۱- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه مورد هدف، با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.
۲- استحاله سیاسی به منظور ناکارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاهنمایی ارکان آن نظام.
۳- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بیاعتمادی و ناامنی روانی.
جاسوسی سایبری میتواند در سطوح مختلفی رخ دهد که هر کدام اهداف و پیامدهای متفاوتی دارند:
جاسوسی دولتی: یکی از مخربترین انواع جاسوسی مجازی، جاسوسی دولتی است که توسط دولتها و سازمانهای اطلاعاتی برای جمعآوری اطلاعات حساس سیاسی، نظامی و اقتصادی انجام میشود. در این نوع جاسوسی، حملات پیچیده و طولانیمدت توسط تیمهای متخصص انجام میشود. حمله به شبکههای دولتی ایالات متحده توسط گروههای هکری خارجی، یکی از نمونههای مشهور این نوع جاسوسی است.
به اعتقاد تاریخنگاران، عملیات روانی، سابقهای به قدمت تاریخ بشر دارد. محققان زیادی در پی یافتن قدیمیترین نمونههای استفاده از جنگ روانی بودهاند. در این باره پل لاین بارگر، سابقه استفاده از جنگ روانی را به جنگ کیدئون با مادها نسبت میدهد. در این جنگ، کیدئون برخلاف رسوم نظامی زمان خود که هر دسته صد نفره یک مشعل داشتند، به هر یک از سپاهیان مشعلی داد و این توهم را در ذهن دشمن ایجاد کرد که تعداد افرادش، صد برابر میزان واقعی است، در نتیجه توانست بدون هیچ درگیری به پیروزی دست یابد.
عملیات روانی، شاخهای از جنگ روانی است که به منظور تاثیر یا حصول تغییر در برداشتها، عقاید و احساسات فرد یا گروه معین (دوست یا دشمن) در جهت پشتیبانی از اهداف و منافع کشور بکار میرود.
صلاح نصر، از نویسندگان مصری در تعریف عملیات روانی میگوید: «عملیات روانی همان جنگ کلمه و عقیده است، خواه به صورت مخفی، آشکار، شفاهی و یا کتبی باشد. اساساً سلاحی است که به انسان و عقل او توجه دارد و هرگاه امکان برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب را داشته باشد میتواند به اعماق آن نفوذ کند».
در جنگ روانی، دشمن با استفاده از محرکهای سریع و احساسی مثل اخبار فوری، تصاویر دلخراش یا شایعات فوری، سعی میکند واکنشهای تکانهای در مخاطب ایجاد کند؛ پیام ساده است: «فکر نکن، فقط بترس یا واکنش نشان بده». در اینجا، آنچه باید بین محرک و پاسخ فاصله بیندازد، تفکر و تعقل است.
این روزها تیرها و موشکهای عملیات روانی دشمن با کمک این شبکهها به سمت تک تک افراد روانه میشود و بسیاری از افراد، دانسته یا ندانسته مجری انتشار یا بازتابدهنده این گلولههای رسانهای هستند که در قالبهای متنوع دیداری و شنیداری، قلبها و اذهان مردم را نشانه گرفته است!
هرگونه تأثیرپذیری روحی بیش از حدّ نسبت به تحولات فیزیکی جنگ و اخبار و وقایع مربوط به آن، ناشی از جنگ روانی دشمن است که نیازمند مدیریت هوشمندانه است.
بی شک هجمههای رسانهای و خبری با دروغسازیهای انبوه و همچنین تحریف وقایع و هراساندن مردم، از ابزارهای اصلی جنگ روانی است؛ اما مهمترین هدف این ابزارها، حمله به اراده مردم است که موجب تحقق خواستههای دشمن میشود.