هادی قطبی
من سال ۲۰۱۷ افتخار پیدا کردم در یکی از سخنرانیهای رهبر شهید در تهران شرکت کنم. تحت تأثیر وقار و آرامش او و نوری قرار گرفتم که از چشمانش ساطع میشد. در آن سخنرانی به چالشهای پیش روی ایران و جهان پرداخت. من به طور غیرمستقیم در تلاشهای او برای متقاعد کردن جوانان غربی به تجدید و تعمیق نگاهشان به اسلام هم مشارکت داشتم
شهادت رهبر معظم، میلیونها جوان را در سراسر جهان بیدار کرده است و آنها را به پرسیدن همان دسته از سؤالاتی مجاب کرده که در نامههایش از آنها خواسته بود بپرسند. شهادت رهبر معظم توسط بمبهای یزیدهای معاصر، آخرین نامهی او به جوانان این جهان بود و به خواست خدا این نامه خوانده خواهد شد و به دلها خواهد نشست.
اشاره: دهها شخصیت مستقل بینالمللی در بیانیههای ویدئویی خود، ابعاد معنوی و راهبردی شخصیت شهید آیتالله خامنهای را روایت کرده و بر نقش او در شکست پروژه آمریکایی - صهیونیستی و حمایت از محور مقاومت تأکید کردند. در این مقاله بخش دوم این دیدگاهها را باهم میخوانیم:
جِی. مایکل اسپرینگمن (وکیل، نویسنده، مفسر سیاسی آمریکایی)
من جِی. مایکل اسپرینگمن هستم. وکیل، نویسنده، مفسر سیاسی و دیپلمات سابق آمریکایی. [میخواهم] اندوه و خشم عمیق خودم را ابراز کنم نسبت به آنچه که دولت فاسد، بیکفایت و نامشروع ایالات متحده و اربابش رژیم صهیونیستی که توسط موجودات وحشی و مادون انسان اداره میشود، در حق رهبر معظم، آیتالله خامنهای، روا داشتهاند. او مردی شجاع بود؛ مردی مقتدر بود؛ مردی سرشار از عدالت و حقانیت بود. این را میتوانید در نحوهی حمایت او از محور مقاومت در برابر وحشیهای قاتلی ببینید که غرب آسیا را ویران کردهاند. او مردی بود که از فلسطین حمایت کرد، زمانی که افراد معدودی به نیابت [و در حمایت] از آن کشور ستمدیده سخن میگفتند. مردی بود که حمایتهای ملموس در اختیار محور مقاومت، مقاومت فلسطین و مقاومت در دیگر نقاط منطقه قرار داد.
مردی شجاع بود: با اینکه میدانست آمریکاییهای وحشی و مادون انسانهای رژیمِ بهاصطلاح اسرائیل قرار است به ایران حمله کنند و تا جایی که میتوانند تمام افرادی را که در نقشهای رهبری این کشور هستند، به قتل برسانند، باز هم دفتر کارش را ترک نکرد؛ در جمهوری اسلامی ماند؛ پنهان نشد و به پناهگاهی در یک مکان نامعلوم نرفت. مردی بود که حاضر بود جان خودش و خانوادهاش را به خاطر جمهوری اسلامی، محور مقاومتِ فلسطین، و به خاطر حقیقت و عدالت به خطر بیندازد. مردی بود که پیکرش با عزت فراوان، مراسمی باشکوه، یادبودی بزرگ و اندوهی عمیق به خاک سپرده شد. یک شهید واقعی در راه حقیقت و عدالت بود.
گمان نمیکنم بتوانم چیزی بیش از این بگویم که فراتر از چیدن کلماتِ ساده روی یکدیگر باشد. اما این را اعلام میکنم که من ایالات متحدهی آمریکا را طرد میکنم. این کشور، کشوری وحشی و مادون انسان است که توسط احمقهای تمامعیاری اداره میشود که کارگزاران رژیم اسرائیل هستند. پس باید با رهبر معظم وداع کنم. میدانم که الله از او و همچنین اعضای خانوادهاش در بهشت استقبال کرده است؛ افرادی که توسط افراد فرومایهی ساکن واشینگتن و تلآویو به شهادت رسیدند.
کوین جِی. برت (نویسنده، تحلیلگر سیاسی و اسلامشناس آمریکایی)
حضرت آیتاللهالعظمی علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی [ایران] (الله یرحمه) مردی مهربان، نجیب، معنوی و بسیار باهوش بود. او به عنوان بزرگترین [و بهترین] رهبر یک کشور در عصر خود به خاطر سپرده خواهد شد. «رهبر شهید» در دوران جنگ تحمیلی دههی ۱۹۸۰ به عنوان رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران خدمت کرد و سپس ۳۶ سال و ۸ ماه به عنوان رهبر معظم انقلاب خدمت نمود. وی جمهوری اسلامی ایران را از دوران جوانی تا رسیدن به بلوغ هدایت کرد و ملتی را شکل داد که خود را وقف ایستادگی در دفاع از عدالت در برابر بیعدالتی کرده و حاضر است بهای این کار را نیز بپردازد.
من سال ۲۰۱۷ افتخار پیدا کردم در یکی از سخنرانیهای رهبر شهید در تهران شرکت کنم. تحت تأثیر وقار و آرامش او و نوری قرار گرفتم که از چشمانش ساطع میشد. در آن سخنرانی به چالشهای پیش روی ایران و جهان پرداخت. من به طور غیرمستقیم در تلاشهای او برای متقاعد کردن جوانان غربی به تجدید و تعمیق نگاهشان به اسلام هم مشارکت داشتم. نامههای او به جوانان غرب را در دو تا از کتابهای خودم منتشر کردم، که سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ چاپ شدند. او در نامهی اول پرسیده بود: «چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامهی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایهی تصویرسازیِ غلط از اسلام، تأمین میگردد؟»
نتانیاهو و ترامپ، با به شهادت رساندن آیتاللهالعظمی علی خامنهای به همراه دختر، داماد، نوه و عروسش و همینطور دختران دانشآموز در میناب و بسیاری افراد دیگر، ناخواسته به ترویج آن پیام کمک کردند. میلیونها جوان در سراسر جهان اکنون دارند میپرسند: «چرا این افرادِ بینهایت شیطانی، از رهبر معظم ایران و دینی که او نمایندهی آن است، متنفرند؟ چرا نیروهای حامی نسلکشی، نیروهای بعل [و طاغوت] و نیروهای جفری اپستین اینقدر از این مرد، اصول دینیاش و کشوری احساس خطر میکردند که او بر اساس آن اصول، هدایتش را به عهده داشت؟»
شهادت رهبر معظم، میلیونها جوان را در سراسر جهان بیدار کرده است و آنها را به پرسیدن همان دسته از سؤالاتی مجاب کرده که در نامههایش از آنها خواسته بود بپرسند. شهادت رهبر معظم توسط بمبهای یزیدهای معاصر، آخرین نامهی او به جوانان این جهان بود و به خواست خدا این نامه خوانده خواهد شد و به دلها خواهد نشست.
خاخام «ییسروئل دووید وایس» (سخنگوی اتحاد یهودیان ضد صهیونیسم)
پیام من، پیام تسلیت است به شهروندان بزرگِ جمهوری اسلامی ایران و به مردم سراسر جهان که گرد هم آمدهاند تا برای ترور غمانگیز رهبر معظم، آیتالله خامنهای، به دست دولت صهیونیست اسرائیل، رژیم صهیونیستی و جنبش صهیونیسم عزاداری کنند. ما به عنوان یهودیان سراسر جهان که به تورات وفادار هستیم، جنبش شیطانی صهیونیسم را با شدیدترین لحن ممکن محکوم میکنیم؛ جنبشی که از روز نخست در برابر خداوند قادر متعال طغیان کرده، و خونریزی و رنج را برای مردم جهان به بار آورده؛ مردم فلسطین اشغالی، مردم لبنان، مردم سوریه، مردم یمن، مردم ایران و هر کسی و هر چیزی که آن را لمس کردهاند.
جمهوری اسلامی ایران، از همان ابتدا، در دوران آیتالله خمینی، بهصراحت میان «یهودیت» و «صهیونیسم» تمایز قائل شده است. آیتالله خمینی بهروشنی اعلام کرد که به یهودیانِ وفادار به خداوند و تورات احترام میگذارد و از آنها دفاع میکند. گفت که به هیچ وجه هیچگونه تعارضی با پیروان آیین یهود ندارد و همانطور که گفتم، از آنها دفاع میکند. تنها مشکل او با یهودیتِ دروغین، وحشتناک، شیطانی، صهیونیستی، خبیث و مادیگرایی است که فلسطین را تسخیر کرده.
در خود سرزمین ایران، چنانکه من و همکارانم شخصاً افتخار چندین بار سفر به آنجا را داشتیم، دیدیم که جامعهی یهودی چهقدر زیبا توانسته در صلح و آرامش در کشور فوقالعادهی جمهوری اسلامی ایران زندگی کند و به مناسک مذهبی خود بپردازد. در این چند ده سال رهبری آیتالله خامنهای هم دیدیم که او با شفقت و نیکوکاری ایستادگی کرد و همواره نگران ستمدیدگان بود و از آنها حمایت کرد و هرگز در قبال رنج مردم در فلسطین، چه مسلمان و چه یهودی، سکوت نکرد. همیشه چفیه بر دوش میانداخت تا آن رنج را یادآوری کند. به همین دلیل هم صهیونیستها او را ترور کردند. ما به عنوان یهودیان، در کنار مردم جمهوری اسلامی ایران درد میکشیم و رنج میبریم.
به درگاه قادر متعال دعا میکنیم که خداوند به پاس اقدامات فوقالعادهاش، به خاطر تمام کارهایی که برای مردم فلسطین انجام داد و برای برادران من یعنی یهودیان ایران و به خاطر آنچه برای تمام شهروندان و مردم ایران و سراسر جهان انجام داد، به او پاداش دهد و انشاءالله خداوند قادر متعال کمک کند تا امروز، رهبر جدید و فرزند او از سلامتی کامل و طول عمر با برکت برخوردار شود و ملت جمهوری اسلامی ایران، امروز تحت رهبری او بتواند به مسیر خود ادامه دهد و شکوفا شود و صلح و آرامش در سراسر جهان برقرار گردد و جهان بفهمد عامل تمام این رنجها فقط صهیونیسم بوده.