امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

نشانه‌های «بازدارندگان ترسان»

احمدحسین شریفی
 
قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَ لا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاَّ قَلِيلاً أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى‌ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً (احزاب، ۱۸-۱۹) خداوند كسانى كه مردم را از جنگ باز مى‌داشتند و كسانى را كه به برادران خود مى‌گفتند به سوى ما بيائید (و خود را از معركه بيرون كشيد) به خوبى می‌شناسد. آن‌ها (مردمى ضعيفند و) جز به مقدار كمى کارزار نمى‌كنند. آن‌ها در همه چيز نسبت به شما بخيلند، و هنگامى كه لحظات ترس و بحرانى پيش آید مشاهده مى‌كنی آنچنان به تو نگاه مى‌كنند و چشم‌هايشان در حدقه مى‌چرخد كه گويى می‌خواهند قالب تهى كنند! اما هنگامى كه حالت خوف و ترس فرو نشست، زبان‌هاى تند و خشن خود را با انبوهى از خشم و عصبانيت بر شما مى‌گشايند (و سهم خود را از غنائم مطالبه مى‌كنند!) در حالى كه در آن نيز حريص و بخيلند. آن‌ها هرگز ايمان نياورده‌اند؛ لذا خداوند اعمالشان را حبط و نابود كرد و اين كار بر خدا آسان است.
 معوقین یا بازدارندگان ترسان کسانی‌اند که هم خود به بهانه‌های مختلف از رویارویی با دشمنان کناره‌ می‌گیرند و هم دیگران را تشویق به کناره‌گیری می‌کنند.
هم خود از جهاد و مبارزه می‌ترسند و هم دیگران را می‌ترسانند.
هم خود اهل مقاومت در برابر دشمنان نیستند و هم دیگران را از مقاومت می‌ترسانند. 
هم خود به دنبال سازش با دشمنان دین هستند و هم دیگران را به سازش و تسلیم دعوت می‌کنند.
این‌ها حتی اگر در صحنه جنگ هم حاضر شوند، چنان بصیرت و معرفتی ندارند که عمق دشمنی دشمنان را درک کنند؛ به همین دلیل خیلی سریع از مواجهه خسته می‌شوند و با تبلیغات سوء می‌کوشند دیگر مجاهدان و رزمندگان را هم ناامید کنند. دائماً از خطرات جنگ سخن می‌گویند. پرچم دروغین صلح و دوستی را بلند می‌کنند! بعضاً با شعار صلح شرافتمندانه می‌کوشند بر ترس و وادادگی خود سرپوش نهند.
قرآن این‌ها را «مُعَوِّق» می‌نامد. از ماده «عَوق» به معنای بازداشتن و منصرف کردن از چیزی. 
قرآن کریم عامل اصلی این روحیه را رذیله اخلاقی «بخل» می‌داند؛ اینان نه تنها اهل جود و سخاوت نیستند؛ بلکه افرادی بخیل‌اند. نسبت به بذل مال و جان و هر نوع کمکی نسبت به جبهه حق به شدت تنگ‌چشم و خسیس و بخیل‌اند.
از دیگر ویژگی‌های اینان آن است که در هنگامه نبرد واقعاً دچار ترس و دلهره و وحشت می‌شوند. به گونه‌ای که از شدت وحشت همچون محتضر در بستر مرگ می‌مانند که ترس و وحشت سراسر وجودشان را فرا گرفته است: «فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ کَالَّذِي یُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ»؛ اما همینکه نائره نبرد، قدری فروکش می‌کند و وضعیت عادی می‌شود، زبان‌درازتر و پرتوقع‌تر از دیگران وارد میدان می‌شوند! چنان که گویی فاتح اصلی نبرد بوده‌اند! و اهداف شوم و پلید خود را مجدداً و در قالب‌های نوینی دنبال می‌کنند: «فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ»
(سلق بر وزن خلق، به معنای گشودن چیزی با خشم و عصبانیت)
قرآن کریم در آیات فوق‌الذکر می‌فرماید همه این ویژگی‌ها و آن بخل و تنگ‌چشمی نسبت به بذل مال و جان در راه حق، معلول ضعف در ایمان یا بی‌ایمانی آن‌هاست: «أُولئِكَ لَمْ یُؤْمِنُوا». به همین دلیل حتی اگر کار خیری هم انجام داده باشند، هیچ سودی به حالشان ندارد. «فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ» زیرا شرط سودبخشی و ارزشمندی عمل نیک، آن است که با انگیزه نیک و برای خدا انجام گیرد.