امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

نوجوان و بحران اعتقاد؛ ریشه‌ها، آسیب‌ها و راهکارها (بخش اول)

هادی قطبی 

 

چرا در یک مقطع سنی خاص، نوجوانان ناگهان اعتقادات خود را از دست می‌دهند و نه‌تنها اعتقاداتشان را، بلکه به گزاره‌های دینی و مقدسات توهین و بی‌ادبی می‌کنند؟ شاید بتوان عوامل چنین بحرانی را ذیل سه دسته جای داد: ۱. ما (خانواده و متولیان دین) ۲. او (خودِ نوجوان) ۳. آن‌ها (دشمنان دین).
1. اشکالات از ما (خانواده، مربیان و روحانیون)
۱-۱. ارائه‌ی یک دینِ تقلیل‌یافته و تک‌بُعدی
باید بپذیریم که یکی از نقاط ضعف جدی ما والدین، معلمان و مربیان و فعالان فرهنگی، این بوده است که اسلام حداقلی یا دین تقلیل یافته را به فرزندانمان معرفی کردیم؛ یک دین تک‌بُعدی؛ دینی که فقط در آن حجاب وجود دارد و نماز و فقط موسیقی و شراب حرام است! نهایتا غیبت و دروغ. یعنی نتوانسته‌ایم ابعاد مختلف دین را به بچه‌ها نشان دهیم.
آیا واقعاً دین فقط همین دو سه واجب و حرام است؟! البته که ممکن است برخی از آن‌ها جزو ضروریات دین باشند؛ اما باز هم ضروریات دین فقط این‌ها نیست. به عنوان نمونه ما 12 هزار و بنا بر نقلی 19 هزار روایت درباره طب، تغذیه و سبک زندگی سالم داریم. اما واقعا چند درصد از پدرها و مادرها از این روایات اطلاع دارند؟! اصلاً به آن اشاره نمی‌کنند و توجهی ندارند. آنچه که پدر و مادر یاد گرفته یا شنیده این است که «حجابت را رعایت کن، نمازت را بخوان، با کی دوست شو، با کی دوست نشو»!
با این حساب، پس این دین به چه درد دنیای من می‌خورد؟! دینی که فقط یک نماز و روزه و حجاب دارد، آن هم ظاهری؛ که از عمق و معنا و پیام آن هیچ تصوری ندارم! و معلوم نیست چه اثری در زندگی ام دارد!
۱-۲. غفلت از زیبایی‌های دین و ارائه‌ بی‌سلیقه
عامل دیگر که مربوط به خود ما والدین است، ارائه بد، بدسلیقگی و کج سلیقگی در ارائه دین است. ما زیباترین رفتارهای دینی را به قدری بدسلیقه به نسل بعد منتقل کردیم که الان جوانان علیه خودمان استفاده می‌کنند. همین حجاب، یکی از زیبایی‌های دین اسلام است. نماز و روزه یکی از بهترین و زیباترین آموزه های دین ماست. یعنی می‌توان طوری آن را توصیف کرد که یک مسیحی به اسلام جذب شود. اما این دین زیبا را ، زیبا معرفی نکردیم؛ بلکه آن را با تنبیه بدنی و ترس و تهدید همراه کردیم. نماز و روزه و خمس و حجاب، شاید از سخت ترین احکام و مناسک دین اسلام باشند که می‌توان از زیبایی‌های آن گفت و عاشق اسلام شد؛ چه رسد به آموزه‌هایی مانند مستحبات تغذیه و طب و زناشویی که اگر به درستی نشر پیدا کند، حتی افراد غیر مسلمان را هم شیفته اسلام می‌کند.
۱-۳. دینِ بی‌اثر در رفتار عملیِ دینداران
نکته دیگر در ارائه و معرفی اسلام، رفتار دعوت‌کنندگان است. جوان می‌گوید: مگر تو نمی‌گویی نماز اخلاق آدم را اصلاح می‌کند؟ مگر تو نمی‌گویی نماز باعث می‌شود انسان از فحشا و منکر دور شود؟ مگر تو نمی‌گویی نماز باعث آرامش می‌شود؟ پس چرا بزرگترهای من – پدر و مادر و مربی و معلم و حتی روحانی مسجد - اخلاقشان زشت است؟ اخمو و ناآرام هستند؟ گناه و معصیت آشکار می‌کنند؟ طبیعی است وقتی فرزند من این رفتارها را می‌بیند، می‌گوید این دین به چه درد می خورد؟ چه کارکردی دارد؟ یک دین خنثی و بی‌اثر است. 
۱-۴. دینِ سرزنش‌گر به‌جای دینِ تشویق‌کننده
عامل دیگر در مشکلات اعتقادی جوانان، اینکه ما والدین و مربیان برای دعوت به گزاره های دینی، از سرزنش، سرکوب و برچسب و مچ‌گیری استفاده کرده‌ایم. یعنی من مادر یا پدری هستم که به خاطر عدم رعایت احکام دینی، دائم فرزندانم را سرزنش می‌کنم. نتیجه چیست؟ اینکه نوجوان به جای اینکه بگوید «مادر من سرزنشگر است»، می‌گوید «دین سرزنشگر است». دین دارد با من این کار را می‌کند.
۱-۵. ناتوانی در پاسخ‌گویی به شبهات و نیازها
عامل دیگر، به ضعف علمی و بینشی بزرگترهاست. نوجوان من ده‌ها سوال دارد که دوست دارد دین، پاسخ منطقی و صحیح برای آن‌ها داشته باشد. اما وقتی می‌بینید والد و مربی پاسخ درست و قانع کننده‌ای نمی‌دهند، نمی‌گوید «پدرم بلد نبود»؛ می‌گوید «دین نمی‌تواند مرا قانع کند!» تلقی می‌کند «دین نمی‌تواند پاسخگوی نیازها و شبهات من باشد». راه چاره این است: مشاور دینی داشته باشید، شماره یک روحانی در گوشی‌تان ذخیره باشد. از روحانی مسجد محل کمک بگیرید. 
۱-۶. دینِ جزیره‌ای و سلیقه‌ای با الگوهای متعارض
ما دین را جزیره‌ای و سلیقه‌ای مطرح کرده‌ایم. یعنی فقط به یک بُعد آن اهمیت داده‌ایم و به آن عمل می‌کنیم، بقیه را – دانسته یا ندانسته - نادیده می‌گیریم. در حالی که هدف دین اسلام و کتاب آسمانی آن، تربیت انسان کامل است. انسان در همه ابعاد و زمینه‌ها باید رشد کند و به کمال برسد. نوجوان می‌بیند پدر و مادر هر دو مسلمانند؛ اما بر ضد یکدیگر عمل می‌کنند و هر دو می‌گوید دین یا حاجاقا گفته! یک زن مسلمان است و در مجلس رقص و مهمانی موسیقی گوش می‌کند و می‌رقصد؛ زن مسلمان دیگری، رقص و موسیقی را حرام می‌داند! یک مرد بازاری با حیله و فریب کاسبی می‌کند، دیگر حاجی بازاری همان کار را می‌گوید حرام است! یک روحانی روی منبر جمله‌ای می‌گوید، روحانی دیگر، جمله‌ای بر ضد آن می‌گوید! چرا الگوهای دینی ما باید اینقدر متعارض باشند؟ چه کسی یا کسانی در این میان آسیب می‌بینند؟! نوجوان وقتی این تعارضات را می‌بیند، از نظر اعتقادی دچار شک و تردید و در نهایت انکار می‌شود. از دین زده می‌شود. 
۱-۷. دینِ زورکی به‌جای دینِ اقناع‌کننده
چون نمی‌توانیم اعتقادات و باورهای فرزندانمان را درست کنیم، مجبوریم از اهرم زور و فشار(تهدید، تنبیه، توهین) استفاده کنیم. به زور بگوییم «رعایت کن». بچه احساس می‌کند این دین زورکی است؛ چون من اعتقادی به حجاب و نماز ندارم؛ ولی به زور مرا دعوت به حجاب می‌کنند. چرا؟ چون قدرت اقناع اندیشه نداریم. نمی‌توانیم استدلال بیاوریم. روش های جذب را نمی‌دانیم و استفاده نمی‌کنیم.
2. اشکالات از خودِ نوجوان (ویژگی‌های دوران بلوغ و بحران‌های درونی)
۲-۱. استقلال‌طلبی فکری و گذار از تقلید به استدلال
نوجوان در سنین نوجوانی می‌خواهد به استقلال فکری برسد. آن اعتقاداتی که در دوران کودکی برایش ایجاد شده، تقلیدی بوده و حالا می‌خواهد هر آنچه قبلاً تقلید می‌کرده، بفهمد و قانع شود. این البته از ویژگی‌های مثبت یک نوجوان است. نشان دهنده فطرت سالم و قوه تفکر اوست. اما مشکل این است که در استدلالات دچار هیجان می‌شود و احساسات، بر عقل او غلبه می‌کند.
۲-۲. هَرَس ارزش‌ها و بازنگری سلیقه‌ای
ارزش‌هایی که در ذهن نوجوان ایجاد کردیم، الان می‌خواهد خودش بر اساس سلیقه‌ی خودش آن‌ها را کم و زیاد کند. با یک سری ارزش‌ها می‌جنگد و با یک سری ارزش‌ها توافق می‌کند.
۲-۳. فقر شناختی و ضعف آموزش دینی در مدرسه
شناخت دینی نوجوان پایین است. کتاب دین و زندگی در مدرسه گاهی به‌عنوان یک کلاس مسخره دیده می‌شود که فقط امتحانش مهم است. در بعضی مدارس معلم‌های قوی باعث می‌شوند بچه‌ها کمتر مشکل پیدا کنند؛ اما در برخی مدارس، معلمان نسبت به آموزه‌هایی که منتقل می‌کنند، ایمان و آگاهی کافی ندارند و بلکه، خود آن‌ها را باور نداشته و ممکن است تمسخر کند.
۲-۴. ناپختگی در استدلال و زودباوری
نوجوان در استدلال ناپخته است، زود گول می‌خورد و آن کسی که در استدلالات دست پیش می‌گیرد، ما نیستیم. زود فریب مغالطه را می‌خورد. با یک تشبیه و مقایسه قانع می‌شود و ممکن است همان را مبنای راه و زندگی خود قرار دهد.
۲-۵. ضعف عزت‌نفس و تحقیر از سوی دینداران
همان‌طور که اشاره شد، رفتارهای بزرگترها، آسیب‌های مختلفی به روی نوجوان می‌گذارد. یکی از آن‌ها زدگی و فرار از دین و دینداری بود. دیگر، ضعف اعتماد به نفس و خود باوری است. نوجوانی که برای دو تار مو یا نماز قضا، تحقیر شده و برچسب خورده و انگ خورده، ایمانش را از دست می‌دهد. بدتر آنکه احترام و شخصیت و آقایی را از اشخاص غیر مومن و در فضاهای غیردینی ببیند و تعلیم بگیرد.
۲-۶. ناامیدی از توبه
نوجوان زیاد دچار اشتباه می‌شود. اگر توبه نباشد، نمی‌تواند زندگی کند، ناامید می‌شود. ما توبه را به جوانان یاد ندادیم و خودمان طوری عمل کردیم که انگار هیچ راه برگشتی نیست. توبه یکی از آموزه‌های بسیار زیبای دین اسلام است و ناامیدی بزرگترین گناه معرفی شده است.
۲-۷. تنش‌های روانی شدید و هوس‌گرایی
تنش‌های روانی، نوجوان را به سیگار و مواد مخدر می‌کشاند. از آن طرف، هوس‌بازی و دنبال لذت بودن، نیاز به تقویت عفت دارد. اضافه کنید فعالیت دشمن که با تحریکات جنسی، و معرفی مواد مخدر، این آرامش خواهی و لذت طلبی را منحرف و تشدید می‌کند.
۲-۸. سوءظن به دین و دینداران
بر اثر رفتارهای برخی دینداران و برخوردهای سلیقه‌ای از سوی مربیان و الگوهای دینی، در دوران کودکی و بعد از آن، در خانه و مدرسه و مسجد و هیئت، نوجوان دچار سوء ظن می شود. باید تلاش کرد این سوءظن را تبدیل به حسن‌ظن کنیم.
۲-۹. اعتماد به منابع شناختی نامطمئن و جذاب
در عصر رسانه، یکی از مهمترین اشتباهات، اعتماد به بی‌بی‌سی، رادیو فردا و کانال‌های تلگرامیِ جذاب؛ اما نامطمئن است. باید منابع مطمئن و جذاب معرفی کنیم. 
ادامه دارد...