هادی قطبی
تربیت و روانشناسی امروز (دانشگاهی)، محصول تمدن و نگاه مادیگرایانه غرب است که انسان را نهایتاً یک حیوان ناطق میداند نه بیشتر، که باید او را رام (تربیت) کرد؛ همین نه بیشتر. نه قائل به روح انسانی است، و نه عالم غیب و معنویت خداگرایانه و خدامحور. نه وحی و حدیث را قبول دارد، نه سخن عالمان و عارفان اسلام را. علم یعنی تجربه؛ یعنی دیدنیها و شنیدنیها.
این است که فیلسوفان غربی جنایات صهیونیستها را توجیه میکنند و آن را برای برقراری صلح و دموکراسی و آزادی (خودشان) ضروری میدانند. حق حیات فقط برای عدهای خاص است، نه همگان.
از نظر آنان مسلمانان و شیعیان، همگی تروریستند و وجودشان هرچه کمتر بهتر. یا باید حکومت آنان را بپذیرند (و ذلیلانه زندگی کنند) یا باید کشته شوند.
این خلاصه مبارزه حق و باطل، و اسلام و کفر، و پیامبران و کافران است.
انقلاب اسلامی؛ یعنی احیا و تجدید اسلام ناب و اسلام شیعی؛ یعنی بازگشت به خدا؛ یعنی زندگی حقیقی و راستین با پیروی از الگوهای انسانی و الهی معصومین علیهمالسلام؛ یعنی تحقق دعای «اللهم اجعل محیای محیا محمد و ال محمد»؛ یعنی سبک زندگی توحیدی؛ یعنی در مسیر رشد و کمال حقیقی انسانی قرار گرفتن؛ یعنی همراهی و هماهنگی معرفت و عقلانیت و محبت و دشمن زودتر و بهتر از ما، انقلاب را فهمید و شناخت و مبارزه را شروع کرد.
برای دفاع از این انقلاب و این زندگی، باید قبل از هر چیز آن را شناخت، و بعد با مال و جان و آبرو از آن دفاع کرد؛ و این جز با جهاد، صبر و مقاومت محقق نمیشود.
مبارزه ما برای بقای انسانیت و کمال حقیقی است، و برای فرار از حیوان بودن و حیوان زیستن. زمانه گونهای است که نمیتوان انسان بود و زیر پرچم کفر زندگی کرد؛ برخلاف قرنهای گذشته.
برای مبارزه، مذاکره لازم نیست، مجاهده لازم است؛ تلاش برای تولید و ترویج علوم و اندیشههای اسلامی، تا آگاهی بخشی به مردم، و تا تربیت صحیح نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی. جهاد برای زندگی به سبک اسلامی ـ ایرانی از راه: کسب آگاهی، تقویت انگیزههای صحیح، و فرهنگسازی رفتارهای مطلوب.