کمتر رذیلهی اخلاقی یافت میشود که قابل درمان و اصلاح نباشد. یکی از مهمترین کارویژههای پیامبران و اولیای الهی و عارفان و عالمان اخلاق، شناخت و تبیین رذایل اخلاقی و ارائه نسخهها و راههایی برای زدودن آنها و جایگزین کردن آنها با فضیلتهای اخلاقی است.
در عین حال، برخی از رذایل اخلاقی به این سادگی قابل درمان نیستند و شاید اصلاً قابل درمان نباشند. یکی از این رذیلتها، رذیله «حماقت» است !
یکی از بزرگترین دردها این است که در سالهای اخیر، هر زمان که از ضرورت توجه به ارزشهای اجتماعی اسلام (مثل حجاب و امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود اسلامی علیه مجرمان و...) سخنی به میان آمده است، عدهای از متلبسان به لباس روحانیت، بلافاصله به میدان آمده و در لباس دین و با زبان دین، علیه هر گونه اقدامی در جهت تحقق ارزشهای اجتماعی دین، موضعگیری کرده و میکنند!
یک. بر اساس ماده ۹۳ فصل ۲۰ برنامه هفتم پیشرفت، نهاد علم در ایران باید به گونهای برنامهریزی کند که در پایان برنامه (سال ۱۴۰۸) باید ۲۰ دانشگاه ایران، در یکی از نظامهای رتبهبندی معتبر بینالمللی با رتبه زیر ۵۰۰ قرار گیرند.
دو. یکی از معتبرترین نظامهای رتبهبندی دانشگاهها در جهان، نظام رتبهبندی شانگهای است که با توجه به دادههای موجود در پایگاههای علمی جهان، هر ساله بر اساس پنج مؤلفه، دانشگاههای جهان را بررسی و رتبهبندی میکند:
مدتی است افراد و جریانهای غربگرا و لیبرالهای لانهکرده در بدنه نظام به اَشکال مختلف دنبال محدود کردن اختیارات ولی فقیه در مسائل کلان کشوری هستند! مشخصاً درباره واگذاری مسئولیتهای رهبری در مسائلی مثل جنگ و صلح، مذاکره و سیاست خارجی به بخشهای دیگری مثل شعام و امثال آن هستند!
این اقدامات قطعاً ادامه همان خط سیری است که رهبر لیبرالهای ایرانی؛ یعنی مهندس بازرگان، و شاگردان و دلدادگان لیبرال او، از ابتدای انقلاب تاکنون دنبال کردهاند.
در دوران اخیر برخی از روشنفکرنمایان، علیه شعائر و مناسک دینی به شدت موضعگیری کردهاند. آنان همه تلاش خود را در جهت «تبلیغ دیانت بدون مناسک»، از یک طرف، و «تخریب وجهه شعائری دین»، از طرف دیگر، به کار گرفتهاند؛ اما موفقیت چندانی نداشتهاند. علیرغم هجمههای بیسابقه، دین و دینداری با قوت در همه لایههای معرفتی و شعائری خود در حال پیشرفت است.
حقیقت آن است که دین منهای شعائر و مناسک نمیتواند ماندگار شود. به همین دلیل، «مناسکستیزی»، چهره دیگری از «دینستیزی» است.
حفظ مصالح کشور، حفظ استقلال کشور و بلکه ارتقای جایگاه ایران اسلامی از مهمترین وظایف و شئون ولی فقیه است. تاریخ انقلاب نشان داده است که علیرغم وجود دولتهای واداده و غربگرا، تنها عامل و حافظ شرافت و عزت ملت، ولی فقیه بوده است. علیرغم وجود دولتهای بیاعتقاد به تواناییهای داخلی و وجود مدیرانی که به بهانه تأمین امنیت کشور حتی تهیة غذا قطارها را هم به شرکتهای خارجی واگذار میکردند، تنها کسی که از صمیم قلب به «ما میتوانیم» باور داشت و همین روحیه را به ملت القاء کرد و در جان آنان نهادینه کرد، ولی فقیه بود. تنها کسی که دغدغه «ملتسازی» و «امتسازی» و «ایران قوی» را داشت، امام شهیدمان بود.