امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

جریان شناسی 1139

آیا نحوست ماه صفر واقعیت دارد؟ 

در بین عامه مردم، معمول آن است که برخی از روزها و ایام سال را نحس می‌خوانند و برخی دیگر از ایام را مبارک که یکی از معروف‌ترین این زمان‌ها، مربوط به آغاز ماه صفر است؛ چنان که به این مطلب در کتاب شریف مفاتیح‌الجنان نوشته شیخ عباس قمی نیز این‌گونه اشاره شده: «این ماه (صفر) معروف به نحوست است» 
نحوست ماه صفر، ادعای مشهوری است که دلیل متقنی ندارد. در باب اصل نحوست ایام باید گفت از نظر عقل محال نیست که اجزای زمان با یکدیگر تفاوت‌هایی را داشته باشند؛ ولی استدلال عقلی برای آن نمی‌توان آورد. اما با مراجعه به قرآن می‌یابیم که تنها در دو مورد اشاره به نحوست ایام شده که مربوط به قوم عاد است: «ما بر هلاک آن‌ها تندبادی در روز پایداری نحسی فرستادیم» و در سوره دیگر می‌فرماید: «ما تندبادی سخت و سرد در روزهای شومی بر آن‌ها مسلط ساختیم». 
ضعف سند و دلالت روایات درباره
 نحوست ماه صفر
در باب روایات، احادیث تقریباً متعددی را می‌توان در این زمینه یافت که اشاراتی به بحث نحوست برخی ایام و یا حالات در آن‌ها شده است. اما درباره ماه صفر به ویژه روایاتی که نقل شده، دارای ضعف سند و دلالت هستند؛ ولی باید اقرار کرد که در بین مردم، نحوست این ماه دارای شهرت است که شاید این شهرت به خاطر حوادثی باشد که در آن اتفاق افتاده است. مرحوم علامه مجلسی در زادالمعاد به علت این شهرت، این‌گونه اشاره فرموده‌اند: ماه صفر به نحس بودن و شومی شهرت یافته است. ممکن است علت این مطلب یکی از این دو وجه باشد:
۱. بنا بر نظر علمای شیعه، وفات پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم) در این ماه بوده است و همین باعث نحس قلمداد شدن این ماه شده است. 
۲. ماه صفر بعد از ذی‌القعده و ذی‌الحجه و محرّم قرار گرفته است و این سه ماه جزو ماه‌های حرام‌اند و کسی جرئت نمی‌کرده در آن‌ها به قتل و جنایت بپردازد (زیرا دیه آن دو برابر است و عرب جاهلی هم به آن‌ها احترام می‌گذاشته و از قتل و جنایت پرهیز می‌کرده است). بعد از این سه ماه حرام، در ماه صفر جنایت و قتل و جنگ آغاز می‌شده و به همین سبب مردم این ماه را منحوس قلمداد کرده‌اند. البته در بین روایات شیعی، روایتی که دلالت بر شومی و نحسی این ماه داشته باشد، ندیده‌ام و در روایات غیرمعتبرعامی مواردی وجود دارد که اعتباری به آن‌ها نیست. 
راهکار شیخ عباس قمی برای رفع نحوست
بنابراین، به نظر می‌رسد نحوست این ماه بیش از آنکه جنبه عقلی و یا روایی داشته باشد، در نتیجه تلقین‌هایی است که افراد برای خود به وجود می‌آورند و این نوع نگاه، سبب ارتباط دادن برخی حوادث پیش آمده برای خود و دیگران با این ماه می‌شود که در واقع ارتباطی بین آن‌ها نبوده و نیست. اما به هر حال بر فرض پذیرفتن احتمال نحوست این ماه، روش‌هایی برای دفع آن ارائه شده که می‌توان به آن‌ها مراجعه کرد. با این وجود مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح چنین می‌نویسد: برای رفع نحوست، هیچ‌چیز بهتر از تصدقات و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر کسی بخواهد که محفوظ بماند از بلاهای نازله در این ماه، در هر روز ۱۰ مرتبه بخواند این دعایی را که محدث فیض (ره) در خلاصةالأذکار ذکر فرموده: «یا شدیدَ القوی، یا شدیدَ المِحال، یا عزیزُ یا عزیزُ یا عزیزُ ذَلَّت بعظمتک جمیعُ خلقک فاکفِنی شرَّ خلقِک، یا مجملُ یا منعمُ یا مُفضِل یا لا إله إلّاأنت، سُبحانک إنّی کُنتُ من الظالمین، فاستجبنا له وَنجّیناه من الغمّ وَکذلک نُنجی المؤمنین، وَ صلّی الله علی محمّد و آله الطیّبین الطاهِرین».
 
عاق مسعود رجوی توسط مادر
مسعود رجوی در سال ۱۳۲۷ در طبس، از شهرهای استان خراسان، در خانواده‌ای از طبقه متوسط مرفه متولد شد.
 پدرش دفتر اسناد رسمی داشت. این شغل در خانواده‌شان به طور سنتی می‌چرخید. مادر رجوی نیز زن ساده و تنهایی بود. جالب توجه آن است که او همیشه می‌گفت: بر پدر حنیف‌نژاد لعنت! که مسعود را کشید به این راه و ما پدر و مادرها را بدبخت کرد. من شب و روز به حنیف نژاد لعنت می‌کنم. من بچه ندارم، چند تا پسر دارم، انگار که ندارم. اگر مسعود راست می‌گوید و مسلمان است، رضایت پدر و مادر شرط است، من که از او هیچ راضی نیستم و همیشه نفرینش می‌کنم. راه او راه اسلام و خدا نیست و اسم او را جلوی من نیاورید. مسعود، پیش خدا مسئول است. اگر مسلمان است و این حرف‌ها را می‌فهمد (حالا من بی‌سواد) او که سواد دارد، کوچکی و بزرگی را نمی‌فهمد، دلش برای من نمی‌سوزد، صبر و تحملم تمام شده است. این خر طبسی (مسعود) زندگی من را تباه کرد، من از او راضی نیستم! دل من شکسته است، او مسلمان نیست. هر کس من را می‌بیند، مسعود را نفرین می‌کند. به پدرش لعنت می‌فرستد. پدر و مادرهای سازمان نیز او را لعنت می‌کنند. او باید بیاید توبه کند. او که یک خر طبسی بیشتر نیست، او را به این کارها چی؟ می‌خواهد بزرگی کند، او زندگی‌مان را از هم پاشید و برادرانش را نیز آواره و بدبخت کرد. من او را عاق کردم و شیرم حرامش باشد!
 
توصیه سیا به شاه: مخالفت ظاهری با انگلیس برای افزایش محبوبیت
به نوشته پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر، در ۲۹ ژوئیه/ ۷ مرداد ۱۳۳۱ لوی هندرسون، سفیر آمریکا در ایران، و جورج میدلتون، کاردار سفارت بریتانیا در تهران، با هم دیدار و درباره اوضاع ایران گفت‌وگو کردند. آنها به نتایج زیر رسیدند:
برکناری مصدق، تنها از طریق کودتای نظامی ممکن است
انجام کودتا، مستلزم مشارکت کامل فرمانده نظامی تهران خواهد بود
کودتا باید به طرفداری از شاه صورت بگیرد
شاه از مطرح شدن نامش در چنین قضیه پرخطری، سخت اکراه داشت. پایگاه سیا پیشنهاد کرده بود که می‌تواند با سران بانفوذ ارتش ارتباط برقرار کند و شاه را ترغیب کند تا برای افزایش محبوبیتش، علناً با بریتانیا مخالفت نماید و از مصدق دست‌کم در ابتدا حمایت کند.
 
غارت آثار باستانی ایران با مجوز رضاخان
با ظهور حکومت پهلوی در سال ۱۹۲۵ رضاخان امتیاز انحصاری فرانسوی‌ها در اکتشاف آثار باستانی را لغو و قانون جدیدی در نوامبر ۱۹۳۰ تصویب کرد که موقعیتی کم‌نظیر برای قاچاقچیان آثار باستانی ایجاد می‌نمود. در این رابطه نمونه‌هایی مانند انتقال یک محراب کامل از مسجدی در اصفهان به موزه‌های آمریکا، حیرت باستان‌شناسان جهان را از این غارت سازمان‌یافته برانگیخت:
«در حین بازدید موزه‌هایی مانند موزه هنر متروپولیتن نیویورک و موزه‌های اسمیتسونین در واشنگتن، فهم این حقیقت که همه این آثار در فاصله سال‌های ۱۹۲۵ تا ۱۹۴۱ یافت شده‌اند، مرا [نویسنده] شگفت‌زده کرد. خصوصاً توجه من به این مطلب جلب شد که دارایی‌های گسترده موزه متروپولیتن که مربوط به دوره‌های ساسانی و اسلامی است و شامل سفالینه‌های بسیار ارزشمند و بی‌همتایی از نیشابور است، همه در دهه ۱۹۳۰ به دست آمده‌اند. چگونه محرابی بزرگ از مسجدی در اصفهان پس از گذشت ۱۳۰۰ سال، از جایگاه واقعی‌اش به نیویورک منتقل شده است؟! چگونه این محراب از کشوری مسلمان خارج شده است؟! در حین تحقیق، از روی مدارک وزارت امور خارجه آمریکا دریافتم که این محراب، جزء مجموعه وسیعی از اشیا و ساخته‌های مذهبی بوده که قاچاقچیان در دهه ۱۹۳۰ به سرقت برده‌اند!»
 
تاریخ در تصویر
پیاده‌روی به سمت کربلای مقدس ، سال ۱۹۱۶ میلادی یعنی حدود ۱۰۷ سال پیش..
قابل توجه کسانی که تصور می‌کنند این سنت به یک دهه اخیر مربوط است...