آیا میدانید امروزه «سواد رسانهای» بخشی از آموزش سواد امنیتی را تشکیل میدهد؟
دیگر زمان آن گذشته که فکر کنیم امنیت سایبری یعنی فقط نصب آنتیویروس یا انتخاب پسوردهای سخت.
کشورهای پیشرو فهمیدهاند که امنیت واقعی فراتر از فایروالهاست (Firewalls)؛ خطرناکترین ویروسی که آینده یک کشور را تهدید میکند، ویروسی است که وارد مغز افراد میشود.
به همین خاطر، رویکرد آموزشی دنیا تغییر کرده و به سمت ترکیب این دو مفهوم رفته است.
فنلاند (دفاع در برابر جنگ روانی):
فنلاند امنیت سایبری را فقط یک مسئله فنی نمیداند؛ بلکه آن را بخشی از دفاع ملی در برابر «جنگ اطلاعاتی» میبیند. در مدارس این کشور، بچهها فقط یاد نمیگیرند پسورد قوی بسازند؛ آنها یاد میگیرند چطور عکسهای دستکاری شده را از واقعی تشخیص دهند و این مهارت را به دست میآورند که بفهمند یک خبر چگونه با احساسات آنها بازی میکند.
استرالیا (آموزش ترکیبی):
استرالیاییها دست به کاری جسورانه زدهاند. آنها آموزش امنیت سایبری و سواد دیجیتال را به صورت الزامی در تمام مقاطع تحصیلی وارد کردهاند. آنها معتقدند اینترنت مثل خیابان است؛ همانطور که به بچهها یاد میدهیم در خیابان احتیاط کنند، باید یاد بگیرند چگونه از لینکهای آلوده و اخبار فریبنده (که هر دو در فضای مجازی کمین کردهاند) دوری کنند.
بریتانیا (پلیس سایبری برای بچهها):
در بریتانیا، برنامهای مبتنی بر بازی راهاندازی شده. در این برنامه، دانشآموزان یاد میگیرند چگونه مثل یک هکر فکر کنند تا بتوانند از خود دفاع کنند! این بازیسازی باعث میشود سواد امنیتی و رسانهای از یک درس خشک و خستهکننده، به یک آموزش جذاب و مهارت مؤثر تبدیل شود.
وقتی یک شهروند یاد گرفته است منبع خبر را زیر سوال ببرد، عملاً از لینکهای فیشینگ هم عبور میکند.