چهار دهه است برای «زن و خانواده»، «حیا و حجاب» و ارائه الگوی زن مسلمان، شوراها، معاونتها و دهها نهاد و تشکل فرهنگی ایجاد کردهایم و بودجه و نیروی انسانی فراوانی به آن اختصاص دادهایم؛ اما امروز شاهد تغییر شتابان الگوی پوشش و عقبنشینی حیا از عرصه عمومی هستیم.
پرسش اصلی این نیست که چرا جامعه دچار این تغییر فرهنگی شده است؛ پرسش این است که نهادهای متولی در این چهار دهه چه کردهاند و کارنامه قابل سنجش آنان کجاست؟
پای صنعت زیبایی، حالا به سالنهای مردانه هم باز شده؛ از شیدینگ لب گرفته تا میکروبلیدینگ و کاشت بنمژه. بعضی از پیجهای این حوزه، روزی ۳۰ مشتری آقا دارند و برای یک پکیج کامل، حدود ۱۵ میلیون تومان پول میگیرند.
تکنیکهایی مثل «شکوفههای گیلاس» برای قلوهای کردن لبها، حسابی طرفدار پیدا کرده و تبلیغاتشان مدام روی یک جمله مانور میدهد: «اصلاً تابلو نیست و کاملاً مردانه است!»
اما پشت این کاسبی، مرزهای هویتی در حال فروپاشی است. پسرهایی که تا دیروز زدن یک ضدآفتاب ساده را تهدیدی برای مردانگیشان میدیدند، حالا برای رژ لب دائم و خط چشم کارت میکشند.
تربیت و روانشناسی امروز (دانشگاهی)، محصول تمدن و نگاه مادیگرایانه غرب است که انسان را نهایتاً یک حیوان ناطق میداند نه بیشتر، که باید او را رام (تربیت) کرد؛ همین نه بیشتر. نه قائل به روح انسانی است، و نه عالم غیب و معنویت خداگرایانه و خدامحور. نه وحی و حدیث را قبول دارد، نه سخن عالمان و عارفان اسلام را. علم یعنی تجربه؛ یعنی دیدنیها و شنیدنیها.
تصور کنید سلاحی وجود دارد که به جای ترس، لبخند بر لب شما میآورد. این سلاح در جنگ شناختی امروز، میمها هستند؛ اسبهای تروآیی که بیسر و صدا از دروازههای تفکر انتقادی ما عبور میکنند.
امروزه میمها دیگر صرفاً طنز اینترنتی نیستند؛ بلکه ویروسی روانشناختیاند. وقتی میخندیم، دفاع منطقی مغز پایین میآید و پیام پنهانِ میم، مستقیماً در ناخودآگاه ما جای میگیرد.
اما خطرناکترین کارکرد این اسبهای تروآ، دوقطبی کردن جامعه است. میمها با تقلیل دادن مسائل پیچیده به سیاهوسفیدِ تمسخرآمیز، افراد جامعه را به دو جبهه ما و آنها تقسیم میکنند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) پس از خود، سه خطر بزرگ را برای امت خویش برشمردهاند:
1. گمراهی پس از شناخت
یعنی انسان با وجود آنکه حق را شناخته، بر اثر شبهات و وسوسههای شیاطین، از راه راست منحرف شود. برای رهایی از این خطر، به خداباوری و دعای راسخان در علم تأکید شده است.
قرآن به ما میآموزد که تا محکمات خودتان را حل نکردهاید، درباره متشابهات اظهارنظر نکنید. آنها که هنوز از محکمات فارغ نشدهاند، عَلَم به دست میگیرند و پشت سر متشابهات راه میافتند؛ این درست نیست. تو که در محکمات به جایی نرسیدی، حق نداری پرچم متشابهات را بلند کنی و پشت سرش حرکت کنی. مگر در جدول کلمات متقاطع این کار را میکنی؟! در جدول، متشابهات را پشت سر محکمات میآوری؛ متشابهات باید خودش را به محکمات تطبیق بدهد. محکمات به عنوان «متغیر» و متشابهات به عنوان «تابع» به کار بروند. یعنی نگران متشابهات نباش. اگر محکمات را جا انداخته باشی، متشابهات خودش در فرمول حل میشود.
طبق پژوهشهای انجامشده، افراد بیشتر به خواندن نظرات منفی علاقه نشان میدهند تا نظرات مثبت! اما خواندن نظرات منفی چه تاثیری روی ما میگذارد؟
وابستگی بیش از حد: اگر مدام در بخش نظرات میچرخید، احتمالاً این کار به یک عادت یا حتی وابستگی رفتاری تبدیل شده است.
افزایش اضطراب: خواندن نظرات منفی آنلاین، گاهی شما را مضطربتر میکند. بهخصوص اگر نظراتی بخوانید که شما را میترسانند یا انتخابهایتان را زیر سؤال میبرند.