امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

گفته‌ها و نکته‌ها 1280

پیشرو یا تندرو؟!
محمد منان رئیسی
دو بخش از پیام اخیر رهبر انقلاب بیش از سایر بخش‌های این پیام توجهم را جلب کرد؛ اول، این بخش که ایشان عده‌ای را متّصف به صفت "پیشروان بصیرت" کردند؛ چه کسانی؟ همان کسانی که در بسیاری از کانال‌ها و گروه‌ها، همان‌ها را تندرو معرفی می‌کنند! و گمان می‌کنم در این نوع ادبیات‌سازیِ رهبر انقلاب و واژه‌سازی "پیش‌رو" به جای "تندرو" برای آن‌هایی که اهل اندیشه‌اند، نشانه‌هایی است! و البته ایشان در پیامشان تصریح کردند که اهتمام و نگرانی این افراد (پیشروان بصیرت) و انتقادات آن‌ها از مسئولان، سرمایه‌ای ارزشمند برای نظام است و آن را فی‌نفسه مطلوب معرفی کردند.
دوم؛ اما در عین حال، ایشان همین افراد (پیشروان بصیرت) را انذار دادند که مبادا انتقادات و مطالبه‌گری آن‌ها به نحوی باشد که سبب ظلم شود و یا باعث گسست انسجام اجتماعی شود و تصریح کردند که در صورت حفظ این جهات، انتقادها نه تنها مطلوب است؛ بلکه موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد.
۲۴ ساعت قبل از پیام اخیر آقا، در جمع مردم شریف قم سخنرانی داشتم و بعد از سخنرانی، پاسخگوی سوالاتی بودم که بخش زیادی از آن‌ها، راجع به آقایان قالیباف و پزشکیان و گلایه‌های مردم از این دو بزرگوار بود. خدمت مستمعان با صراحت عرض کردم که حقیر به‌رغم همه نقدهایی که دارم، آقای قالیباف را از اصحاب انقلاب و داخل در دایره انقلاب اسلامی می‌دانم؛ اما با ایشان اختلاف نظر دارم و تحلیل‌ها و مسیری که در فرایند مذاکرات طی کرده‌اند را به دلایلی که بارها شرح داده‌ام، قبول ندارم؛ در پاسخ به سؤالی درباره آقای پزشکیان نیز عرض کردم که به‌رغم همه نقدها و گلایه‌هایم، اتّصاف ایشان به صفت خیانت را قبول ندارم و شبیه‌سازی ایشان به بنی‌صدر را نیز قیاس مع‌الفارق می‌دانم. حالا هم خدا را شاکرم که ۲۴ ساعت بعد از سخنرانی حقیر، اطمینان پیدا کردم که تحلیلم از قضایای اخیر، با نگاه رهبرم در تعارض نبوده است.
 
کرسنت؛ از منجلاب حقوقی تا دستاویز بازی‌های سیاسی اصلاحات 
یاسر سالک‌نیا: کرسنت؛ خسارتی بی‌پایان که یادگار دوران وزارت بیژن نامدار زنگنه در دولت خاتمی بوده و آثار و تبعات آن در یک پروسه چنددهه‌ای دامن‌گیر کشور شده است. اما بنابر عادت مألوف اصلاحات، هر توافق یا قراردادی که توسط آن‌ها امضا می‌شود، دو غایت بیشتر ندارد؛ یا باید از آن به عنوان شاهکار و سند پیروزی یاد شود و اگر چنین امکانی موجود نباشد، باید از آن سلاحی ساخت برای حمله به طیف مقابل. گزاره این حمله هم یک جمله ثابت است: «همه چیز خوب بود، فلانی‌ها نگذاشتند.»
با وجود مفتوح بودن پرونده کرسنت، باید بازگشت دعوای مربوط به این قرارداد به عرصه سیاسی را انتخابات ۱۴۰۳ دانست. جایی که کاندیدای نزدیک به جریان اصلاحات در جلسه مناظره، با مواجهه با مسئله مربوط به پرونده کرسنت، دچار دستپاچگی شد و در سکوت فرو رفت و در جلسه بعد شروع به فرافکنی درباره این پرونده کرد تا شاید بتواند از این منجلابی که خلاصی از آن در بحث حقوقی وجود ندارد، بازیچه‌ای برای دعوای سیاسی درست کند.
اما دعوای کرسنت در نقطه پایان انتخابات به اتمام نمی‌رسد. در تاریخ ۱۹ تیر ۱۴۰۳، چهار روز بعد از دور دوم انتخابات، سخنگوی قوه قضائیه درباره پرونده کرسنت از اجرای حکم قطعی برای برخی متهمان پرونده کرسنت خبر می‌دهد که به معنای اثبات فساد در زمان انعقاد قرارداد و دوران وزارت آقای زنگنه است. صدای زنگنه که در میانه انتخابات کباده دعوا می‌کشید، بعد از این حکم درمی‌آید و می‌گوید: «چرا مرا از این دادگاه به آن دادگاه می‌کشید؟»
اما دعوا در کف فضای مجازی توسط عوامل رسانه‌ای به نحو دیگری پیش می‌رود و حملات ادامه‌داری به سعید جلیلی تا ماه‌ها بابت این پرونده صورت می‌گیرد؛ ولی این حملات گرهی از کار زنگنه باز نمی‌کند. مستندات فساد کرسنت، از لحظه امضا تا سرگذشت آن در دولت‌های بعدی و فاجعه‌ای که با وزارت مجدد زنگنه در وضعیت این پرونده در دادگاه‌های بین‌المللی رخ داد، موضوع مفصلی است که می‌توان با تحقیقی جامع، تسلط خوبی بر واقعیات آن پیدا کرد.
بعد از مدت‌ها سکوت درباره این موضوع، در روزهای اخیر بیانیه‌ای از یکی از پستوهای گمنام سیاسی بیرون می‌آید. حزب توسعه ملی در نقش سخنگوی قوه قضائیه برمی‌آید و با اعلام خبر برائت بیژن زنگنه، سعید جلیلی را به محکمه خیالی خویش می‌کشاند. گویی فضاحت مربوط به شکست تفاهم با آمریکا به قدری زیاد بوده که از شدت سردرگمی، متوسل به همان دستاویزهای شکست‌خورده می‌شوند تا اگر زورشان به مردم نمی‌رسد، عقده خود را از تنها رأی مخالفی که به توافق داده شد، باز کنند.
اما توسل به دروغ زیاد دوام نمی‌آورد. نصرالله پژمانفر، رئیس کمیسیون اصل ۹۰، به سرعت به این موضوع واکنش نشان می‌دهد. او در این باره می‌گوید: «ادعای تبرئه آقای بیژن نامدار زنگنه در پرونده کرسنت، کاملاً کذب است. اگرچه رأی صادره در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ مبتنی بر تبانی در معاملات دولتی را از حیث میزان مجازات ناکافی می‌دانیم؛ اما واقعیت این است که در مرحله بدوی، آقایان زنگنه و مهدی هاشمی رفسنجانی به یک سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شده‌اند. البته مهدی هاشمی پرونده‌های دیگری نیز دارد و ۶ نفر دیگر که مرتبط با این پرونده هستند، هر کدام به سه سال حبس و یک سال انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شده‌اند.»
بدین ترتیب، نه تنها خبر برائت از جرم زنگنه کذب است؛ بلکه رأی بدوی صادرشده، جرم زنگنه را در این پرونده آشکار می‌سازد. تجربه کرسنت نشان می‌دهد که هیچ پرونده‌ای صرفاً با تبلیغات و بیانیه‌های سیاسی مختومه نخواهد شد و هیچ حقیقتی با دروغ‌پردازی رسانه‌ای تغییر نمی‌کند. از همین رو، هرگونه تلاش برای وارونه‌نمایی نتایج پرونده، بیش از آنکه کمکی به متهمان کند، پرسش‌های بیشتری را درباره انگیزه و اهداف چنین روایت‌سازی‌هایی در ذهن افکار عمومی ایجاد خواهد کرد.
 
 ۱۰ نکته درباره پیام مهم امام خامنه‌ای
حمید رسایی: آخرین پیام امام خامنه‌ای درباره مسائل روز کشور بویژه پس از متلاشی شدن تفاهم‌نامه‌ی امضا شده بین دو رئیس جمهور ایران و آمریکا که از ابتدا شکست آن قابل پیش‌بینی بود، تبیین‌گر ادامه مسیر همه دلسوزان کشور بویژه پس از آغاز جنگ سوم آمریکاست.
به نظرم این نکات در پیام مذکور برجسته و قابل تأمل است:
۱. وصف ملت مبعوث و ستایش حماسه‌ی تاریخی: پیام خطاب به ملت شریف ایران با اوصافی چون عظیم‌الشأن، شگفتی‌ساز، باوفا، سرافراز و صاحب‌عزا صادر شده است که «رستاخیز بی‌سابقه» خلق کردند. در پیام قبلی مردم ایران با صفاتی چون پرشور، باوفا و باشرف خطاب شدند.
۲. «یک بار دیگر» افشای ذات پلید و غیرقابل اصلاح آمریکا: امام خامنه‌ای تأکید می‌کنند که نقض عهدهای مکرر آمریکا (از جمله در تفاهم‌نامه با ایران) «یک بار دیگر» ثابت کرد که امضای رئیس‌جمهور آمریکا بی‌ارزش است و «زورگویی، تمامیت‌خواهی و وحشی‌گری، جزء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی» است. این یعنی دموکرات و جمهوری‌خواه تفاوتی ندارد؛ بایدن و ترامپ فرقی ندارد. ذات تمدن غربی - آمریکایی همین است و چون «کل یعمل علی شاکلته» است، قابل اصلاح نیست؛ بنابراین، مذاکره و تفاهم با آمریکا معنا ندارد. همان‌طور که در ۹ اسفند آتش‌بس را نقض کرد، در خرداد ۱۴۰۴ میز مذاکره را بمباران کرد و قبل از آن برجام را پاره کرد، از این پس هم همان است.
۳. هشدار به دشمن برای درس فراموش‌نشدنی جبهه مقاومت: رهبری انقلاب، سیاست جمهوری اسلامی و جبهه‌ی مقاومت در مواجهه با سومین جنگ‌افروزی آمریکا را یک درس فراموش‌نشدنی برای آمریکایی‌ها توصیف می‌کنند و رشادت‌های رزمندگان در جنوب کشور را نمونه‌ای از آن می‌دانند.
۴. وحدت هدفمند و مشروط به تحقق آرمان‌ها: امام خامنه‌ای اصولی‌ترین امر در این مقطع را اصرار بر «وحدت کلمه و اتحاد مقدس» می‌دانند؛ اما نه وحدت مطلق؛ بلکه وحدتی که برای «تحقّق آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و تأمین عزّت و استقلال ایران» باشد. برخلاف تلاش عده‌ای که تلاش می‌کنند تا وحدت با خودشان را مقدس کنند، ایشان وحدت برای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی را مقدس می‌دانند.
۵. نتیجه‌ی منطقی وحدت مشروط: با این حساب، قرار نیست مردم با کسانی که برای ضربه زدن به آرمان‌های انقلاب اسلامی تلاش می‌کنند، وحدت کنند. قرار نیست درباره‌ی تصمیماتی که برخلاف عزت و استقلال کشور اخذ می‌شود، وحدت و انسجام داشته باشند؛ بنابراین وحدت به خودی خود ارزش نیست و بستگی به جهت‌گیری آن دارد.
۶. وظیفه‌ی همگانی و نقش حساس مسئولان: صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه، تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته‌سازی تفاوت‌های اجتماعی، وظیفه‌ی همگانی است؛ اما نقش مسئولان و فعالان دلسوز در این زمینه، مهم‌تر و حساس‌تر است. یک مسئول یا فعال اجتماعی، سریع‌تر می‌تواند وحدت برای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی را بهم بزند.
۷. دعوت به حضور در میدان و اعتماد هوشیارانه و فعال نسبت به مسئولان: با توجه به انتقادات جدی افکار عمومی نسبت به اعضای شورای عالی امنیت ملی (بویژه رؤسای قوا) پس از امضای تفاهم‌نامه، رهبری از ملت می‌خواهند ضمن اعتماد به مسئولان کشور، برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی، «هوشیارانه و فعال در میدان» باقی بمانند و میدان را ترک نکنند.
۸. به رسمیت شناختن منتقدان خیرخواه: یکی از مهم‌ترین بخش‌های پیام رهبر انقلاب، نحوه برخورد ایشان با منتقدان است. به جای سرکوب نقد و بستن دهان آن‌ها، با چهار ویژگی از منتقدان تفاهم‌نامه و مذاکره یاد می‌کنند:
• منتقدان را با اخلاص و خیرخواهی معرفی می‌کنند.
• اصل نگرانی و دلواپسی آنان را سرمایه‌ای ارزشمند می‌دانند.
• خودِ منتقدان را نیز سرمایه و ارزشمند می‌شمارند.
• برخی از منتقدان را «پیشروان بصیرت» در جامعه می‌خوانند. 
اهمیت ابن بخش از آن جهت است که در ماه‌های اخیر، جریان حاکم تلاش کردند تا دهان منتقدان را با برچسب‌هایی چون تندرو، افراطی، ضد ولایت فقیه، خراج، غرغره‌کن حرف ترامپ ببندند.
۹. تعیین مرز برای نقد پذیرفته (توصیه به منتقدان): امام خامنه‌ای در عین به رسمیت شناختن نقد و منتقد، دو توصیه به آن‌ها داشتند:
توصیه‌ی اول: از جاده‌ی عدالت و انصاف خارج نشوند تا به بی‌گناهی ظلم نشود که موجب محرومیت از برکات است.
توصیه‌ی دوم: انتقادات نباید سبب خدشه در وحدت و انسجام اجتماعی (برای تحقق آرمان‌های انقلاب و عزت و استقلال ایران) گردد.
با حفظ این جهات، انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد. 
۱۰. تاریخ پیام: این پیام مربوط به ۲۶ تیر اما تاریخ انتشار آن ۲۷ تیر است. این یعنی همچنان دسترسی به رهبری با محدودیت مواجه است و دلیل آن تلاش دشمن برای ترور رهبری است. این یعنی دشمنی دشمن، در حد بالایی پابرجاست.
 
عکس هفته
دنده عقب باغی!