محمد ملکزاده
به دلایل متعدد نباید اجازه داد روحیه انتقامخواهی ملت ایران برای قصاص عاملان جنایت جنگ رمضان، سرد شود. در این یادداشت به برخی از مهمترین دلایل این امر اشاره میشود:
1. دفاع از حق و حقیقت
اگر مطالبه قصاص و خونخواهی کمرنگ شود، خطر فراموشی حقیقت و بیپاسخ ماندن مسئولان جنایت بیشتر میشود. چنانچه بخواهیم در سمت درست تاریخ و جبهه حق بایستیم، وظیفه داریم همواره مدافع حق و حقیقت باشیم.
2. جلوگیری از عادیسازی جنایت
به شهادت رساندن رهبران دینی و سیاسی جنایتی است که در حقوق بین الملل نیز در ردیف اقدامات تروریستی و جنایت جنگی به شمار میرود. پیگیری جدی برای قصاص، پیام روشنی به جهان میدهد که ترور و قتل سیاسی نباید عادیسازی شود.
3. اجرای عدالت
اقدامات ظالمانه آمریکا علیه ملت ایران با به شهادت رساندن رهبر انقلاب به اوج خود رسیده است. برای افکار عمومی مردم ایران و آزادیخواهان جهان، اجرای عدالت، بخشی از ترمیم زخم اجتماعی است که تنها با قصاص عاملان جنایت تحقق مییابد. بعلاوه اجرای عدالت، موجب افزایش اعتماد عمومی نسبت به نظام و اقتدار آن خواهد بود.
5. افزایش امنیت و قدرت بازدارندگی:
اجرای عدالت با انتقام از عاملان جنایت جنگ رمضان موجب حفظ امنیت و قدرت بازدارندگی کشور است. هدف اصلی منطق بازدارندگی، تغییر محاسبات راهبردی طرف مقابل و افزایش هزینه تکرار رفتار خصمانه است. در ادبیات بازدارندگی، ارزش یک اقدام بازدارنده به میزان تأثیرش بر کاهش احتمال وقوع تهدیدهای بعدی وابسته است. به بیان دیگر، پاسخ بازدارنده در پی آن است تا این پیام را منتقل کند که استمرار رفتارهای مشابه، هزینهای فراتر از منافع مورد انتظار برای طرف مقابل به همراه خواهد داشت. در همین حال باید توجه داشت که تأخیر زیاد و بدون دلیل موجه در واکنش علیه جنایتکاران یا اصرار بر انتخاب ابزارهای صرفاً غیرنظامی و دیپلماتیک علیه آنان، به بازدارندگی مؤثر منجر نمیشود. آنچه اهمیت دارد، میزان انطباق اقدام با اهداف کلان امنیت ملی و تأثیر آن بر رفتار آینده طرف مقابل است.
6. تقویت انسجام ملی و حفظ منافع ملی
پیگیری موضوع قصاص عاملان جنگ رمضان و خونخواهی امام شهید، تأثیر زیادی در انسجام ملی و حفظ منافع ملی دارد. مطالبه مجازات قاتلان رهبر شهید، میتواند چند اثر مهم بر انسجام ملی و دفاع از منافع ملی داشته باشد:
نخست آنکه وحدت میان دولت و ملت را تقویت میکند؛ چون این اقدام دولت، جامعه را حول یک مطالبه مشترک یعنی دفاع از امنیت، کرامت و عدالت جمع میکند.
دوم آنکه مانع دوگانهسازیهای داخلی میشود. وقتی موضوع قصاص و خونخواهی بهعنوان یک مسئله ملی و نه جناحی طرح شود، همه گروهها میتوانند بر اصل محکومیت ترور و ضرورت پاسخگویی توافق کنند.
سوم آنکه اعتماد عمومی را افزایش میدهد. زیرا مردم میبینند خون قربانیان و امنیت کشور در برابر ملاحظات سیاسی یا فشار خارجی فراموش نمیشود. از این رو اعتماد مردم نسبت به مسئولان افزایش خواهد یافت.
چهارم آنکه ثابت میکند اقدام علیه رهبران یا شهروندان یک کشور هزینه حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک در پی دارد. این امر موجب بازدارندگی میشود. در حالی که بیپاسخ ماندن چنین جنایتی میتواند دشمنان را به تکرار اقدامات مشابه تشویق کند و منافع ملی را تضعیف نماید.
در نهایت اینکه روایت حقیقی را در سطح جهانی تثبیت میکند. اگر موضوع خونخواهی رها شود، روایت باطل عاملان یا حامیان آنان میتواند جای حقیقت را بگیرد؛ بنابراین پیگیری این موضوع در عرصه بینالملل اقدامی بسیار مهم است؛ چون ترور سیاسی فقط یک مسئله داخلی نیست؛ نقض اصول بنیادین حقوق بینالملل، امنیت کشورها و نظم جهانی است؛ بنابراین این مسئله علاوه بر اقدام قاطع نظامی، باید از مسیرهای معتبر دیپلماتیک، استفاده از ظرفیت نهادهای حقوقی، سازمانهای بینالمللی، مستندسازی حقوقی و افکار عمومی جهانی دنبال شود.