متاورس (Metaverse) یک فضای دیجیتال سهبعدی و اشتراکی است که هدف آن ترکیب واقعیت فیزیکی با واقعیت مجازی برای ایجاد تجربهای همهجانبه از تعامل، کار و سرگرمی است. این مفهوم فراتر از یک بازی یا پلتفرم واحد است و به عنوان «اینترنت نسل بعدی» یا «اینترنت تجسمیافته» شناخته میشود که در آن کاربران به جای تماشای صفحه، درون تجربه زندگی میکنند.
در متاورس، دو مسئله «هویت» و «امنیت اخلاقی» عمیقاً به هم گره خوردهاند. آواتار شما فقط یک تصویر نیست؛ به گفته پژوهشگران، این آواتار یک «افزونه عاطفی» از خودِ شماست که میتواند مستقل از کنترل هوشیارتان عمل کند و همین موضوع، مرز بین آسیب مجازی و واقعی را محو میکند.
بحران هویت: وقتی «من» چندپاره میشود
متاورس به کاربران اجازه میدهد هویتهای متعدد و متفاوتی برای خود بسازند. این «تمایل به چندشخصیتی» باعث میشود افراد در محیطهای ناشناس، آواتارهایی بسیار متفاوت از خود واقعیشان بسازند. این موضوع هم فرصت است (آزمایش جنبههای پنهان شخصیت) و هم خطر:
- جعل هویت و کلونسازی دیجیتال: آواتار شما میتواند شامل اطلاعات بیومتریک، رفتاری و عاطفی باشد. این دادهها میتوانند دزدیده شده و برای ساخت یک «همزاد دیجیتال» جعلی از شما استفاده شوند که به نام شما رفتارهای مخرب انجام میدهد.
- استثمار عاطفی: آواتارها به قدری به هویت فرد گره میخورند که تحت نظارت و استخراج داده قرار میگیرند. این پدیده به عنوان «استعمار داده» شناخته میشود که در آن پلتفرمها از طریق استخراج دادههای رفتاری، ادراک و تعاملات کاربران را شکل میدهند و نوعی «استعمار شناختی» ایجاد میکنند.
- از خودبیگانگی: وقتی هویت واقعی و مجازی بیش از حد از هم فاصله بگیرند، ممکن است فرد دچار تعارض روانی شود. این فاصله میتواند به احساس نارضایتی و چالشهای روانی منجر شود.
امنیت اخلاقی: قلمرو بیقانون و آسیبهای جنسیتی
بزرگترین چالش اخلاقی متاورس، آنومی یا بیقانونی است. فضاهای VR باز، فاقد حاکمیت مؤثر هستند و ناشناس بودن، کارایی مجازاتهای اجتماعی سنتی را از بین میبرد. این شرایط مثل «حلقه ژوگیس» افلاطون است که در آن نامرئی بودن، رفتارهای غیراخلاقی را بدون پیامد ممکن میسازد.
- آزار و اذیت جنسیتی به شکلی سامانمند در متاورس وجود دارد و بر اساس یک مطالعه مروری، زنان، افراد غیرباینری و کاربران LGBTQ+ به طور نامتناسبی با آزار کلامی، تعرض جنسی مبتنی بر آواتار، دوکسینگ و طرد سامانمند مواجه میشوند.
- تعرض جنسی مجازی: این پدیده شامل تعرض جنسی غیرتماسی است. در یک حادثه واقعی، محققی به نام نینا پاتل گزارش داد که سه آواتار مرد او را احاطه کرده و شروع به لمس سینههای آواتارش و فشار دادن بدن خود به او کردند، در حالی که میگفتند «تو خودت میخواهی». قربانیان گزارش میدهند که بدن فیزیکیشان واکنش نشان میدهد و وارد حالت «جنگ یا گریز» میشوند.
- شکاف بین آسیب منفی و ارتباط مثبت: تحقیقات نشان میدهد یک «عدم تقارن تکاندهنده» وجود دارد. تجربیات منفی مثل حملات کلامی به شدت «واقعی» حس میشوند، اما تجربیات مثبت و خنثی هرگز به همان عمق از حضور و ارتباط عاطفی نمیرسند. به عبارت دیگر، متاورس در انتقال درد و آسیب بسیار ماهرتر از انتقال همدلی و ارتباط است.
- ناکافی بودن ابزارهای حفاظتی: پلتفرمها ابزارهایی مثل «حباب فضای شخصی» را برای جلوگیری از نزدیک شدن بیش از حد آواتارها معرفی کردهاند. اما این ابزارها با مشکلات جدی روبرو هستند: در برخی پلتفرمها، کاربران باید خودشان این قابلیت را پیدا و فعال کنند و به دلیل پیچیدگی منوها، بسیاری از آن استفاده نمیکنند. این طراحی، مسئولیت حفاظت را بر دوش خودِ قربانی میاندازد که از منظر نقد فمینیستی، رویکردی ناکارآمد است.