این زمان دیگر اصلاً دوران کار فردی گذشته است. امروزه وقتی کاری میخواهد در جامعه انجام بگیرد، اصلاً باید کار جمعی باشد؛ یعنی بین کار فردی و کار جمعی آنقدر فاصله هست که برای کار فردی در مقابل کار جمعی اصلاً نمیشود اثری قائل شد و قابل مقایسه نیستند.
خدا نمیخواهد که انسانها نسبت به انسانهای دیگر بیتفاوت باشند. راجع به انجام وظایف و تکالیف دیگران، افراد دیگر هم نوعی مسئولیت دارند. اگر جاهل هستند باید تعلیمشان دهند؛ اگر غافل هستند باید متنبهشان کنند؛ اگر عاصی هستند باید امر و نهیشان کنند.
در قانون اساسیمان آمده است که نظر ولیفقیه، فوق همه اینهاست و اعتبار همه اینها به امضای اوست. فرضاً اگر این مطلب در قانون اساسی ما هم نیامده بود، اعتقاد دینی ما این است.
مسئله ولایت یک چیزی است که رابطه قلبی انسان را با یک موجود آگاه که حالا انسان باشد، فرشته باشد یا خود خدا باشد برقرار میکند تا آدم بهوسیله این ارتباط بتواند از برکات او بهتر استفاده کند یا در اثر نزدیک شدن به آثار شر او، بیشتر سقوط کند.
عالیترین مرتبه شکر این نعمتها نصیب کسانی شده باشد که علاوه بر اینکه این نعمتها را خوب فرا گرفتند و خوب به کار بستند سعی میکنند اینها را به دیگران منتقل کنند و دیگران را از این نعمتها بهرهمند سازند.
دو نوع فعالیت برای ما لازم است؛ یکی فعالیت در جهت شناخت حق، با انس گرفتن و ارتباط گرفتن با عالمان صالح، یکی هم باید در جهت شناخت باطل فعالیت داشته باشیم تا مواظب باشیم به دام آنها نیفتیم
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلاً خلاصه یکی دیگر از سخنرانیهای علامه مصباح (ره) تقدیم شده است.
--------------------------------
رسانههای مجازی؛ ابزار پیچیده دشمنی دشمنان انقلاب
از اول انقلاب؛ بلکه از آغاز نهضت اسلامی ایران، دشمنی شیاطین بزرگ و کوچک علیه اسلام و انقلاب اسلامی به صورتهای مختلفی وجود داشته و این دشمنی از زمان پیروزی انقلاب اسلامی به اوج خود رسید. امروز دشمنان در طول دهه اخیر فعالیتهای خود را بر فضای مجازی متمرکز کردهاند.
هر کسی باید توان خود را ارزیابی کند و ببیند برای کدام عنصر بهتر است؛ آیا در کار اقتصادی موفقتر است یا در کار فرهنگی؟ ولی یکی از این دو کار را بهعنوان یک کار اضافه یا ساعت فوق برنامه کاری خود برگزیند یا دستکم بخشی از ساعت کاری خود را به این کار اختصاص دهد.
انسان از آن وقتی که شخصیت قابلتوجهی پیدا کند و به تعبیر فرهنگ عمومی ما، بالغ شود، مسئولیت او نیز آغاز میشود. زمان رسیدن به حد بلوغ و زمان مسئول شدن، با هم شروع میشود. هر اندازه توان او بیشتر باشد، مسئولیت او بیشتر است. در کنار بهرههایی که از ظرفیتهای طبیعی، اجتماعی، عقلانی و سیاسی جامعه میبرد، مسئولیتهایی دارد و باید آنها را انجام دهد. آن جامعهای جامعه بالغ و مطلوب است که هر فردی در جامعه به اندازه بهرهمندیاش از جامعه، به جامعه بهره برساند؛ یعنی باید بین استفاده و افاده، تعادل برقرار باشد.