حفظ مصالح کشور، حفظ استقلال کشور و بلکه ارتقای جایگاه ایران اسلامی از مهمترین وظایف و شئون ولی فقیه است. تاریخ انقلاب نشان داده است که علیرغم وجود دولتهای واداده و غربگرا، تنها عامل و حافظ شرافت و عزت ملت، ولی فقیه بوده است. علیرغم وجود دولتهای بیاعتقاد به تواناییهای داخلی و وجود مدیرانی که به بهانه تأمین امنیت کشور حتی تهیة غذا قطارها را هم به شرکتهای خارجی واگذار میکردند، تنها کسی که از صمیم قلب به «ما میتوانیم» باور داشت و همین روحیه را به ملت القاء کرد و در جان آنان نهادینه کرد، ولی فقیه بود. تنها کسی که دغدغه «ملتسازی» و «امتسازی» و «ایران قوی» را داشت، امام شهیدمان بود. اگر او نبود، تاکنون از عزت و شرافت ایرانی، و حتی از ایران چیزی باقی نمانده بود؛ به مراتب بدتر از سوریه و عراق و لیبی و افغانستان میشدیم.
امام راحل میفرمود: «من به همه ملت، به همه قوای انتظامی، اطمینان میدهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد. ...ولایت فقیه کاری که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمیدهد، کارهایی که بخواهد دولت یا رئیس جمهور یا کس دیگری بر خلاف مسیر ملت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل میکند، جلوگیری میکند».
البته میدانیم که بدون حضور مردم و بدون پشتوانه مردم و بدون حمایت مردم، نه تنها ولی فقیه که حتی امام معصوم (علیهالسلام) هم نمیتواند کاری کند. هر چند مشروعیت ولی فقیه از خداست؛ اما تولی او و قدرت و اقتدار او به اتکاء مردم است. پشتیبانی مردم، رکن اصلی حکمرانی اسلامی و پشتوانه اصلی کارآمدی رهبری و حکومت اسلامی است.
به تعبیر امام سیدمجتبی خامنهای، در نخستین پیام رسمیشان که بعد از قبول مسئولیت رهبری صادر کردند:
«این را بدانید: اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است، کارایی لازم را نخواهند داشت»
