امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

از حکمرانی تا روایت‌سازی؛ نقش دولت در مواجهه با جنگ شناختی

محمد ملک‌زاده

 

در نیمه اول شهریورماه، هر سال که به یاد شهیدان والامقام، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر به هفته دولت نام‌گذاری شده و نمادی از ساده‌زیستی، مسئولیت‌پذیری، صداقت و تلاش خستگی‌ناپذیر در مسیر پیشرفت ایران اسلامی به شمار می‌آید، فرصتی برای بازخوانی نقش و مسئولیت دولت در عرصه‌های مختلف حکمرانی و نیز تبیین دستاوردها، چالش‌ها و چشم‌اندازهای پیش‌روی نظام اجرایی کشور است. اما در شرایط حساس کنونی، مسئولیت دولت دیگر صرفاً به تأمین خدمات عمومی، مدیریت اقتصادی و اجرای سیاست‌های داخلی محدود نمی‌شود؛ بلکه حفظ سرمایه اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و مدیریت افکار عمومی نیز به یکی از ارکان اساسی حکمرانی تبدیل شده است. در این میان، جنگ شناختی یکی از مهم‌ترین عرصه‌های منازعه در جهان امروز است. در جنگ شناختی، هدف اصلی صرفاً تصرف سرزمین یا تخریب زیرساخت‌ها نیست؛ بلکه تلاش می‌شود ادراک، باور، محاسبات، احساسات و رفتار جامعه هدف تحت تأثیر قرار گیرد. ایجاد بی‌اعتمادی میان مردم و حاکمیت، بزرگ‌نمایی ضعف‌ها و کمبودها، تحریف واقعیت‌ها، ایجاد احساس ناتوانی و ناامیدی، از جمله شیوه‌هایی است که می‌تواند قدرت ملی یک کشور را از درون تحت تأثیر قرار دهد.
از این منظر، دولت که در خط مقدم مواجهه با بخشی از جنگ شناختی قرار دارد، به طریق اولی نباید روایتگر ضعف‌ها باشد؛ زیرا عملکرد، گفتار و نحوه ارتباط دولت با مردم، مستقیماً بر ادراک عمومی از کارآمدی نظام حکمرانی اثر می‌گذارد. در این شرایط وظیفه دولت، شفافیت، صداقت در اطلاع‌رسانی، پاسخگویی، حضور فعال در عرصه رسانه‌ای، تبیین واقعیت‌ها، مقابله با شایعات و روایت‌های جعلی و مهم‌تر از همه، حل واقعی مسائل مردم است که می‌تواند نقش مهمی در خنثی‌سازی عملیات شناختی دشمن داشته باشد.
یکی از آسیب‌پذیری‌های اصلی هر جامعه در برابر جنگ شناختی، کاهش اعتماد عمومی است. وقتی مردم در برابر آمارهای متناقض، وعده‌های عمل نشده، یا حتی اظهار ضعف مسئولان دولت نسبت به حل مشکلات مردم قرار می‌گیرند، اعتماد و امیدشان به آینده خدشه‌دار می‌شود. در این شرایط هر شایعه‌ای الزاماً نیاز به اثبات ندارد؛ کافی است با پیش‌فرض‌های موجود در جامعه سازگار باشد.
بنابراین، هفته دولت را می‌توان فرصتی برای طرح این پرسش اساسی دانست که دولت در برابر جنگ شناختی چه مسئولیتی دارد و چگونه می‌تواند با تقویت اعتماد عمومی، ارتقای سرمایه اجتماعی و افزایش کارآمدی حکمرانی، قدرت شناختی و تاب‌آوری جامعه را افزایش دهد؟ پاسخ به این پرسش مستلزم آن است که مبارزه با جنگ شناختی صرفاً به فعالیت‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای تقلیل داده نشود؛ بلکه به‌عنوان بخشی از حکمرانی مؤثر، از طریق ترکیبی از کارآمدی، صداقت، شفافیت، کنترل فضای مجازی، ارتباط مستمر با مردم، اقناع افکار عمومی و حل مسائل واقعی جامعه دنبال شود. در حقیقت، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های مسئولیت دولت در شرایط جنگ شناختی، حفظ پیوند اعتماد میان مردم و حاکمیت است؛ پیوندی که هرچه مستحکم‌تر باشد، جامعه در برابر شایعه، تحریف، عملیات روانی و روایت‌سازی‌های مخرب، از قدرت مقاومت بیشتری برخوردار خواهد بود. از این منظر، هفته دولت فرصتی است برای تأکید بر این واقعیت که کارآمدی دولت، خود بخشی از قدرت ملی و یکی از مهم‌ترین ابزارهای مقابله با جنگ شناختی است.
از همین‌جا، نقش آموزش سواد رسانه‌ای و سواد شناختی نیز اهمیت پیدا می‌کند. دولت باید از آموزش مهارت‌هایی مانند تشخیص منبع معتبر، راستی‌آزمایی اطلاعات، شناسایی تکنیک‌های دستکاری روانی و شناخت اخبار جعلی حمایت کند. شهروند آگاه، مهم‌ترین خط دفاعی در برابر عملیات شناختی است. در کنار این اقدامات، دولت باید ظرفیت خود را برای پایش فضای اطلاعاتی و شناسایی سریع روایت‌های جعلی افزایش دهد؛ هدف، شناخت تهدیدهای اطلاعاتی و فراهم‌کردن امکان واکنش سریع، مستند و اقناع‌کننده است.
واقعیت مهم دیگر این است که در جنگ شناختی، سرعت واکنش اهمیت زیادی دارد؛ اما اعتبار از سرعت مهم‌تر است. در نهایت، باید پذیرفت که بهترین دفاع در برابر جنگ شناختی، صرفاً تولید محتوای بیشتر نیست؛ ساختن حکمرانی بهتر است. کاهش فاصله میان وعده و عمل، مبارزه واقعی با فساد، پاسخ‌گویی مسئولان، کاهش تبعیض، بهبود کیفیت خدمات عمومی و شنیدن مطالبات جامعه، همگی بخشی از قدرت شناختی یک کشور هستند. دولتی که عملکرد قابل دفاعی دارد، برای اقناع افکار عمومی به تبلیغات گسترده نیاز کمتری خواهد داشت.
در عصر جنگ‌های شناختی، امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که مردم صرفاً مخاطب سیاست‌های دولت نباشند؛ بلکه شریک آگاه و برخوردار از حق انتخاب در مواجهه با اطلاعات و بحران‌ها باشند. سرمایه اصلی دولت در این میدان، نه حجم تبلیغات؛ بلکه اعتماد عمومی است؛ سرمایه‌ای که اگر حفظ شود، بسیاری از عملیات‌های شناختی پیش از آنکه به بحران اجتماعی تبدیل شوند، خنثی خواهند شد.