جلال الدین فنایی
تحولات زیادی در منطقه ما در حال وقوع است. پس از معاهده پکن که همان عادیسازی روابط ایران و عربستان باشد، مقامات ارشد آمریکا بیش از سه بار به عربستان سفر کردند که آخرینش هفته پیش بود که جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی آمریکا با مقامات عربستان نشستی برگزار کرد. بدیهی است که این سفرها برای منصرف کردن عربستان از نزدیک شدن به ایران و ترغیب عربستان برای ادامه راه گذشتهاش که عادیسازی یا بهتر بگوییم علنیسازی روابط با اسرائیل و ایجاد ائتلاف برای پیشبرد اهداف غرب در این منطقه است. با کنار هم قرار دادن قطعات جورچین، میتوان به یک تصویر کلی از آنچه در اطراف ما میگذرد دست یافت: جنگ عربستان با یمن دچار تحول اساسی نشده است و این امر نشاندهنده آن است که عربستان هنوز منتظر رضایت آمریکا برای پایان دادن به بمباران یمن است. عربستان بازسازی ساختمان سفارت خود در دمشق را تعطیل و آن را رها کرده است. سرعت عادیسازی روابط با ایران را کاهش داده، به نسبت سرعتی که در علنیسازی روابط خود با اسرائیل داشته است. آمریکا مواضع خود را در سوریه مستحکم کرده و نیروهای تحت امر خود در سوریه همچون قسد را با سلاحهایی کارآمدتر مجهز کرده است. آمریکا جنگندههای مختلفی از قبیل اف ۳۵ به منطقه خلیجفارس گسیل کرده و تعهد داده که در تنگه هرمز حضور داشته باشد و کشتیهای مورد نظر خود را اسکورت خواهد کرد. از این قرائن میتوان نتیجه گرفت که ظاهراً بایدن نمیخواهد به عنوان فردی که باعث نزدیکی ایران و عربستان شده و عامل تباه شدن سالها سرمایهگذاری برای تشکیل جبهه ضدایرانی شده، شناخته شود. بایدن تقریباً مطمئن شده که روسیه در اوکراین پیروز میشود و اوکراین تمام مرز خود با دریای سیاه را از دست میدهد. او همچنین میداند که توانایی مقابله مؤثر با چین را هم ندارد. کره شمالی هم کشوری نیست که بتوان مانور زیادی روی آن داد؛ چون کره دیگر کشوری هستهای و قدرتمند با قابلیت سوار کردن کلاهک هستهای روی موشک هست. افزون بر اینها، آمریکا در حال مقابله با بحرانهای سیاسی و اجتماعی داخلی است که مشکلات اقتصادی موجود در جامعه را تشدید کرده؛ بنابراین، بایدن، دنبال چیزی است که به عنوان موفقیت بتواند برای خود ثبت کند. او دنبال کشوری هست که بتواند در مقابلش خودی نشان دهد، و ظاهراً در حال فکر کردن به ایران است. ایران باید در این مقطع، بسیار مقتدر ظاهر شود و برخلاف رویه همیشگی خود، در این مقطع نباید صبر راهبُردی کند؛ چون دقیقاً این همان چیزی است که بایدن در پی آن است. چیزی که در این مقطع زمانی بسیار مهم است، آن است که ایران به دقت تحرکات نیروهای آمریکایی را رصد نماید و آمادگی خود را در حد یک رویارویی محدود و کنترل شده با آمریکا نگاه دارد. نکته مهم دیگر، سرعت در واکنش هست که در این وضعیت فعلی، اهمیت فوقالعادهای دارد. در این مقطع که بایدن به ایران طمع کرده، صبر راهبُردی و حوصله به خرج دادن ایران، به این معنا خواهد بود که بایدن جای درستی را برای خلق موفقیتی برای خود انتخاب کرده است.
