تلاقی تحولات خونین اخیر، تجاوز آشکار جبهه متخاصم به حریم کشور و شهادت قائد شهید، بالاترین مقام عالی کشور در کنار صدها تن از مردم بیگناه، با فرا رسیدن موعد اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دستگاه سیاست خارجی و کانون تصمیمگیری نظام را در برابر یک دوراهی راهبردی قرار داده است: آیا رئیسجمهور باید در قلب قلمرو حامیان تجاوز حاضر شود یا منطق شرایط جنگی، بازتعریفِ میدانِ کنشگری را ایجاب میکند؟
برای پاسخ به این پرسش، تفکیک دو رویکرد کلان در روانشناسی سیاست و موازنه قدرت ضروری است: