امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

چرا انتخاب اصحاب امام حسین (علیه‌السلام) یک انتخاب آگاهانه بود؟

امام حسین (علیه‌السلام) در شب عاشورا با زبان خاصی با آن‌ها صحبت می‌کنند: آن‌ها به احدی از شما کاری ندارند. اهل بیت من در این صحرا کسی را نمی‌شناسند. هر فردی از شما با یکی از اهل بیت من خارج شود و برود. من اینجا خودم هستم تنها.
چرا؟ رهبری که می‌خواهد از ناراحتی و نارضایتی مردم استفاده کند که چنین حرفی نمی‌زند؛ همواره از تکلیف شرعی می‌گوید. البته تکلیف شرعی هم بود و امام حسین (علیه‌السلام) از گفتن آن نیز غفلت نکردند؛ اما می‌خواستند آن تکلیف شرعی را در نهایت آزادی و آگاهی انجام بدهند. خواستند به آن‌ها بگویند دشمن، شما را محصور نکرده، از ناحیه دشمن اجبار ندارید. اگر از تاریکی شب استفاده کنید و بروید، کسی مزاحمتان نمی‌شود. دوست هم شما را مجبور نمی‌کند. اگر فکر می‌کنید که مسئله بیعت برای شما تعهد و اجبار به وجود آورده است، بیعت را هم برداشتم؛ یعنی فقط انتخاب و آزادی. باید در نهایت آگاهی و آزادی و بدون اینکه کوچک‌ترین احساس اجباری از ناحیه دشمن یا دوست بکنید، مرا انتخاب کنید.
این است که به شهدای کربلا ارزش می‌دهد؛ والّا طارق بن زیاد در جنگ اسپانیا، وقتی که اسپانیا را فتح کرد و کشتی‌های خود را از آن دماغه عبور داد، دستور داد که آذوقه به اندازه ۲۴ ساعت را نگه دارند و زیادتر از آن را هر چه هست آتش بزنند و کشتی‌ها را هم آتش بزنند. بعد سربازان و افسران را جمع کرد، اشاره کرد به دریای عظیمی که در آنجا بود، گفت: ایهاالنّاس! دشمن روبروی شما و دریا پشت سر شماست. اگر بخواهید فرار کنید جز غرق شدن در دریا راه دیگری ندارید، کشتی‌ای دیگر وجود ندارد. غذا هم جز برای ۲۴ ساعت ندارید، بعد از آن خواهید مرد. غذای شما در چنگ دشمن است. راهی جز این ندارید؛ یعنی برایشان اجبار به وجود آورد. این سرباز اگر تا آخرین قطره خونش نجنگد، چه بکند؟
اما امام حسین (علیه‌السلام) با اصحاب خودش بر ضد طارق بن زیاد عمل کردند، نگفتند: دشمن اینجاست، از این طرف بروید شما را از بین می‌برد، از آن طرف هم بروید شما را نابود می‌کند؛ بنابراین دیگر راهی نیست غیر از اینکه روغن چراغ ریخته را باید نذر امامزاده کرد. شما که به هر حال کشته می‌شوید؛ حالا که کشته می‌شوید، بیایید با من کشته شوید.
آن‌گونه شهادت ارزش نداشت. یک سیاستمدار این‌جور عمل می‌کند؛ اما امام گفت که نه دوست تو را اجبار می‌کند و نه دشمن، هر کدام را که می‌خواهی انتخاب کن؛ در نهایت آزادی. پس انقلاب امام حسین (علیه‌السلام) در درجه اول یک انقلاب آگاهانه است.
منبع: شهید آیت‌الله مطهری، حماسه حسینی، ج۱، ص۱۲۶-۱۲۵