امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

۳۳ نکته از زندگی خصوصی شهیده سیده‌بشری خامنه‌ای

 در خانه اهل کار و زحمت بود. ۱۱ سال آخر در منزل آقا زندگی می‌کردیم. ازخودگذشتگی‌ش خیلی زیاد بود. در ۱۱ سال اخیر به خاطر آقا همه‌چیز رو کنار گذاشت/ از طرف آقا هم یک علاقه‌ی فوق‌العاده‌ای نسبت به بشری خانم وجود داشت. سر سفره تا بشری نمی‌اومد، غذا رو شروع نمی‌کرد. دوست داشت بشری غذا رو براش بکشه.
یک: حدود الهی را رعایت می‌کرد. اهل حلال و حرام بود. هرگز دروغ نمی‌گفت. اهل غیبت نبود. بدگویی نمی‌کرد. اگر درددلی می‌کرد، اسم شخص رو نمی‌گفت.
دو: در موازین شرعی حساسیت داشت. به اسراف حساس بود. ما دورریز نداشتیم؛ از غذا و خوراکی. 
سه: اهل عوض کردن تندتند وسایل نبود.
چهار: چند مدل غذا برای مهمان درست نمی‌کرد.
پنج: میوه‌های نوبرانه‌ی گران نمی‌خرید. صبر می‌کرد وقتی همه تونستند بخرند، می‌خریدیم.
شش: حق‌الناس رو مهم می‌دونست. تو ورقه صحیح کردن، دوبار صحیح می‌کرد؛ حق‌الناس به گردنش نباشه. از میوه درخت‌های داخل بیت که می‌آوردند، نمی‌خورد تا وزن کنیم و پولش رو حساب کنیم.
هفت: اهل نماز شب و نمازهای مستحبی بود. به دوستش گفته بود: «اگه می‌خوای خدا بهت نگاه کنه، نماز شب بخوان.»
هشت: خیلی در طول سال، روزه مستحبی می‌گرفت. 
نه: فضای خانه را فضای مذهبی می‌کرد. اعمال مناسبت‌ها رو بلد بود. از چند روز قبل از مناسبت‌ها تو خونه تذکر می‌داد که فلان عمل رو داره. در شهادت‌ها و ولادت‌ها زیارت اون معصوم رو می‌خوند. فضای خانه را هم تغییر می‌داد. در محرم و صفر پرچم و سیاهی و کتیبه می‌زد به خونه.
ده: به تربیت دینی فرزندانش بسیار حساس بود و توجه داشت. 
یازده: ماه رجب و شعبان و رمضان، عبادتش مضاعف می‌شد. موقع تمام شدن ماه رمضان از رفتنش ناراحت می‌شد.
دوازده: نسبت به قرآن انس خیلی زیادی داشت؛ به‌طوری که آقا به فرزندان ما می‌گفتند: «مثل مادرتون قرآن بخونید.» در ماه رمضان سه دور قرآن رو ختم می‌کرد. روز شهادتش، نزدیک ختم اولش بود. 
سیزده: بعضی سوره‌ها رو حفظ بود.
چهارده: وقتی بحث قرآنی در خونه ما شکل می‌گرفت، مخاطب آقا، بشری خانم می‌شد.
پانزده: وقت دعا و قرآن با حضور قلب بود. معانی قرآن رو متوجه می‌شد. کتاب‌هایی که بهشون هدیه می‌دادند، بیشتر کتاب‌های تفسیر بود. دوستاش علاقه به قرآنش رو می‌دونستند. 
شانزده: به صلوات خیلی علاقمند بود. به یکی از دوستاش گفته بود: «من اگه نبودم، روزی یه تسبیح از طرف من صلوات بفرست.»
هفده: اهمیت و اولویتش خانواده بود.
هجده: بسیار باهوش و بااستعداد بود. بهترین موقعیت رو می‌تونست داشته باشه؛ ولی اکتفا کرده بود به یک تدریس مختصر در مدرسه که با وجود بچه‌ها کمتر شد و به خاطر زهرا قطع شده بود.
نوزده: یکی از بهترین رتبه‌های کنکور سراسری رو آورده بود؛ ولی به خاطر زندگی ما که توی قم بود، انتخاب اولش رو نزد و دانشگاه قم رو اولویت داد و هیچ‌وقت هم غرش رو نزد.
بیست: هیچ‌وقت از نظر مالی روی درآمد بنده حساسیتی نداشت. 
بیست و یک: سازگار و اهل مدارا بود.
بیست و دو: عقلانیت زیادی داشت و زوج‌های جوان رو به زندگی کردن و ساختن دعوت می‌کرد.
بیست و سه: در خانه اهل کار و زحمت بود. ۱۱ سال آخر در منزل آقا زندگی می‌کردیم. ازخودگذشتگی‌ش خیلی زیاد بود. در ۱۱ سال اخیر به خاطر آقا همه‌چیز رو کنار گذاشت. 
بیست و چهار: به ادبیات مسلط بود. تدریس رو فوق‌العاده دوست داشت؛ ولی به معنای واقعی کلمه خودش رو وقف پدر و مادرش کرد. 
بیست و پنج: آقا همیشه تحسینش می‌کرد و دلسوزی‌ش رو می‌کرد و می‌گفت: «چقدر تو زحمت می‌کشی.» می‌گفت: «نه، من کاری نمی‌کنم.» 
بیست و شش: بی‌ادعا بود. امکان نداشت جایی خودشو معرفی کنه. 
بیست و هفت: در حرم امام رضا خادم کفشداری بود. بااخلاص بود.
بیست و هشت: نداشتن موبایل رو آسون پذیرفت.
بیست و نه: اینکه دیگه نمی‌تونست دیدارهای دوستانه‌ش رو داشته باشه، ناراحتش نکرد. آقا رو تنها نمی‌گذاشت. رسیدگی مادرانه داشت نسبت به آقا. به معنای واقعی کلمه «ام‌ابیها» بود.
سی: جز به خاطر ضرورت از خانه خارج نمی‌شد، مگر اینکه هماهنگ می‌کرد خواهرشون بیاد پیش آقا که آقا تنها نباشه.
سی و یک: این سبک زندگی پاداشی جز شهادت نداشت. حتی زهرا هم پاداش خدمات خالصانه و بی‌توقعش بود.
سی و دو:  از طرف آقا هم یک علاقه‌ی فوق‌العاده‌ای نسبت به بشری خانم وجود داشت. سر سفره تا بشری نمی‌اومد، غذا رو شروع نمی‌کرد. دوست داشت بشری غذا رو براش بکشه.
سی و سه: البته واقعاً همه‌ی فرزندان آقا خوب بودند. آقا به دعای ۲۵ صحیفه سجادیه برای خوب شدن فرزندانشون التزام داشتند. خدا هم دعاشون رو مستجاب کرده بود.
برگرفته از سخنان حجت‌الاسلام محمدجواد محمدی گلپایگانی، همسر شهیده سیده بشری خامنه‌ای - مسجد دانشگاه صنعتی شریف، 2 شهریور ١٤٠٥.