من خیلی زندگی لاکچری داشتم. غیر از برند چیزی نمیپوشیدم. بهترین ماشینی که در مشهد میآمد من باید میخریدم. آن زمان بی ام دبلیو 520 شرابی یک عدد در مشهد وجود داشت و آن مال من بود. آپارتمان سیصد متر کمتر زندگی نمیکردم. غیر از کت شلوار بالای 20 - 30 میلیونی نمیپوشیدم.
من ته آرزوی شما هستم. زندگیام خوشگل بود. اما من دو بار در آن زندگی زیبا، خودکشی کردم. چون مالم خوب بود؛ اما حالم خوب نبود. من در تله مصرف افتاده بودم. چون توخالی بودم و به همین دلیل میخواستم از بیرون برند باشم و ساعت و لباس آنچنانی میپوشیدم.
17 تیرماه 1374 حرم امام رضا (علیهالسلام) رفتم و از آقا خواستم نشانهای برای برون رفت از این زندگی بفرستد. همانجا داخل جوی آب با معتادی برخورد کردم که خوابیده بود و وقتی با او صحبت کردم دیدم از بیکاری معتاد شده است. از همین جا زندگی من معنا گرفت. برایش کار پیدا کردم و افراد دیگری را به من معرفی کرد.
امروز در سن 57 سالگی، با نجات 1057 نفر معتاد کارتن خواب، کارآفرینی کردم. آنها به من میگویند بابا و 14 نوه دارم!
خاطرهای از دکتر علیرضا نبی - کارخانهدار و کارآفرین نمونه.