجم قلم و زبان به سالوس میچرخانند و میگویند: «از رهبر معظم انقلاب میخواهیم از انتقام خون رهبر شهید که یک مسئله شخصی است، بگذرد»! انگار نه انگار که خونخواهی رهبر شهید و سایر شهیدان، یک خواسته ملی، دینی و شناخته شده در پروتکلهای بین المللی است.
در پایان باید به این نکته توجه داشت که شناسایی و مقابله با ستون پنجم دشمن، حتی در شرایط عادی نیز یکی از وظایف تعریفشده نیروهای اطلاعاتی و دستگاه قضائی است و بدیهی است که اهمیت و ضرورت این مأموریت در زمان جنگ بارها فراتر از شرایط عادی خواهد بود؛ چراکه ستون پنجم، بخشی از ارتش دشمن است و از مراکز اطلاعاتی و قضائی انتظار میرود که با این بخش از ابوابجمعی دشمن آن هم در زمان جنگ برخورد قاطع و پشیمانکننده داشته باشند؛ سادهانگاری نکنند و این «خط» را که ستون پنجم به عنوان یک مأموریت دیکتهشده دنبال میکند، به حساب «خطا»! ننویسند و از کنار آن با بیتفاوتی عبور نکنند! خطا اگر در یک زمینه مشخص تکرار شود، نامش خط است و نه خطا! در سابقه و کارنامه این جماعت دقت کنید! کدام موضع و عملکرد آنها را با مواضع و عملکرد و خواستههای آمریکا و رژیم صهیونیستی، متفاوت میبینید؟!