محمد نخعی
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در حکمت ۳۰۹ نهجالبلاغه میفرمایند: «اتَّقُوا ظُنُونَ المُؤمِنِينَ؛ فإنَّ اللّهَ تعالی جَعَلَ الحَقَّ علی ألسِنَتِهم» [از گمانهای مؤمنان پروا کنید؛ زیرا خداوند متعال حق را بر زبانهای آنان قرار داده است.]
این سخن کوتاه، از آن دسته کلمات امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است که در ظاهر ساده و مختصر به نظر میرسد؛ اما درون خود نگاهی عمیق به حقیقت ایمان، صفای باطن، قدرت تشخیص انسان مؤمن و نسبت میان دل پاک و زبان حقگو دارد.
در نگاه ابتدایی، حضرت (علیه السلام) میفرمایند مراقب باشید که مؤمنان درباره شما چه میاندیشند و چه میگویند؛ زیرا گمان و داوری آنان، گاه از یک تشخیص عادی فراتر میرود و رنگی از حقیقتیابی پیدا میکند. مؤمن حقیقی، چون دل خود را با تقوا، اخلاص، صداقت و مراقبت از نفس پاک کرده است، در بسیاری از موقعیتها نسبت به واقعیتها حساستر و بیناتر میشود.
پس حدیث در یک سطح، دعوت به مراقبت اجتماعی و اخلاقی است: انسان باید رفتار خود را چنان تنظیم کند که نزد اهل ایمان و صداقت، متهم به نفاق، ریا، خیانت یا بیصداقتی نشود.
1. مقصود از «ظنون المؤمنین» چیست؟
واژه ظنون جمع «ظن» است؛ ظن در زبان عربی همیشه به معنای گمان باطل یا بدگمانی نیست. گاهی به معنای حدس، دریافت، تشخیص و برداشت است. در این حدیث، مراد از ظن مؤمنان، هر نوع گمان سطحی و بیپایه نیست؛ بلکه مقصود، تشخیص برخاسته از نور ایمان و صفای باطن است.
2. «حق بر زبان مؤمن» یعنی چه؟
عبارت «جَعَلَ الحَقَّ علی ألسِنَتِهم» بسیار لطیف است. حضرت نمیفرمایند حق فقط در دل آنان است؛ بلکه میفرمایند خداوند حق را بر زبانهایشان قرار داده است. این یعنی مؤمن راستین نهتنها دروناً حقجوست؛ بلکه در بیان و داوری نیز به سمت حق هدایت میشود.
البته این سخن به معنای عصمت همه مؤمنان نیست. عصمت مخصوص پیامبران و امامان معصوم (علیهمالسلام) است. مؤمنان ممکن است اشتباه کنند؛ اما وقتی ایمان واقعی، تقوا، اخلاص و انصاف در آنان قوی باشد، سخنشان به حق نزدیکتر است و هشدارشان نباید ساده گرفته شود.
از همین رو، این حدیث هم به شنونده هشدار میدهد و هم به مؤمن مسئولیت میدهد:
- به دیگران میگوید: از نگاه و داوری اهل ایمان غافل نباشید.
- به مؤمنان میگوید: چون زبان شما میتواند محل ظهور حق باشد، آن را به تهمت، شتابزدگی، بدگمانی و بیانصافی آلوده نکنید.
- هشدار به صاحبان قدرت و موقعیت
این حدیث برای همه انسانهاست؛ اما برای صاحبان قدرت، مدیران، عالمان، چهرههای اجتماعی و افراد اثرگذار معنای سنگینتری دارد. هرچه جایگاه انسان بالاتر باشد، رفتار او بیشتر در معرض داوری مؤمنان قرار میگیرد. کسی که مسئولیت دارد، نمیتواند بگوید: «به کسی ربطی ندارد.»؛ زیرا رفتار او بر اعتماد عمومی، اخلاق جامعه و سرنوشت دیگران اثر میگذارد.
اگر اهل ایمان نسبت به یک مسئول احساس نگرانی کنند، این نگرانی را نباید صرفاً با تبلیغات، توجیه یا تخریب منتقدان پاسخ داد. بسا حقیقتی است که بر زبان مؤمنان حقیقتی جاری شده باشد که باید شنیده شود.
اگر این کلام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را در افق سیاست و اداره جامعه نیز بخوانیم، معنای آن گستردهتر میشود. جمله «اتَّقُوا ظُنُونَ المُؤمِنِينَ» تنها توصیهای اخلاقی به افراد نیست؛ بلکه هشداری مهم برای صاحبان قدرت و زمامداران نیز هست. در جامعهای که دین و اخلاق نقش محوری دارند، افکار و برداشتهای مؤمنانِ آگاه، نوعی حسگر اخلاقی و اجتماعی برای حکومت به شمار میآید.
در واقع، امیرالمومنین علی (علیهالسلام) با این بیان یادآور میشود که دلهای مؤمنانِ صادق، نسبت به حق و باطل بیحس نیست. اگر در جامعهای نشانههای انحراف، ظلم، فساد یا دوگانگی در رفتار حاکمان پدید آید، پیش از آنکه اسناد رسمی یا گزارشهای سیاسی آن را آشکار کند، وجدانهای مؤمنانه آن را احساس میکنند. از این جهت، «ظنون مؤمنین» میتواند نشانهای از سلامت یا بیماری فضای سیاسی جامعه باشد.
در هر جامعهای، حکومت معمولاً با لایههای رسمی اطلاعات مواجه است: گزارشهای اداری، آمارها، تحلیلهای کارشناسی و دستگاههای نظارتی. اما در کنار اینها، نوعی ادراک غیررسمی نیز وجود دارد که در دل مردم، بهویژه مؤمنان آگاه و باتقوا شکل میگیرد. این ادراک گاهی پیش از همه سازوکارهای رسمی، انحرافها را حس میکند؛ لذا اکنون که مردم بعثت یافته و مغموم از دست دادن قائد شهید خود، نگران روند دیپلماسی و نشست و برخواست با شیطان بزرگ و قاتل امام هستند، بر رئیس محترم جمهور و رئیس هیئت مذاکرات واجب است اهتمام جدی به ظنون مومنینِ میداندار داشته باشند و بدون فوت وقت به اصول برگشته و علاوه بر اثبات ولایتپذیری، مردمداری خود را نیز ثابت نمایند؛ چرا که وقتی مؤمنان در جامعه نسبت به امری دچار تردید شوند، این مسئله را نباید صرفاً «شایعه» یا «بدبینی عمومی» تلقی کرد. چهبسا این ظن، بازتاب نشانههایی واقعی باشد که در رفتار و مواضع مسئولان دیده میشود. بنابراین، توصیه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را میتوان چنین فهمید: حاکمان باید از داوری دلهای مؤمنان، پروا داشته باشند و آن را جدی بگیرند.
3. ضرورت پاسخگویی و شفافیت
یکی از پیامهای عملی این حدیث برای زمامداران، ضرورت شفافیت و پاسخگویی است. اگر در جامعه ظنهایی درباره فساد، تبعیض یا سوءاستفاده از قدرت شکل میگیرد، بهترین راه برخورد با آن سرکوب یا بیاعتنایی نیست؛ بلکه روشنگری، اصلاح و رفع زمینههای سوءظن است.
حکمرانی که به سخن امیرالمؤمنین (علیهالسلام) توجه دارد، تلاش میکند:
- از رفتارها و تصمیمهای مبهم که موجب بدگمانی میشود پرهیز کند؛
- در برابر پرسشها و نگرانیهای جامعه پاسخگو باشد؛
- اجازه دهد نقدهای خیرخواهانه شنیده شود؛
- و اگر خطایی رخ داده است، آن را اصلاح کند.
در چنین فضایی، ظنون مؤمنان نه تهدیدی برای حکومت؛ بلکه فرصتی برای اصلاح و بازگشت به مسیر عدالت خواهد بود.