امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

مردی که برخلاف هیاهوی سلبریتی‌ها، همیشه خودش بود

برخلاف بسیاری از سلبریتی‌ها که زندگی‌شان را برای نمایش در رسانه‌ها بازسازی می‌کنند، او همیشه «خودش» بود. او هرگز برای جلب توجه، از سفره‌ی خانه‌اش عکس نمی‌گرفت؛ او همان مردی بود که با افتخار می‌گفت: «من بچه نازی‌آبادم». اکبر عبدی اعتبارش را از جشنواره‌ها نمی‌گرفت.

اکبر عبدی به تعبیر محسن مخملباف،  فراتر از یک بازیگر بود. شاید اگر در برخی فیلم‌ها حضور نداشت، سطح آن آثار به‌مراتب پایین‌تر می‌آمد. او به فیلم‌ها اعتبار می‌بخشید، نه اینکه اعتبارش را از جوایز و فیلم‌ها بگیرد.

اکبر عبدی، دوم مرداد در سن 66 سالگی درگذشت. مراسم تشییع وی، صبح یکشنبه 4 مرداد مقابل تالار وحدت در پهنه فرهنگی رودکی برگزار شد.
از گریه اکبر عبدی برای حاج قاسم تا رازِ بیمارستان!
همه ما اکبر عبدی را می‌شناسیم؛ مردی که نمی‌تواند میان احساسات واقعی‌اش و نقش‌هایش مرزی بکشد. زمانی که تصمیم گرفتیم در روز شهادت سردار دلاور، با هنرمندان درباره حاج قاسم سلیمانی گفتگو کنیم، با او تماس گرفتیم.
ابتدا خشم خود را از جنایت ترامپ با لحنی تند ابراز کرد: «آن کله‌زرد...!» اما ناگهان مکث کرد؛ گویی در میانه کلمات، سنگینیِ فقدان، گلویش را فشرد. با بغضی که راه کلام را بسته بود، گفت: «الان نمی‌دانیم چه کسی را از دست دادیم...» و دیگر نتوانست کلامی بگوید.
بارها درباره بازیگری او صحبت‌ها کرده‌اند؛ اما شاید نکته‌ای که همیشه از قلم افتاده، این باشد: اکبر عبدی یک «وطن‌پرست» بود. بازیگری که میان ظاهر و باطن او، هیچ شکافی وجود نداشت؛ او به مخاطبش دروغ نمی‌گفت.
برخلاف بسیاری از سلبریتی‌ها که زندگی‌شان را برای نمایش در رسانه‌ها بازسازی می‌کنند، او همیشه «خودش» بود. او هرگز برای جلب توجه، از سفره‌ی خانه‌اش عکس نمی‌گرفت؛ او همان مردی بود که با افتخار می‌گفت: «من بچه نازی‌آبادم».
اکبر عبدی اعتبارش را از جشنواره‌ها نمی‌گرفت
در ابتدای مراسم تشییع، که اجرای آن را محمد سلوکی برعهده داشت، همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما درباره شخصیت اکبر عبدی خطاب به دختر او المیرا عبدی بیان کرد: اکبر عبدی روزی آمد و شد خانواده ما! با ما بود، با ما خندید و گریه کرد، وقتی ازدواج کرد، اکبر بود و شد اکبر آقا. وقتی بچه‌دار شد، نامش عمو اکبر شد. در تمام این سال‌ها برای ما لحظات شیرین ایجاد کرد. او عضوی از خانواده ما بود و ما هم عضوی از خانواده او بودیم.
وی افزود: اکبر عبدی جمعه عصر به قاب تلویزیون نرفت؛ بلکه به قاب خاطرات ما پیوست. اکبر آقا، عمو اکبر برای همه زیبایی‌هایی که در این سال‌ها برای ما ساختی سپاسگزار و ممنون تو هستیم. برای اینکه سختی روزگار را کمی برای ما آرام کردی سپاسگزار هستیم. عمو اکبر، بدان که برای نسل من و نسل‌های بعدی، این قاب خاطره باقی می‌ماند.
معصومه قاسمی، همسر مرحوم عبدی در جملاتی گفت در ایران کمدین‌های بسیار زیادی داریم و باید قدر آن‌ها را بدانیم. اکبر عبدی نیز یکی از بهترین کمدین‌های سینمای ایران بود.
علیرضا خمسه در جملاتی گفت: همیشه فکر می‌کردم که من و اکبر این توفیق را داریم که جزو لشکریان شادی این کشور هستیم. انسان‌ها وقتی که به دنیا می‌آیند یا برای زندگی می‌آیند یا برای مرگ، کمدین‌ها برای زندگی و شادی انسان‌ها به دنبال می‌آیند و حتی مرگ آن‌ها هم غیرقابل باور است و یک سکانسی از یک فیلم شادی‌آور و کمدی است.
وی افزود: عبدی چندوجهی بود که بیشتر درباره وجه هنرمندانه او صحبت کردند. او خلاق و بی‌نظیر و تکرار نشدنی بود و همه آن را می‌دانند. اما کسی نمی‌اند که پشت این چهره خلاق، چه انسان بزرگی بود. یادم می‌آید همسرش چندسال قبل درگیر یک بیماری صعب العلاج شد و در آن شرایط هرجا که می‌رفت می‌گفت برای سلامتی همسرم دعا کنید.
 سپس مسعود جعفری‌جوزانی از استعداد ذاتی و ویژگی‌های اخلاقی این بازیگر فقید سخن گفت و با اشاره به توانایی‌های بازیگری عبدی اظهار کرد: معتقدم استعداد هر حرفه‌ای به‌صورت نهادینه در وجود انسان نهفته است. درس خواندن و تجربه کردن تنها می‌تواند این استعداد را تقویت و شکوفا کند؛ اما قادر نیست آن را به وجود بیاورد. اگر کسی این جوهر ذاتی را نداشته باشد، با گذراندن همه دوره‌های آموزشی نیز نهایتاً به یک بازیگر معمولی تبدیل خواهد شد. اکبر عبدی از آن دسته بازیگرانی بود که با جوهر بازیگری به دنیا آمده بود.
وی در ادامه با توصیف شخصیت عبدی گفت: هرجا اکبر عبدی حضور داشت، انگار تابستان بود. او فرزند تابستان بود؛ در تابستان به دنیا آمد و در تابستان هم از دنیا رفت و گرما و صمیمیت این فصل را با خود داشت. در کنارش احساس آرامش و تعادل می‌کردی و می‌توانستی به احساسی که به تو منتقل می‌کرد تکیه کنی.
این کارگردان افزود: اکبر عبدی عبوس‌ترین آدم‌ها را به خنده وامی‌داشت؛ نه‌فقط مقابل دوربین؛ بلکه در زندگی روزمره نیز همین‌گونه بود. در فاصله کوتاه میان دو برداشت، وقتی کنار عوامل می‌نشست، همه دورش جمع می‌شدند و محال بود کسی لبخند نزند. نگاه او به دنیا نگاهی طنزآمیز بود و برای هر موضوعی حرفی برای گفتن داشت. این ویژگی از درون او می‌آمد و بخشی از شخصیتش بود.
 وی همچنین به نخستین همکاری خود با عبدی اشاره کرد و گفت: «اولین بار که تصمیم گرفتم با او کار کنم، در فیلم ناصرالدین‌شاه، آکتور سینما بود. یکی از دوستان به من گفت اکبر دستمزد بالایی می‌خواهد؛ اما من گفتم هرچه باشد، دوست دارم او در فیلم حضور داشته باشد. وقتی به دفتر آمد، قرارداد را سفید امضا کرد و گفت هرچه صلاح می‌دانید بنویسید. این رفتار برایم بسیار عجیب بود، چون پیش از آن با او کار نکرده بودم. بعد از او پرسیدم چرا درباره‌ات می‌گویند تا پولت را نگیری سر کار نمی‌آیی؟ در پاسخ گفت: "عمو جان، یک جا می‌خواهم نقش پستانک به دهان بگیرم؛ اما اینجا قرار است بخشی از تاریخ سینما را بازی کنم. مطمئنم شما هرچه حق من باشد، پرداخت می‌کنید."
جعفری‌جوزانی در پایان گفت: بسیاری از حرف‌هایی که درباره اکبر عبدی گفته می‌شد، واقعیت نداشت و گاهی برای تخریب او مطرح می‌شد. اگر کاری را نمی‌پذیرفت، عده‌ای بهانه‌هایی می‌آوردند و شایعاتی درباره او منتشر می‌کردند، در حالی که واقعیت شخصیت اکبر عبدی چیز دیگری بود.
 در بخش بعدی این مراسم، مسعود ده‌نمکی با بیان اینکه این بازیگر از چهره‌های ماندگار سینمای ایران است، گفت: عمو اکبر از تاریخ سینمای ایران حذف‌شدنی نیست. چه با سیمرغ و چه بی‌سیمرغ، محبوب دل مردم ایران است.
وی افزود: کمتر بازیگری را می‌توان پیدا کرد که ده‌ها هزار محتوای مردمی درباره او تولید شده باشد. اکبر عبدی چنین جایگاهی داشت و این محبوبیت را از مردم گرفت، نه از جوایز.
این کارگردان سینما و تلویزیون با اشاره به همکاری‌های خود با عبدی اظهار کرد: من در هشت فیلم با او همکاری داشتم. حیف شد قرارداد فیلم اخراجی‌های 4 امضا نشد و داغ نبودنش بر دل ما ماند. امیدوارم با سیدالشهدا (علیه‌السلام) محشور باشد. او عزیز دل همه بود.
ده‌نمکی ادامه داد: نمی‌خواهم درباره وجوه هنری او صحبت کنم؛ هرچند زمانی که زنده بود، آن‌گونه که شایسته‌اش بود قدرش را ندانستند؛ اما مردم ارزش او را فهمیدند و با دیدن آثارش به او بزرگ‌ترین جایزه را دادند؛ همان لبخندی که با بازی‌هایش بر لب مردم می‌نشست.
وی یکی از ویژگی‌های کمتر گفته‌شده اکبر عبدی را فعالیت‌های انسان‌دوستانه او دانست و گفت: او بارها به زندان‌ها می‌رفت و برای زندانیان برنامه اجرا می‌کرد تا بخندند. حتی برای محکومان به اعدام نیز اجرا داشت و می‌گفت اگر قرار است کسی از دنیا برود، بگذارید پیش از مرگ لبخند بزند. ارزش واقعی اکبر عبدی در همین روحیه بود، نه صرفاً در فیلم‌هایی که بازی کرد.
کارگردان «اخراجی‌ها» با اشاره به جایگاه هنری عبدی گفت: اکبر عبدی به تعبیر محسن مخملباف،  فراتر از یک بازیگر بود. شاید اگر در برخی فیلم‌ها حضور نداشت، سطح آن آثار به‌مراتب پایین‌تر می‌آمد. او به فیلم‌ها اعتبار می‌بخشید، نه اینکه اعتبارش را از جوایز و فیلم‌ها بگیرد.
وی در پایان خطاب به خانواده این هنرمند فقید گفت: خانواده عبدی سرتان را بالا بگیرید. شما سختی‌های بسیاری را تحمل کردید و در تمام این سال‌ها کنار او ماندید؛ در حالی که بسیاری همراهش نبودند. همچنین از مدیرانی که در دوران بیماری در کنار او بودند نیز تشکر می‌کنم. اگر عمو اکبر برای ما عزیز است، خانواده او نیز به همان اندازه عزیز هستند؛ چراکه با صبوری و فداکاری از او پرستاری کردند.
در پایان این مراسم بر پیکر اکبر عبدی نماز خوانده شد و روی دستان مردم تشییع و به خانه ابدی سفر کرد.