9. تا میگویم شما آدم خوبی هستید، شما میگویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همینطور است. تا به خدا میگویید خدایا تو غفاری، تو ستاری، تو رحمانی و… خدا میفرماید خودت غفاری، خودت ستاری، خودت رحمانی و…. کار محبت همین است.
10. با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل میشود. بعد عادت به عبادت منجر میشود. عبادت هم معرفت ایجاد میکند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود میآید و نهایتاً به ولایت منجر میشود.
1- هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد و راهبندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته یار است.
2- زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی میشود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
استوارسازی این رشتهها با کلیگویی به دست نمیآید. باید نمونههای عملی و مصداقهای خاص و روشن ارائه شود، تا مرزهای دوستی و پیوندهای عاطفی استوارتر گردد و پایدار بماند. «سلام» و دست دادن یکی از این امور است.
سلام، چراغ سبز آشنایی است.
وقتی دو نفر به هم میرسند، نگاهها که به هم میافتد، چهرهها که رو در رو قرار میگیرد، نخستین علامت صداقت و مودت و برادری، «سلام دادن» است و در پی آن، دست دادن و «مصافحه».
یکی از ارزشهای والای انسانی، همدردی با دیگران است. روحهای کوچک، همیشه درد تن خودشان را احساس میکنند و در پی درمان آن هستند و به درد دیگران کاری ندارند. اگر دردمندی به آنها مراجعه کند، با کمال خونسردی میگویند این درد و مشکل شماست و ربطی به من ندارد. ولی روحهای بزرگ، با وجود فراهم بودن همه امکانات، تنها به برطرف شدن مشکل خودشان قانع نیستند. روح آنها، روح همه بدنهاست و درد همه را احساس میکنند و به قول سعدی:
من از بینوایی نیم روی زرد / غم بینوایان رخم زرد کرد
روایات نیز جامعه انسانی را به یک پیکره تشبیه کردهاند. امام باقر علیهالسلام فرمودند:
وظایف و تکالیف افراد به تناسب جایگاه و موقعیتی که دارند، متفاوت است.
وظیفه نیکی کننده:
در آداب معاشرت گفته شده که هیچگونه چشم داشتی در ازای نیکی به دیگران نداشته باشند.
امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند: «اگر به کسی خوبی کنی، در واقع خودت را گرامی داشتهای و به خودت آبرو دادهای؛ پس شکر آنچه برای خودت انجام دادهای را از دیگران طلب نکن».
رعایت اصل ترحم و مهرورزی، هرگز مشروط به اسلام و ایمان نیست و در نگاه دین تأکید شده است که حتی نسبت به غیر مسلمان نیز باید ترحم نمود.
در احوالات مرحوم «حاج شیخ مجتبی قزوینی» نوشتهاند: ایشان فرموده بود:
زمانی که من در اصفهان درس میخواندم، سال قحطی و گرسنگی سختی پیش آمد و ما طلبهها در مدرسه به سختی به سر میبردیم، به طوری که گاهی از گرسنگی ضعف شدیدی بر ما عارض میشد. روزی شنیدیم که بیرون شهر شتری را نحر کردهاند و گوشتش را پخش میکنند، من هم رفتم و خلاصه در آخر مقدار کمی از آن گوشت نصیب من شد.