خودسازی، در نگاه اولیه و سطحی، به مجموعهای از عادتهای اخلاقی یا تمرینهای روانشناختی تعریف میشود. اما حقیقت آن است که انسان ابعاد مختلفی دارد که هر یک بر دیگری تأثیر میگذارد. از این رو، هر برنامهای برای رشد و تعالی که تنها به یک بُعد بپردازد و دیگر ساحتها را نادیده بگیرد، نه تنها کامل نیست؛ بلکه چهبسا به ناهنجاری و عدم تعادل منجر شود. خودسازی حقیقی، هنگامی تحقق مییابد که سه بُعد روح، جسم و فکر، هماهنگ و در تعامل با یکدیگر رشد یابد. رهبر شهید انقلاب در توصیه به نوجوانان تازه به سن تکلیف رسیده میفرمایند: «عزیزان من! امروز شما از دوران کودکی و بچّه بودن خارج شدید؛ امروز شما نوجوانید، در آغاز جوانی هستید، در حال شکوفایی هستید؛ استعداد شما امروز برای فراگیری و برای خودسازی خیلی زیاد است؛ از این فرصت استفاده کنید، خودسازی کنید؛ هم خودسازی جسمی، هم خودسازی معنوی و روحی، هم خودسازی فکری، با همان ترتیبی که عرض کردم. بعد از آنکه شما نوجوانان عزیز در این میدان باعظمت و در این بهار باطراوت نوجوانی، حرکت درست را انجام دادید، آنوقت انسان میتواند مطمئن باشد که فردای این کشور، فردای بهتر از امروز است». (23 آذر 1395 - بیانات در مراسم جشن تکلیف دانشآموزان)
این مقاله تلاش میکند چیستی و چگونگی خودسازیهای سهگانه فوق را به صورت فشرده تبیین کند.
یک: خودسازی روحی _ معنوی
روح، جوهره هویت آدمی است و خودسازیِ معنوی، در حقیقت، احیای این جوهره و زدودن زنگارهای غفلت از چهره آن است. بزرگان اخلاق و عرفان، اقدامات زیادی برای خودسازی معنوی برشمردهاند. از جمله رهبر شهید انقلاب درباره خودسازی خطاب به دانشجویان فرمودند: «اُنس با قرآن، ارتباط با قرآن، نماز با حضور، نماز در اوّل وقت، توجّه به ادعیه؛ مواردی است که به نظر من برای خودسازی لازم است». (28 اردیبهشت 1399 - بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکلهای دانشجویی)
علامه مصباح یزدی (ره) نیز برای تحقق خودسازی به برنامه عملی و کوششهای مثبت و منفی تأکید میکنند که با مشورت استاد و اهل فن برای رعایت اعتدال و تدریج صورت میگیرد. اعمال مثبت مانند نماز و انفاق خالصانه، تفکر، قرائت قرآن؛ و اعمال منفی مانند کم خوردن و کم گفتن و کم خوابیدن، کنترل چشم و گوش، و کنترل اندیشه و خودداری از شنیدن و مطالعه افکار منفی. (ر.ک: خودشناسی برای خودسازی، ص 124 - 127.) در برخی دیگر از دستورالعملهای روایی، خودسازی به مجموعهای از اعمال جوارحی و جوانحی گفته شده است که در یکدیگر تأثیر میگذارند؛ که اعمال قلبی با نیت صحیح در اولویت هستند. در این فرصت ما از میان توصیههای اخلاقی و دستورالعملها پنج نکته را برگزیدیم:
نخست مراقبه و محاسبه؛ که در نگاه علامه طباطبایی (ره) از مهمترین گامهای آغازین تزکیه و خودسازی است. (هنگامی از علامهی طباطبائی (ره)، در مورد قدمهای معرفت سؤال شد، ایشان سه سفارش اکید داشتند: «مشارطه، مراقبه و محاسبه». (قائمی امیری، محمدمهدی. (1385). شناخت از نظر قرآن و اسلام. قم: انتشارات آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره))
مراد از مراقبه، نه گوشهگیری و عزلت؛ بلکه «حضورِ ناظر» در همه مراحل زندگی است و محاسبه یعنی حساب و کتاب و رسیدگی به اعمال روزانه؛ یعنی هر شب، پیش از آنکه سر بر بالین نهیم، قدر در کارهای روزانه تأمل و تفکر کنیم و از خود بپرسیم: «در ازای سرمایهای که امروز از دستم رفت، چه به دست آوردم؟ از صبح تاکنون چه کارهای انجام دادم؟ انگیزه من در انجام آنها چه بوده است؟ برای خدا و ذخیره آخرت بوده یا برای دنیا و دلخوشی خودم و دیگران؟ و آیا امروز خدا و امام زمان (عج) از من یا کارهای من راضی بودند یا نه؟» بعد از این مرحله، اگر اعمالش مورد رضای خدا بود، خدا را شکر بگوید و اگر نبود، استغفار و تصمیم بر جبران بگیرد. این تمرین ساده، به مرور زمان، غفلت را میزداید و باعث توجه بیشتر میشود. در سیره برخی شهدا نیز دیده شده که آنان دفترچه محاسبه داشتند و بیشتر گناهان و تقصیرات خود را مینوشتند و سعی میکردند با تمرین آنها را کم کنند و جبران کنند.
دومین رکنِ اساسی در خودسازی روحی و معنوی، اهتمام به نماز به عنوان بزرگترین و مهمترین عمل عبادی است. اینکه سعی کنیم نماز را به طور کامل با حضور قلب و رعایت آداب بیشتر به جا آوریم. در روایات تأکید شده است: «خدا را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند.» (ارشاد القلوب، ج1، ص128: «اُعبُدِ اللّه َ کَأنَّكَ تَراهُ، فَإن لَم تَکُن تَراهُ، فَإنَّهُ یَراکَ».) اینگونه توجهات موجب میشود عبادت مهمی مانند نماز که یک عمل ظاهری و جوانحی است، روح و جان پیدا کند و در رشد روحی و کمال ما اثر بگذارد.
سوم عملی که توصیه شده، توبه و استغفار مستمر است. توبه به معنی بازگشت حقیقی به خدا و پشیمانی از انجام کارها و فکرهایی که صرف غیر خدا شدهاند. توبه یعنی بازگشت به مسیر رشد و کمال.
اقدام مهم چهارم، تفکر و اصلاح نیت است. به این معنا که تلاش شود تمام کارها برای خدا و جلب رضای او باشد. در این صورت حتی کارهایی مانند خوردن و خوابیدن و ازدواج و کار و... موجب رشد روحی و کمال میگردد؛ وگرنه یک عمل حیوانی بیش نخواهد بود و ارزشی نخواهد داشت؛ ولو با رنج و سختی بسیار انجام شود؛ چراکه «إِنَّمَا اَلْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ».(بحارالانوار، ج67، ص212.) حقیقت یا ارزش یا روح عمل به نیت است؛ نه خود عمل و حتی نتیجه آن. اگر نیت خوب باشد، عمل سالم و پاکیزه خواهد شد، و اگر نیت فاسد باشد، عمل نیز فاسد و خراب میشود و تأثیر مثبت در روح نخواهد گذاشت.
قدم بعدی در این راه، ذکر و یاد خداست؛ مرتبهای از آن در ظاهر و به زبان است، و مهمتر و بالاتر از آن ذکر قلبی است. همچون فردی که عزیزترین کسان خود را از دست داده و در هیچ حال و فرصت و زمانی او را فراموش نمیکند؛ میخورد، میخوابد، راه میرود، رانندگی میکند، کار میکند، حتی وقتی نماز میخواند، همیشه به یاد اوست و از ذهن و فکرش خارج نمیشود؛ بنابراین منظور از ذکر و یاد، حضور ذهنی دائمی است. همه آنچه گفته شد، تابع میزان معرفت و شناخت است. هر اندازه خدا را بیشتر بشناسیم، ذکر و یاد و نماز و استغفار و دعای با کیفیتی داریم و خضوع و خشوع و ادب بیشتری نسبت به خدا خواهیم داشت: «از بندگان خدا فقط دانشمندان از او میترسند» (سوره فاطر آیه 28: «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»).
ادامه دارد...