دکتر سید حسین خادمیان نوشآبادی
آیات فراوان قرآن و روایات بسیار در اهمیت تعلیم و تعلم و نظم و تزکیه و عدالت و انصاف و نفی ستم و ظلم (امنیت) و پرهیز جدی از ایجاد نفرت و تنفرمذموم و کینه و ذلت و تفرقه که همان عناصر تمدنآفرینی است، ظرفیت عظیم تمدنسازی قرآن و عترت را عیان مینماید.
فرمایش حضرت زینب (سلام الله علیها) مستند مستدل گویایی بر نقش حرم آل الله (علیهمالسلام) در ایجاد بستری خاص و مهم و بدیع از تمدنسازی در سطح هنری، فرهنگی، معماری و... است و آن را تبیین و ثابت مینماید.
برخی تمدن را ترازوی ارزشگذاری ملتها، مذاهب و... دانسته و دادههای آن را در ابعاد مختلف، با تعریف تمدن، مطابقت داده و بر این اساس برتری یا تکامل و... ملل و نحل را تعریف مینمایند.
لغت پژوهان، تمدن را دارای اصلی عربی و متخذ از «مدینه» و به معنای اقامت در شهر و خو گرفتن به اخلاق مردم آن گفتهاند. (مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج11، ص55)
واژه تمدن اگر چه ظاهری فریبا داشته و برخی برای ارتقا و یا تنزل یک ملت یا مذهب و... آن را بکار میبرند؛ ولی میتوان گفت تا کنون تعریف یگانه و جامعی از آن ارائه نشده است و اگر ادعا شود به تعداد هر محقق، یک تعریف برای تمدن وجود دارد، سخن گزافی نیست.
همین سردرگمی در تعریف واژه تمدن خود گویای این واقعیت میتواند باشد که ترازوی سنجش اصالت و تعالی و تکامل ملل و نحل بر اساس تمدن، معیار مناسبی نبوده و خطا محور و خدشهپذیر است.
اگر مخرج مشترک تعاریف تمدن را ساختارهای مدیریت یافته برای رشد و ترقی فرد و افراد یک جامعه در اضلاع و ابعاد مختلف بدانیم، از دریچه نگاه نقادانه بعضی اهل نظر دین و تدین برای همین از سوی خدای سبحان وضع شده است و جامعه متدین به دین سلیم و صحیح بینیاز از جعل واژهای به نام تمدن است. چرا که اگر تمدن را پذیرش روح نظم، قانون، ادب و تعامل عاقلانه و عادلانه با هم نوعان و سایر موجودات و... بدانیم، محتوای دین سلیم و صحیح، پیروان خود را به بهترین وجه و با بالاترین ضمانت، بر این محور تأدیب و تربیت و مکلف و موظف مینماید.
البته ما در این نوشتار در صدد نقد و بررسی وجود، واژه و... تمدن نیستیم و مطالب خلاصه فوق، صرفاً جهت استحضار مخاطب بیان گردید.
با امعان نظر در متونی که به تعریف و تبیین تمدن پرداختهاند، روشن میشود: تمدن بر عناصر اساسی علم، نظم، امنیت، اتحاد، تکیه دارد. بدین روی پذیرش شهرنشینی و نظم حاکم بر آن و رشد علمی و آداب مراوده با آدمیان و عدم تعدی به حقوق دیگران در امور مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...تمدن دانسته است. (دهخدا، لغتنامه دهخدا، واژه «مدن»)
پس عناصر علم، نظم، امنیت و اتحاد، عنوان مشترک صاحبنظران در تعریف تمدن است.
با وجود این عناصر بدیهی در تعریف و تبیین تمدن، اسلامستیزان به فریب افکار عمومی در راستای تخریب اسلام تحت عنوان اسلام دین فاقد تمدن و ضد تمدن اقدامات گسترده داشته و دارند و در امتداد شیطنت این جماعت، جریان انحراف تاریخ اسلام نیز، با سوءاستفاده از خلأی تسلط علمی مخاطب و کسالت علمی و... به تبلیغ نفی تمدن در مکتب امامیه و تعالیم حضرات ائمه (علیهمالسلام) پرداختهاند. جریان انحراف و اشیاع ضلالت، با فریب افکار و انحراف اذهان و سوءاستفاده از مخاطب نامسلط، تمدنسازی را از مکتب امامیه نفی و حتی ایجاد تمدن در اضلاع مختلف را به طور کلی از امامت حضرات ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) نیز نفی و انکار میکنند. در حالی که قرآن و عترت، گنجینه شگرف دعوت انسانها به علم، نظم، امنیت و اتحاد یعنی عناصر اصیل و اصلی تمدن است.
آیات فراوان قرآن و روایات بسیار در اهمیت تعلیم و تعلم و نظم و تزکیه و عدالت و انصاف و نفی ستم و ظلم (امنیت) و پرهیز جدی از ایجاد نفرت و تنفرمذموم و کینه و ذلت و تفرقه که همان عناصر تمدنآفرینی است، ظرفیت عظیم تمدنسازی قرآن و عترت را عیان مینماید.
اگر ما حد اعلای تمدن را تکامل نهایی عقل و معنویت آدمیان بدانیم، تنها مرجعی که توان رساندن انسان به این حد اعلای از تمدن را دارد، مکتبی است که تکیه بر قرآن و عترت دارد و آن مکتب امامیه است.
یکی از مصادیق مهم تمدنآفرینی در مکتب امامیه، بستر زیارت و حضور در مشاهد شریفه و حرمهای مقدس است. همان بستری که وارثان فکری چنگیز مغول، یعنی اتحاد جریان انحراف تاریخ اسلام، وهابیت، بهائیت و سکولار به شدت در حال حمله و تخریب و تضعیف زیارت و حرم هستند؛ چنان که فرزند چنگیز با حرم مطهر رضوی (علیهالسلام) چنین بود.
تعالیم مکتب امامیه بر تعریف و تأکید بر زیارت و حضور در مزار و مشاهد مقدسه در منابع مختلف تفسیری، حدیثی، فقاهی، تاریخی و... است و این خود یک آموزشگاه نافع تمدنآفرینی میباشد؛ زیرا زیارت و زیارتگاهها و مشاهده مشرفه و حرمهای مقدس، همواره بستر رشد علمی در زمینههای هنری، معماری، ادبی، اجتماعی، اقتصادی و تمرین با هم بودن و پذیرش قانون حاکم بر متحد عمل کردن و فهم امنیت و درک زشتی تعدی بر حقوق دیگران و نفی ظلم و ظالم و... است.
ساختن زیارتگاه و حرم، ریشه قرآنی دارد که میتوان از آیاتی مانند آیه 21 سوره کهف آن را استظهار نمود: «فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً» ویکی از صریحترین متون روایی که مورخان نیز آن را گزارش کردهاند متن ذیل است که به صراحت در این خصوص سخن گفته است: قَالَتْ العقیلة اَلطَّاهِرَةِ السَيِّدَةِ زَینَب كُبري صَلَوَاتُ اَللهِ عَلَيْهَا: يَنْصِبُونَ لِهَذَا الطَّفِّ عَلَماً لِقَبْرِ أَبِيکَ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ [ﻋَﻠَﻴْﻪِ ﺍﻟﺴَّﻠَﺎﻡ]، لَا يَدْرُسُ أَثَرُهُ وَ لَا يَعْفُو رَسْمُهُ عَلَی کُرُورِ اللَّيَالِی وَ الْأَيَّامِ وَ لَيَجْتَهِدَنَّ أَئِمَّةُ الْکُفْرِ وَ أَشْيَاعُ الضَّلَالَةِ فِی مَحْوِهِ وَ تَطْمِيسِهِ، فَلَا يَزْدَادُ أَثَرُهُ إِلَّا ظُهُوراً، وَ أَمْرُهُ إِلَّا عُلُوّاً.(علامه مجلسی، بحارالانوار،ج45، ص180) عقیله طاهره، خاتون دوسرا حضرت زینب صلوات الله علیها: خطاب به حضرت مولانا امام زینالعابدین (صلوات الله علیه) بیان داشت: [دوستان و پیروان ما] برای این زمین (طفّ)، برای مزار پدر بزرگوارت حضرت سیّدالشّهداء (صلوات اللَّه علیه) عَلَم و نشانه ای نصب مینمایند که با گذشت شبها و روزها اثر آن هیچگاه کهنه و مندرس نمیشود، و رسم آن محو نشده و از بین نمی رود. اگر چه به تحقیق ائمّه و رهبران کُفر و پیروان ضلالت و گمراهی، نهایت تلاش خود را در محو کردن و نابود ساختن آن میکنند؛ اما در عوض نه تنها آثار و رسوم آن از میان نمیرود؛ بلکه اثر آن ظاهرتر، و نشانه و امر آن بالاتر رفته و قوّت بیشتر خواهد گرفت.
فرمایش حضرت زینب (سلام الله علیها) مستند مستدل گویایی بر نقش حرم آل الله (علیهمالسلام) در ایجاد بستری خاص و مهم و بدیع از تمدنسازی در سطح هنری، فرهنگی، معماری و... است و آن را تبیین و ثابت مینماید.
به واقع اگر ضلالت فکری و کوری قلب نباشد، همگان توسعه تمدنی در ابعاد فرهنگی، هنری، معماری، علمی، اقتصادی و... در سایه ایجاد حرمها و مشاهد شریفه را میبینند.
مثلاً در تمام دوران پس از عاشورا، اربعین و زیارت مزار حضرت سیدالشهداء (علیهالسلام و الیه التسلیم)، یک حرکت تمدنساز رو به تعالی و تکامل بوده و هست و امروز، دنیا بهتر این حقیقت را مشاهده و درک مینماید.
امروزه، وجود حائر حسینی (علیهالسلام) و غوغای زیارت اربعین به عنوان یک بستر تمدنآفرین شده است که جهانیان را به تفکر علمی واداشته و ادب ایثار و احسان و مهربانی با همگان از مذاهب و ادیان مختلف و اتحاد ملل و حتی نحل، با فهم یک هدف مشخص و یگانه آن هم در سایهسار امنیت حیرتآور، یکی از بزرگترین تمدنآفرینیهای تاریخ بشریت را رقم زده است.
این تمدنآفرینی در کلام حضرت زینب (سلام الله علیها)، با عنوان در این بیابان، بارگاهی بر مزار حضرت مولانا امام حسین (علیهالسلام و الیه التسلیم) ساخته میشود، فهمیده شد.
جامعیت سخن حضرت عقیله خاتون دوسرا حضرت زینب (سلام الله علیها) آنجا به اوج میرسد که دشمنان مکتب امامیه، بیتمدن معرفی میکند و میفرماید: وَ لَیَجْتَهِدَنَّ أَئِمَّةُ الْکُفْرِ وَ أَشْيَاعُ الضَّلَالَةِ فِی مَحْوِهِ وَ تَطْمِيسِهِ؛ امامان کفر و پیروان گمراهی، تمام توان و تلاش خود را در ابعاد مختلف بکار میبندند تا این حرم تمدنآفرین را محود و ویران کنند؛ ولی نمیتوانند.
آری امروز میبینیم برخی با کبریت، قرآن و پرچم عترت را آتش میزنند تا تمدنآفرینی قرآن و عترت را خاموش کنند و بعضی با قلم انحراف قرآن و معالم مکتب امامیه را آتش میزنند و البته هر دو وارثان چنگیز مغول هستند. ولی به فرمایش حضرت زینب (سلام الله علیها) اینان خود در آتش انحراف سوخته و خواهند سوخت و یزیدیان محو میشوند و حسینیان تمدنآفرین همیشه میمانند.