هنگامی که در زندگی پیشوایان بزرگ اسلام دقت میکنیم، میبینیم دقیقترین نکات مربوط به ادب را، ـ حتی با افراد کوچک ـ رعایت میکردند. اصولاً دین، مجموعهای است از آداب: ادب در برابر خدا، ادب در مقابل پیامبر (صلی الله علیه وآله) و پیشوایان معصوم (علیهمالسلام)، ادب در مقابل استاد و معلم، و پدر و مادر، و عالم و دانشمند.
حتی دقت در آیات قرآن مجید، نشان میدهد، خداوند با آن عظمت مقام، هنگامی که با بندگان خود سخن میگوید، آداب را کاملاً رعایت میکند! جایی که چنین است، تکلیف مردم در مقابل خدا و پیغمبرش روشن است.
ممکن است برخی از خوانندگان گرامی، شیوه کار توأم با تحصیل را در دهههای ۵۰ و ۶۰ به خاطر داشته باشند. عرف رایج آن زمان ایجاب میکرد که دانشآموز هنگام تحصیل یا فصل تابستان مشغول کاری شده، علاوه بر غنیسازی اوقات فراغت، هم حرفهای را یاد بگیرد و هم به قدر سهم خویش، به اقتصاد خانواده کمک کند. آن شیوه رایج، امروزه منسوخ شده و خانوادهها چنین امری را مغایر با ارزشها و آزادیهای متداول نوجوان و جوان تلقی میکنند.
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إذا أتاکُم کَریمُ قَومٍ فَأَکرِموهُ. (کافی ج ۲ ص ۶۵۹) هرگاه بزرگ قومی بر شما وارد شد، گرامیاش بدارید.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جَاءَ رَجُلَانِ إِلَى النَّبِيِّ شَیْخٌ وَ شَابٌّ فَتَكَلَّمَ الشَّابُّ قَبْلَ الشَّيْخِ فَقَالَ النَّبِيُّ الْکَبِيرُ الْکَبِيرُ. (مشکاة الأنوار ص ۱۶۸) دو نفر خدمت حضرت رسول (صلی اللَّه علیه و آله) آمدند. یکی پیرمرد و دیگری جوان بود. جوان قبل از پیر به سخن آمد. رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) فرمودند: اول بزرگ! بزرگ!
هر یک از ادب و بیادبی نشانهایی دارد. شناخت ادب هم جز با توجه به نمودهای بیادبی میسر نمیگردد. این نمودها و نشانهها و علایم، هم در گفتار نمایان است، هم در رفتار و برخورد.
از نصوص قولی و سیره پیامبر گرامی اسلام، میتوان گفت که خنده، شوخی و تفریح در اسلام امر شرعی به شمار میآید و این به دلیل نیاز فطری انسان است که در مقابل سختیهای زندگی و آلام و مصیبتها با بعضی از سرگرمیها و تفریحها غمهای زندگی خود را سبک سازد.
امیرالمومنین علی (علیهالسلام) میفرمایند: «إِنَ الْقُلُوبَ تَمَلُ کَمَا تَمَلُ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكْمَة» (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج67؛ ص61)؛ دلها همچون بدنها خسته میشوند، با لطیفهها به آنها استراحت دهید.
در فرهنگ وحی از زن به عظمت یاد شده و اختصاصی به قرآن ندارد؛ بلکه در انجیل، تورات و صحف خلیل اللّه نیز مطرح بوده است. با فرشتگان تکلم نمودن و بشارت آنها را دریافت کردن، سخن خویش را با آنها در میان گذاشتن، و سخن آنان را شنیدن، اینها همه مواردی است که زن نیز همانند مرد در همه این صحنهها سهیم بوده و اگر پدر پیامبری، با ملائکه سخن میگوید، مادر پیامبر نیز، با آنها گفتگو دارد.