امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

ایران به مرز‌های هویتی‌اش زنده است

زنگ خطر ولنگاری به صدا درآمده است

محمدجواد اخوان   
 
در ماه‌های اخیر، رهاشدگی و سستی در التزام به حریم‌های اجتماعی و هویتی، به‌ویژه در عرصه پوشش، نگرانی مصلحان و دلسوزان اجتماعی را برانگیخته است
در ماه‌های اخیر، رهاشدگی و سستی در التزام به حریم‌های اجتماعی و هویتی، به‌ویژه در عرصه پوشش، نگرانی مصلحان و دلسوزان اجتماعی را برانگیخته است. هرچند بحمدالله اکثریت جامعه ایرانی، به‌ویژه بانوان، همچنان به حدود پوشش پایبندند و حجاب را در حد شایسته‌ای رعایت می‌کنند، افراط برخی افراد ـ اعم از زنان و گاه مردان ـ در وانهادن ضوابط فرهنگی و اجتماعی، تا مرز عریانی یا نیمه‌عریانی، زنگ خطری جدی به شمار می‌آید. طبیعی است که در روزهای اخیر و در گیرودار جنگ تحمیلی دشمن، انسجام اجتماعی و ایستادن در صفی واحد در برابر دشمن، بر هر امری مقدم است و هیچ‌چیز نباید جامعه را دچار چنددستگی و اختلاف کند. اما واقعیتی انکارناپذیر نیز در میان است: تنها جامعه‌ای می‌تواند در برابر دشمن غدّار و مهاجم ایستادگی کند که بر مرزهای هویتی خویش اصرار ورزد و از آن‌ها پاسداری کند. رعایت عفاف در پوشش و پرهیز از عریانی، دیگر تنها التزام به ضوابط شرعی نیست، هرچند آن ضوابط نیز امری مهم و لازم است. افزون بر اینها اکنون حفظ حریم اجتماعی در مقوله پوشش، به‌مثابه پاسداری از هویت و دفاع از کیان فرهنگی، اجتماعی و تمدنی جامعه است. جامعه‌ای که نتواند از مرزهای هویتی و تمدنی خود حراست کند، در برابر دشمن نیز تاب ایستادگی نخواهد داشت. 
می‌دانیم که موضوع عفاف، پاکدامنی و حریم‌های اجتماعی در رفتار و پوشش، پدیده‌ای نوظهور برای جامعه ایرانی نیست. جامعه ایرانی وارث تمدنی چندهزارساله است که در آن، این حریم‌ها حتی پیش از اسلام نیز محترم شمرده می‌شد و بنیان عظمت تمدنی ایران بر همین چارچوب‌های بنیادین استوار بوده است؛ بنابراین باید تأکید کرد همچنان که به انسجام اجتماعی در برابر دشمن نیازمندیم و نباید بگذاریم جامعه دچار شکاف و چنددستگی شود، در همان حال خواص، دلسوزان اجتماعی، فرهیختگان، و گروه‌های مرجع نیز باید اثرات مخرب بی‌تفاوتی در برابر مرزهای هویتی و حریم‌های اجتماعی را برای جامعه تبیین کنند. خود جامعه نیز از طریق سازوکارهای اجتماعی خویش ـ از توصیه دلسوزان و مصلحان اجتماعی گرفته تا سازوکارهای متعارف قانونی ـ باید در برابر رسوخ عریانی بایستد.
ایران صرفاً یک جغرافیای محصور در فلات نیست، ایران هویتی زنده و قدرتمند است که مرزهای هویتی‌اش، آن را معنا می‌بخشد. اساساً تفاوت ایران با بسیاری از کشورهای جعلی ساخته استعمار در همین مرزهای هویتی است. هرکه ایران را دوست دارد و بقای آن را مقدس و محترم می‌شمارد، باید برای پاسداری از مرزهای اصلی آن، یعنی مرزهای هویتی و تمدنی آن همت گمارد و بی‌شک آنچه گاه در برخی خیابان‌ها و فضای مجازی در قامت ظاهر و رفتار برخی شهروندان ایرانی مشاهده می‌شود، هیچ تناسبی با فرهنگ و تمدن ایرانی ندارد. اگر کسی با هر توجیهی پوشش غلط یا رفتار هویتستیز عده معدودی را بی‌اهمیت، نتیجه انتخاب آزادانه و حق مسلم آن‌ها قلمداد کند، احتمالاً فردا و فرداها خیانت به مرزهای سیاسی و جغرافیایی ایران را هم حق انتخاب شهروندی می‌خواند.
هرچند مواردی از این دست، مانند پوشش‌های نیمه‌عریان یا عریان، در جامعه فراوان نیست و اندک است؛ اما حتی یک مورد نیز بسیار است و مانند سم مهلکی در روان پاک جامعه است. اگر جامعه در برابر آن بی‌تفاوت بماند، این پدیده به‌تدریج جامعه را از درون دچار فساد می‌کند و راه نفوذ و رسوخ دشمن را در صفوف اجتماع هموار می‌سازد. آنگاه‌ که مرزهای هویتی و تمدنی از دست برود، مرزهای جغرافیایی نیز دوام نخواهد آورد. مرزهای جغرافیایی تنها زمانی حفظ و محترم شمرده می‌شوند که مرزهای هویتی محفوظ بمانند. این ملت که چنین در برابر دشمنان ایستاده است، وارث تمدنی چندهزارساله است که بر پایه مؤلفه‌های هویتی مقاوم و درونزایش شکل‌گرفته و باید از آن‌ها حفاظت کند.
سنت‌های الهی حاکم بر جوامع بشری نیز مصدق همین مدعاست، خداوند متعال در قرآن کریم هشدار می‌دهد و می‌فرماید: «وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا»
(و، چون بخواهیم شهری را هلاک کنیم، خوش‌گذرانانش را وامی‌داریم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتیجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد؛ پس آن را [یکسره] زیروزبر کنیم.) جامعه‌ای می‌تواند در برابر دشمنان ده‌ها برابر (به‌ظاهر) قدرتمندتر از خود بایستد که اولاً به قدرت خداوند متعال ایمان عمیق داشته باشد و از او یاری بجوید و ثانیاً صف واحدی در برابر دشمن باشد. مشغولیت جامعه به انحرافات فرهنگی و اجتماعی، مقدمه سقوط و فروریختن تمدنی آن است.