حوادث تلخ و غمبار دیماه ۱۴۰۴ و سکوت ننگین و خفتبار برخی افراد و جریانهای فکری و سیاسی در قبال این رخدادهای بیسابقه و نیز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در «جنگ تحمیلی سوم»، لکههای سیاه و ننگینی است که هیچگاه از خاطره ملت ایران محو نخواهد شد.
اقداماتی که با هدف براندازی و ضربه به کیان کشور صورت گرفت؛ اما خوشبختانه با واکنش قاطع دستگاه قضا و اجرای احکام قانونی همراه شد. اما آنچه در این میان تعجبآور است، نه اصل تقابل با دشمن، که «واکنش غیرمنتظره» برخی چهرههای معمم است که با نادیده گرفتن ماهیت بیرحمانه اقدامات کودتاگران، در مقامِ مدافع آنان برآمدهاند!
در دوران اخیر برخی از روشنفکرنمایان، علیه شعائر و مناسک دینی به شدت موضعگیری کردهاند. آنان همه تلاش خود را در جهت «تبلیغ دیانت بدون مناسک»، از یک طرف، و «تخریب وجهه شعائری دین»، از طرف دیگر، به کار گرفتهاند؛ اما موفقیت چندانی نداشتهاند. علیرغم هجمههای بیسابقه، دین و دینداری با قوت در همه لایههای معرفتی و شعائری خود در حال پیشرفت است.
حقیقت آن است که دین منهای شعائر و مناسک نمیتواند ماندگار شود. به همین دلیل، «مناسکستیزی»، چهره دیگری از «دینستیزی» است.
در تاریخ تمدنها، شکوهِ یک ملت معمولاً با فتح سرزمینها یا انباشتن ثروتها سنجیده میشود؛ اما در تمدن حق، شکوه یک ملت با میزان «خوندلی»هایی سنجیده میشود که در راه حفظ هویت و استقلال، صرف شده است. امروز که به تماشای شکوه ملی ایران، ایستادگی بیباکانه در برابر قدرتهای اتمی و اقتدار علمی این سرزمین مینشینیم، تنها یک حقیقت در ذهن متبادر میشود و آن این است که این شکوه، تصادفی نیست؛ این شکوه، «میراث» امامت یک امام است. میراثِ ۳۷ سال خوندلی که در راه صیقل دادن روح مردم این خاک، صرف شد و تلخیها و سختیهای این مسیر با جان و دل، طی شد.
حفظ مصالح کشور، حفظ استقلال کشور و بلکه ارتقای جایگاه ایران اسلامی از مهمترین وظایف و شئون ولی فقیه است. تاریخ انقلاب نشان داده است که علیرغم وجود دولتهای واداده و غربگرا، تنها عامل و حافظ شرافت و عزت ملت، ولی فقیه بوده است. علیرغم وجود دولتهای بیاعتقاد به تواناییهای داخلی و وجود مدیرانی که به بهانه تأمین امنیت کشور حتی تهیة غذا قطارها را هم به شرکتهای خارجی واگذار میکردند، تنها کسی که از صمیم قلب به «ما میتوانیم» باور داشت و همین روحیه را به ملت القاء کرد و در جان آنان نهادینه کرد، ولی فقیه بود. تنها کسی که دغدغه «ملتسازی» و «امتسازی» و «ایران قوی» را داشت، امام شهیدمان بود.
کسی، نامهای به امام حسین (علیهالسلام) نوشت. درخواست موعظهای کوتاه داشت؛ موعظهای که مسیر سعادت دنیا و آخرت را برای او ترسیم کند.
امام (علیهالسلام) هم اجابت کردند. در پاسخ، یک قاعده کلی را بیان کردند:
«مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِيءِ مَا يَحْذَرُ؛ هر کس چیزی را با نافرمانیِ خدا طلب کند، هم از امیدش دورتر میشود و هم به آنچه میترسد، سریعتر میرسد».
«هیچگونه عوارضی در تنگه هرمز در طول دوره ۶۰ روزه آتشبس وجود نخواهد داشت و پس از پایان این دوره ۶۰ روزه نیز هیچ عوارضی دریافت نخواهد شد، مگر اینکه توسط و برای ایالات متحده آمریکا وضع شود؛ این امر در صورتی خواهد بود که توافق نهایی حاصل نگردد و این عوارض به عنوان حقالزحمه خدمات ارائهشده توسط ایالات متحده در نقش فرشته نگهبان برای کشورهای خاورمیانه، جهت بازپرداخت هزینههای گذشته، حال و آینده دریافت خواهد شد.»
در روزهای اخیر فرصتی دست داد تا نوشتههای دو ماه گذشته پارهای از مدعیان بزرگ روشنفکری در کشور را مرور کنم. خلاصه مهمترین مسائل و ایدههای مورد بحث آنها عبارت است از: